افغانستان و پاکستان، روابط دوباره تیره می‌شود

با وجود تلاش‌های آقای کرزی برای بهبود روابط با پاکستان، مقام‌های افغان اکنون می‌گویند که روابط این کشور با پاکستان به طور روزافزونی در حال تیره شدن است. در مرکز این اختلاف، نقشی است که قرار است پاکستان به حیث یک همسایه بزرگتر و حامی سنتی طالبان در آینده افغانستان پس از خروج نیروهای امریکایی پس از سال 2014 بازی کند.

 برگزاری یک نشست سه‌جانبه از رهبران افغانستان، پاکستان، و بریتانیا که ماه گذشته در لندن برگزار شد موفق ارزیابی می‌شد چرا که با تعهدی امیدوار کننده در مورد دستیابی به صلح ظرف مدت شش ماه با طالبان همراه بود.

در واقعیت، مقام‌های ارشد افغان اکنون می‌گویند که پاکستانی‌ها پیش‌شرط هایی را در این نشست مطرح  کردند که از سوی کابل غیرقابل قبول تلقی شده و رد شدند که بحران جدیدی را میان دو همسایه ایجاد کرده است.

مقام‌های پاکستانی می‌گویند که آن‌ها هیچ پیش شرطی نگذاشته اند و این که دولت آن‌ها حامی یک افغانستان آرام و با ثبات است.

پاکستان حامی مهم طالبان طی دهه 1990 بود و مقام‌های افغان و امریکایی می‌گویند که رهبری شورشیان هنوز از پناه‌گاه‌های خود در پاکستان عملیات می‌کنند. افغانستان، یک رابطه پیچیده طولانی با پاکستان دارد و هرگز، اعتبار خط دیورند را که توسط انگلیسی‌ها تعیین شده به رسمیت نشناخته است.

یک بیانیه وزارت خارجه افغانستان در روز دوشنبه گذشته نوشت:« نشست لندن، تمایل مداخلانه‌گرانه ولی توهمی برخی‌ها در پاکستان را که حاکمیت ملی افغانستان را نادیده می‌گیرند نشان داد و… که به خواست خود برای کنترول  دوباره افغانستان از طریق عوامل خود ادامه می‌دهند. اقدام‌های افغانستان برای اعتماد بیشتر، تکفل و همکاری همیشه نادیده گرفته می‌شود.»

در ماه‌های اخیر، آقای کرزی باربار استدلال کرده که ایتلاف به رهبری امریکا، جنگ را در کشور به صورت اشتباه پیش می‌برد و باید در عوض به ریشه‌های هراس‌افکنی در داخل پاکستان توجه کند.                تقاضاهای آقای کرزی برای خروج نیروهای ویژه امریکایی از ولایت میدان وردک و تحویل زندان بگرام سبب ایجاد تنش‌هایی با واشنگتن در ماه اخیر شد و به نظر می‌آید که با سفر جان کری، وزیر خارجه امریکا تا حدودی حل شده باشد.

در نشست لندن که در ملک ییلاقی نخست‌وزیر بریتانیا برگزارشد، نمایندگان پاکستان تقاضا کردند که کابل، روابط خود را با هند کاهش داده و افسران افغان را برای آموزش به آکادمی‌های نظامی پاکستان بفرستد و از همه مهمتر، قرارداد همکاری استراتژیک را با پاکستان امضا کند چنان که قرارداد مشابهی را با هند امضا کرده است.

به گفته مقام‌های افغان، امضای یک چنین قراردادی با پاکستان، تنها منوط به موفقیت روند صلح خواهد بود نه به حیث یک پیش‌شرط.

اما به گفته سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، این کشور هیچ تقاضایی در نشست لندن نداشته و همکاری استراتژیک، به گفته وی پیشنهادی بود که از جانب افغان‌ها مطرح شد. به گفته وی، آموزش نیروهای نظامی افغان در پاکستان هم یک حسن نیت از جانب پاکستان بود. وی گفت که خاک افغانستان نباید از جانب هند یا کشورهای دیگر بر ضد پاکستان مورد استفاده قرار گیرد.

مقام‌های پاکستانی در گذشته، ماموران هندی در افغانستان را متهم به حمایت از شورشیان جدایی‌طلب در ولایت بلوچستان می‌کردند، اتهامی که از سوی کابل و دهلی جدید رد شده است. به گفته مقام‌های افغان، این کشور حق دارد که روابط خوبی با هر دو طرف هند و پاکستان داشته باشد.

یک قدم اعتمادسازی که در لندن برداشته شد، پلان برگزاری نشست علمای دینی دو کشور در کابل برای محکومیت حمله‌های انتحاری بود. این پلان، بعد از آن که یکی از مقام‌های دینی پاکستان حملات انتحاری طالبان را در افغانستان جایز دانست، سبب ایجاد بحران در روابط دو کشور شد.

در حالی که پاکستان در حال حاضر از سوی یک حکومت موقت اداره می‌شود، مسایل مهم امنیتی و سیاسی این کشور از سوی ارتش و دستگاه استخبارات این کشور مدیریت می‌شود.

لحن اخیر برخاسته از کابل متفاوت با کوشش‌های گذشته آقای کرزی است که دوره ریاست‌جمهوری وی سال آینده به پایان می‌رسد.

امرالله صالح، رییس سابق دستگاه امنیت افغانستان، می‌گوید:« رییس‌جمهور کرزی، از هر وسیله‌ای برای پیدا کردن یک فهم و زبان مشترک با پاکستان استفاده کرد. در حالی که وی می‌بیند که دوره کاری اش در سال 2014 تمام خواهد شد، دریافته که هیچ منفعتی از ایراد صحبت‌های برادری و روابط خوب با پاکستانی‌ها نداشته است.»

منبع: وال استریت جورنال/ برگردان: شاهمردی

صلح قطر و جنگ پاکستان

روزهای اخیر، یقیناً روزهای دشوارصلح افغانستان است. قطر به عنوان کشوریکه قرار است آدرس یا مرکزی برای طالبان باشد و گفت‌وگوهای صلح درآن به پیش برده شود، نقطه عطف این پروسه در این مقطع زمانی به حساب می‌آید. اهمیت این مقطع از روند صلح آن است که رییس‌جمهور کرزی شخصا‌ً در این گفت‌وگوها شرکت می‌ورزد و احتمالاً به طور مستقیم با نمایندگانی از شورای کویته وارد این روند خواهد شد. ازسویی هم، باورهمگانی این است که صلح افغانستان بدون همکاری پاکستان راه به جایی نخواهد برد. چه، آبشخور فکری، عقیدتی ولوژیستگی طالبان افغان، نقاط قبایلی پاکستان و فراتر از آن استخبارات این کشور است ولذا اگرچاره‌ای اندیشیده نشود، آنگونه که تاکنون بوده است، کلید ثبات افغانستان در دستان مقام‌های استخباراتی پاکستان و مولوی‌های درباری این کشور، رقم خواهدخورد. این برداشت، اکنون به یک باورعمومی درافغانستان تبدیل شده است و همه نیک می‌دانند که تمامی گره‌های کور افغانستان، در پاکستان باز و بسته می‌شود.

دقیقاً از همین منظر است که توجه افغانستان بیش از همه برای جلب همکاری‌های پاکستان معطوف بوده است و علی رغم ترورهای سازمان‌یافته برای مقام‌های عالی‌رتبه افغانستان که به باور مقام‌ها در کابل، سرنخ این ترورها در پاکستان ردیابی شده است، افغانستان همچنان به دنبال جلب همکاری‌های پاکستان بوده است.با اینحال، این تلاش‌ها راه به جایی نبرده است و اینک استخبارات پاکستان با اتخاذ موضع تهاجمی، افغانستان را متهم کرده  ودر گزارشی به دادگاه عالی این کشور گفته است که بعضی از شاخه‌های تحریک طالبان پاکستانی با دولت افغانستان ارتباط دارند و این گروه‌ها تهدیدهای امنیتی را در مناطق قبایلی از جمله مناطق مهمند اجنسی، باجور، سوات، دیر و چترال به وجود آورده اند.

افغانستان، این بار اما با واکنش متفاوت از گذشته، اعلام نموده که قادر است بدون همکاری با پاکستان پروسه صلح خود را به پیش ببرد. جاویدلودین، معین سیاسی وزارت خارجه در گفت‌وگو با رویترزگفته است، افغانستان نسبت به خواسته‌های این کشور سرخورده و به نوعی تکان خورده است ولذا تلاش‌های صلح را بدون همکاری پاکستان به پیش خواهدبرد.

این کش وقوس‌ها در روابط افغانستان و پاکستان را می‌توان به نوعی آخر خط دراین فرآیندتلقی کرد، فرآیندی که از آغاز تاکنون ناکام بوده و هر بار که روزنه‌ای باز شده است، با دشنه‌ای از سوی اسلام آباد نیز هدف قرار گرفته است. کشته شدن هواخوهان صلح از اعضای شورای کویته و نزدیکان ملاعمر، توسط آی‌اس‌آی در همین فرآیند تحلیل و ارزیابی شده است.

با این وجود، اینک تمامی چشم‌ها به نشست قطر دوخته شده است. اهمیت این نشست همانگونه که گفته شد، دراین است که رییس‌جمهور کرزی شخصاً در آن اشتراک می‌کند و از همین زاویه، احتمال می‌رود افراد مهم و باصلاحیتی از گروه طالبان نیز در آن اشتراک ورزد. – البته اگر پاکستان مانع آن نگردیده و پیش از برگزاری، آن را در نطفه خفه نسازد!-

اما در صورتی که این نشست برگزار گردد، می‌توان آن را مهمترین گام در راه صلح افغانستان تلقی کرد و احتمال آنکه بستر را برای تداوم آن فراهم سازد وجود دارد ولی آنچه که مایه نگرانی است؛ حرکت یک‌جانبه حاکمان ارگ در رسیدن به پروسه صلح است. یقینا، صلح؛ زمانی تحقق خواهد یافت که عدالت اجتماعی و سیاسی، توزیع قدرت و ثروت ملی، مشارکت سیاسی و ارج گذاری به دیدگاه‌های آحاد ملت و حلقات سیاسی، برای حکومت و تصمیم گیرندگان سیاسی، به عنوان یک اصل ملی پذیرفته شده باشد و در تحقق آن، همگی سهیم باشند. پروسه کلان ملی همچون صلح و حاکمیت ثبات و امنیت سرتاسری، جاده‌ی یکطرفه نیست که تنها با حضور تیم حاکم و مخالفان مسلح دولت پیموده شود و اپوزیسیون سیاسی و اقشار مختلف مردم، در حاشیه آن تنها تماشاچی این ماجرا باشند. در عرصه ملی، نیاز آن است تا تمامی مردم بازیگر و نقش آفرین باشند و نه تماشاچی و بی طرف!

و لذا اگر حکومت افغانستان خواسته باشد که با قدرت وارد این عرصه گردد و همچنان که اعلام نموده که بدون حضور پاکستان صلح را درافغانستان تامین می نماید، باید تلاش ورزد تا از تمامی پتانسیل‌های ملی برای تحقق این امر استفاده نماید.حکومتی که خود در داخل مشکل داشته باشد و برای مشارکت ملی و توزیع عادلانه قدرت که حق فرد فرد مردم است، مانع‌تراشی نماید، هیچگاه نخواهد توانست که در برابر رقیب قدرتمندی همچون پاکستان پیروز گردد و به تنهایی صلح سرتاسری را تحقق بخشد.

بنابراین، اصلی‌ترین کلید صلح در دستان مردمی است که وفاداری خود را به نظام سیاسی و قانون اساسی افغانستان ثابت کرده اند. این مردم اگر با حکومت یکجا شوند و در لایه‌ها و حوزه‌های مختلف این نظام مشارکت فعال داشته باشند، می‌توانند هر کجی را راست نموده و صلح سرتاسر را نیز برقرار نسازند.

 

علی بنیادی……………………………………………………………………………………………………

این همه بی‏قراری چرا؟

 

رییس‌جمهور در آخرین سخنرانی اش در سفری از پیش اعلام‌نشده به ولایت هلمند با بیان اینکه نیروهای خارجی در افغانستان صادقانه علیه هراس‌افکنی مبارزه نمیکنند، گفت: «امریکا در افغانستان و به خصوص هلمند بر سر منابع زیر زمینی میجنگد.» حامد کرزی تاکید ورزید که امریکاییها میدانند که دولت و مردم افغانستان این را درک کرده اند که نیروهای خارجی برای منافع شخصی‌شان در افغانستان جنگ میکنند. رییس‌جمهور افزود نیروهای خارجی در افغانستان صادقانه بر علیه هراس‌افکنی مبارزه نمیکنند. او در سخنان خود طالبان را در خدمت منافع امریکا توصیف کرد که با جنگ‌افروزی زمینه حضور بلندمدت امریکا در کشور را فراهم میکنند. با این حال وی افزود در صورتی که امریکا، علاقه‌ای به افغانستان داشته باشد، باید برای مردم هلمند بند کجکی را بسازد تا مردم افغانستان با ایجاد پایگاه‌های نظامی این کشور، موافقت کنند، وی در ادامه افزود: «ما آماده امضای این قرارداد (نظامی–امنیتی) با امریکا هستیم مشروط بر اینکه آن‌ها خواسته‏های افغانستان را بپذیرند.»  این بار نخست نیست که رییس‌جمهور به سیاست‏های ایالات متحده امریکا انتقادهای تندی می‌کند. وی در روزجهانی زن نیز سیاست‏های ایالات متحده را در کشور، سخت مورد انتقاد قرار داد. انتقادهایی که موجب حیرت مقام‏های کاخ سفید گردید. در روزهشتم مارچ رییس‌جمهور طی سخنانی در ارتباط با صلح گفت: «امریکا و طالبان هر روز در کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای اروپایی مشغول مذاکره هستند.» کرزی گفت که شماری از مقام‌های خارجی و طالبان وطن‌دوست به او خبر داده اند که برخی از سران گروه طالبان و مقام‏های امریکایی، باهم در حال مذاکره هستند.

رییس‌جمهور در نهایت با زیرسوال بردن سیاست‌های جامعه جهانی و ایالات متحده امریکا در افغانستان، اظهار داشت که جنگ در افغانستان صادقانه و عادلانه نیست و برای از بین بردن هراس‌افکنی باید لانه‏های آنان در خارج از کشور از بین برده شود.

این سخنان تند و انتقادهای سخت از ایالات متحده امریکا، سبب گردید که مقام‏های آن کشور و نیز مقام‏های ناتو در کشور واکنش نشان داده و ادعاهای رییس‌جمهور را رد نمایند. از جانب دیگر سخنان انتقادآمیز و تند رییس‌جمهور، تنش میان کابل و واشنگتن را به شدت افزایش داده است. تنشی که پیش از این نیز رییس‌جمهوراز آن به عنوان کُشتی نرم یاد مینمود. اما چنین به نظر می‏رسید که این کُشتی نرم و غیرجدی کم‌کم به یک مبارزه تمام‌عیار بدل می‏شود.

صاحب‌نظران و فعالان سیاسی هرچند برخی از کارکردها و سیاست‏های جامعه جهانی و ناتو را در امر مبارزه با هراس‌افکنی و موضع‌گیری آنان در برابر روند صلح را مورد انتقاد قرار میدهند، اما افزایش تنش میان افغانستان و جامعه جهانی را هرگز به سود هیچ یک نمی‌دانند. آنان بدین باور هستند که مشکلات موجود میتواند در یک گفتمان منطقی و آرام مورد بحث قرار گرفته و حل شود. وجود تنش و دامن زدن به آن، افزون بر اینکه سوء‌تفاهم‌ها را افزایش داده و واقعیت‌ها را زیر پرده قرار میدهد، دست‌آوردهای مشترک هر دو کشور را نیز به شدت مورد تهدید قرار خواهد داد.

به طور قطع این نگرانی‏ها برای رییس‌جمهورنیز مطرح میباشد که کم‌ازکم در شرایط کنونی به نفع کشور نخواهد بود که مناسبات آن با کشورهای جهان، بخصوص امریکا که بازیگر عمده در عرصه کنونی به شمار میآید، دچار تنش گردد. زیرا افغانستان در سال آینده میلادی بایستی روند انتقال تامین امنیت به نیروهای داخلی را به اتمام برساند، امنیت کامل را پس از خروج نیروهای خارجی تامین سازد، هم چنین بزرگترین پروسه ملی، یعنی انتخابات را بصورت شفاف برگزار نماید. وجود تنش در هر زمینه و بخشی می‌تواند به گونه‌ای، موارد یادشده را تحت تاثیر منفی قرار دهد.

با درنظرداشت مسایل یادشده اینک این پرسش به میان می‏آید که پس چرا رییس‌جمهور اینگونه نسبت به سیاست‏ها و کارکردهای جامعه جهانی، بخصوص امریکا، انتقاد داشته و ناراضی میباشد؟ پاسخ‌هایی که برای این پرسش تاکنون از سوی فعالان سیاسی مطرح گردیده متفاوت میباشد. اغلب آن‌ها بدین گمان اند که این یک بازی سیاسی است. رییس‌جمهوردر آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری می‏خواهد امتیازهای ویژه خود را از این طریق به دست آورد. برخی دیگر بدین گمان اند که رییس‌جمهور و تیم همراه وی به دلیل ناکارآمدی‌های‌شان از چشم مقامهای کاخ سفید افتاده است. موضع‌گیری‏های اخیر رییس‌جمهور واکنشی است در برابر وضعیت تازه که به وجودآمده است. عده‌ای دیگر بدین باورند که غربیها میخواهند که روند گفت‌وگو با طالبان را به گونه‌ای در مشارکت با دیگر طرفهای افغان و با محوریت خودشان به نتیجه برسانند. طبیعی خواهد بود که نقش و جایگاه حکومت در چنین پروسه‌ای میتواند تقلیل یابد. بنابر این ادعاهای اخیر رییس‌جمهور، می‌تواند اظهار نارضایتی باشد در برابر چنین روندی.

حقیقت آنست که علل/انگیزه موضع‌گیری‏های اخیر رییس‌جمهورهنوز به طور دقیق مشخص نبوده و میتواند هر یک از موارد یادشده یا مجموع آن‌ها باشد، اما کم از کم یک نکته کاملا روشن میباشد و آن اینست که ایجاد تنش در سپهرسیاسی کشور و مناسبات جهانی کشور در شرایط کنونی که چندین تحول و پروسه ملی پیشِ روی آن قرار دارد، به سود کشور نمی‏باشد.

در آخرین تحلیل ممکن است ادامه این وضعیت دست‌آوردهای ده سال گذشته را در برابر تهدید و خطر قرار دهد. بدون شک در مناسبات سیاسی کشور با دوستان جهانی‌اش، دارای مشکلات و ابهام‌هایی وجود دارد، ابهام‌هایی که مسوولیت برخی از آن‏ها به دوش خود دولت افغانستان برمیگردد که تاکنون قادر نگردیده است که در عرصه داخلی و جهانی از یک راهبرد و برنامه تعریف‌شده پیروی نماید؛ اما این مشکلات و ابهام‏ها می‏توانند از طریق روند سالم و دیپلماتیک و اجماع ملی حل‌و‌فصل گردد.

نگرانی‏های آینده را جدی بگیریم

 

 

با اعلام خروج نیروهای خارجی در سال 2014 نگرانی عمومی بر سپهرسیاسی و اجتماعی کشور سایه افکنده است. این نگرانی محدود به مردم عادی و آنانی که از درون بازیهای سیاسی اطلاع ندارند محدود نمیگردد، بل مقام‌های رسمی و آنانی که در بخش هایی از بازی سیاسی شریک می باشند نیز به شدت نسبت به اوضاع کشور پس از سال 2014 نگران بوده و روند جاری را ناپایدار می‌دانند. البته این نگرانیها زوایای گوناگونی را دربر می گیرد. یکی از چالش‌های مهم کشور پس از سال 2014 مربوط به حوزه امنیت و جنگ برضد هراس‌افکنی است. واقعیت این است که در شرایط کنونی وضعیت امنیتی در کشور به غیر از مراکز شهرهای بزرگ، در دیگر مناطق، امنیت لازم برای شهروندان وجود ندارد. به طور مثال مشکل ونگرانی امنیتی در مسافرت‏ها بین ولایت‌ها هم اکنون یکی از جدی‌ترین و مهم‌ترین نگرانی های شهروندان به شمار می‏آید. همینطور این خطِ سیر ناامنی را می‌توان در دیگر زمینه ها ادامه داد. عدم سرمایه‌گذاری لازم از سوی تاجران و حتا خروج سرمایه از کشور و توقف فعالیتهای عمده اقتصادی از دیگر مواردی اند که شکنندگی وضع امنیتی کشور را نشان میدهند. بحث دیگر در این زمینه، ساختار و کارکرد نیروهای امنیتی پس از خروج نیروهای خارجی از کشور برای تامین ثبات و مقابله با تهدیدهای مخالفین مسلح میباشد. در زمینه ساختار نیروهای امنیتی هرچند تلاشهایی صورت گرفته است که قابل توجه میباشد،اما به اعتراف مسوولین نیروهای امنیتی کشور، هم اکنون ارگان‏های امنیتی، هم در زمینه‌ی داشتن آموزشهای لازم و کافی، مشکل دارند و هم در برخورداری از تسلیحات نظامی و امکانات مربوط به آن. به طور مثال وزارت دفاع کشور هنوز فاقد نیروی هوایی میباشد. حال آنکه در مبارزه با هراس‌افکنی و دشمنان مسلح، حمایت هوایی یک اصل اثرگذار و تعیین‌کننده میباشد. جای هیچگونه تردیدی نیست که در طول این مدت حملات هوایی، بخصوص هواپیماهای بدون سرنشین برلانه‏ها ومخفی‌گاه‏های مخالفین، بیشترین اثر را در کُند ساختن فعالیتهای نظامی آنان برجای گذاشته است.

مورد دیگری که جامعه را نسبت به آینده نگران ساخته است عدم کفایت و سوء مدیریت کشور است. در طول چندسال گذشته حکومت افغانستان از فاسدترین حکومت‏های جهان شناخته شده است. به طور قطع این موضوع برای بسیاری از هموطنان آزاردهنده و شرم‌آور دانسته میشود، اما چه باید کرد؟ واقعیت جزاین نیست. امروزه فساد و حاکمیت مافیایی را در هرگوشه و هر بخشی از اداره کشور را میتوان شاهد بود. بارها رییس‌جمهور و مقام‌های بین‌المللی و نهادهای گوناگون داخلی از روند رو به‌افزایش فساد در حکومت و کشور شکایت نموده و خواهان اقدامهای جدی در مبارزه با آن شده اند. اما چیزی که از این ماجرا به دست آمده است، دستان خالی میباشد. دستان خالی که نشان نبود یک اراده جدی و قاطع در امر مبارزه با فساد و پایان بخشیدن به سلطه مافیاها بر سرنوشت مردم می‏باشد. متاسفانه از هم اکنون بسیاری کسانی که در موقفهای اساسی حکومت قراردارند به آن دلیل نگرانی از وضعیت آینده در فکر پروژه‌ها و برنامه‏های پول‌سازی اند تا در سایه آن بتوانند به ذخایر خویش بیافزایند تا به فکر سامان‌بخشیدن به امور و تقویت روند اداره کشور برای سالهای بعد. بنابراین وجود فساد و عدم ثبات در فعالیت‌های اقتصادی از نگرانی‌های جدی دیگری است که مردم را نسبت به آینده سخت بی‏باور ساخته است. مسوولاین کشور هم تاکنون تلاش جدی را برای رفع این نگرانی‏ها به خرج نداده اند.

نکته‏ای دیگر که در راستای نگرانی‏های فردای کشور قابل طرح میباشد تنش‏های سیاسی و کمرنگ شدن وفاق سیاسی در جامعه است. واقعیت آنست که پس از سال 2001 فقط برای اندک مدتی مردم ما توانستند تجربه خوب همسویی ملی را در سایه یک زعامت سیاسی متحد پشت سربگذارند. اما این تجربه به زودی افول نمود. افغانستان هم در ساختار اداری و سیاسی و هم در عرصه اجتماعی دچار یک نوع بحران و تفرقه است. با توجه به حساسیت اوضاع پس از سال 2014 و مسوولیت سنگینی که بردوش مردم و حکومت قرار میگیرد اگر این وفاق و همگرایی ملی بوجود نیاید، فرصت‌های بی‌شماری برای تخریب‏گران به وجود خواهد آمد و بدخواهان راه‌های نفوذ و تخریب خود را پیدا خواهند کرد. در یک دهه گذشته فرصت بسیار مناسبی بود که در راستای تحقق تفاهم و وحدت و همگرایی ملی، در سطح گسترده کار می‌شد و با تامین عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه منابع ثروت و قدرت در میان تمامی اقشار جامعه، اعتماد ملی را تقویت و در نهایت زمینه‌ها و بسترهای تحقق وحدت و تفاهم ملی در سطح کلان کشوری فراهم میگردید. اما به نظر میرسد که افغانستان در رسیدن به این هدف به دلیل ضعف‏ها و ناکارآمدی‌های بسیار از جمله فقدان مدیریت باکفایت از سوی دولت در این زمینه توفیق چندانی به دست نیاورد.

پایان سخن اینکه کم از کم با توجه به همین چند مورد، وضع جاری و آینده کشور بسیار نگران‌کننده به نظر میرسد. اگر برای رفع نگرانی‏های یادشده برنامه ها و اقدام‏های فوری و جدی روی دست گرفته نشود، احتمال این که شرایط بسیاربدتری را دوباره تجربه نماییم زیاد دور از وقوع نخواهد بود.

خلای امنیتی در دروازه‌های ورودی کابل

 

 

یک پولیس افغان که در حال ایفای وظیفه در یک پوسته امنیتی است نگاهی به کوهستان‌های پوشیده از برفی که محل بودوباش جنگجویان طالب است انداخته و پیش‌بینی می‌کند در صورت ترک وردک از سوی سربازان ویژه امریکایی، این ولایت دروازه‌ی ورودی به کابل خواهد بود.

محمد جمیل می‌گوید:«طالبان ظرف یک روز، این ولایت را فتح می‌کنند. آن‌ها در همین نزدیکی‌ها هستند.»

از زمانی که رییس‌جمهور حامد کرزی اواخر ماه گذشته حضور نیروهای امریکایی را در این ولایت راهبردی به دلیل اتهام‌های آزار علیه غیرنظامیان، ممنوع کرد، نیروهای افغانی که برای تامین امنیت وردک، قرار است در آن باقی بمانند، روزبه‌روز نگران‌تر می‌شوند.

وردک که در فاصله چهل دقیقه راه از کابل موقعیت دارد، مثال اعلایی از اتفاق‌هایی است که پس از خروج نیروهای امریکایی، در دیگر نقاط افغانستان ممکن است رخ بدهند.

انتظار می‌رود نیروهای ویژه امریکایی، پس از بیرون رفتن بیشتر نیروهای رزمی ناتو تا اواخر سال 2014، نقشی اساسی بازی کنند و تصمیم کرزی، مذاکرات بین ایالات متحده امریکا و افغانستان را درباره آینده همکاری با ایالات متحده پس از خروج این کشور از افغانستان، پیچیده خواهد ساخت.

میرحسین، پولیس افغان دیگری می‌گوید:«این نیروهای ویژه هستند که معمولاً به خط مقدم نبرد می‌روند و با طالبان می‌جنگند. اگر ما از آن‌ها بخواهیم که این ولایت را ترک کنند، در آن صورت، کسی نمی‌ماند که با طالبان بجنگد. مشخص است به محض آن که آن‌ها، ولایت ما را ترک کنند، طالبان به قدرت بازخواهند گشت.»

وردک که از نقطه نظر راهبردی، در مرزهای کابل موقعیت دارد، معمولا از سوی شورشیانی که روستاهای کوهستانی نزدیک را در کنترول دارند، به حیث محلی جهت آماده شدن برای عملیات‌های انتحاری در شهرکابل که محل زیست 5 ملیون باشنده و نمایندگی‌های خارجی است، استفاده می‌شود.

شبه‌نظامیان، پیش از این هم کمین‌ها و حمله‌ها و بم‌گذاری‌های انتحاری را بر نیروهای افغان و امریکایی از این ولایت انجام داده اند.

عزیمت نیروهای ویژه امریکا از وردک این هراس را به وجود آورده که این حرکت، سبب تشجیع شورشیانی شود که با گرم شدن هوا که از لحاظ سنتی، شروع “فصل جنگ” در افغانستان است، فعالیت‌های خود را از سر گیرند.

اوایل هفته گذشته، دو سرباز که گزارش شد از نیروهای ویژه بوده اند، در حمله‌ای در این ولایت کشته شدند.

رابطه توام با عشق و نفرت

کرزی دستور اخراج نیروهای ویژه امریکایی را بعد از شکایت ساکنان این ولایت از شکنجه و کشتار غیرنظامیان از سوی نیروهای ویژه امریکایی و افغان‌هایی که با آن‌ها کار می کنند، صادر کرد، اتهامی که به شدت از سوی امریکایی‌ها رد شد.

حتا بعد از ختم ضرب‌الاجل خروج نیروهای ویژه در روز یکشنبه هفته گذشته، جنرال عبدالرازق، یک بازرس ارشد پولیس به رویترز گفت که این نیروها هنوز در وردک  که مجموعه‌ای از مزرعه‌های سیب و زردآلو در محاصره کوه‌هاست، حضور دارند.نیروهای امریکایی هم از اظهار نظر درباره عزیمت‌شان خودداری کرده اند. رازق به مقام‌های محلی گفت که در صورت خروج نیروهای امریکایی، وزارت داخله، با گسیل نیرو و حمایت توپخانه، از آن‌ها حمایت خواهد کرد.

برخی ساکنان وردک با نفرت درباره نیروهای ویژه امریکایی صحبت می‌کنند و بر این نظرند، جرایمی که آن‌ها مرتکب شده اند، جنایت است. عبدالغفور که 54 سال عمر دارد، بدون آن که شاهدی برای تایید اتهام‌هایش داشته باشد، در حالی که دیگر رفقایش سرشان را به علامت تایید تکان می‌دهند، می‌گوید:«هر روز آن‌ها مردم بیگناه ما را می‌کشند.»

اما دیگران نسبت به خلای امنیتی که احتمال دارد در این ولایت پیش بیاید، بسیار نگران اند. بسیاری از مردم، به خاطر می‌آورند که چگونه وردک، تخته‌خیز طالبان برای فتح کابل و بسیاری از نقاط کشور در سال 1996 شد.

آن‌ها مجبور نیستند جای دوری بروند. ساختمان‌های مخروبه، از جمله یک ساختمان که زمانی مرکز هماهنگی برای نیروهای امنیتی بود، نشانه‌های محکمی از خرابی به بار آمده توسط بم‌گذاران انتحاری طالب اند.حمیده اکبری، یک عضو پارلمان از وردک می‌گوید:« شمار کمی از مردم وردک، پیش رییس‌جمهور کرزی از نیروهای ویژه شکایت کرده اند، اما اکنون همان‌ها می‌دانند که تصمیم‌شان درست نبوده است.»

وی افزود: «آن‌ها می خواهند راهی برای حل این مشکل پیدا کنند و نیروهای ویژه را مدت طولانی‌تری این جا نگه دارند. اگر نیروهای ویژه از وردک بروند، وضع امنیتی بدتر خواهد شد.»

افزایش خطر بر کابل

برخی می‌ترسند که خطر احتمالاً از مرکز این ولایت یعنی میدان‌شهر، جایی که در آن نیروهای پولیس با سرعت از کنار یک محله بازی بچه‌ها به نام پارک صلح با ماشین‌دار می‌گذرند، مناطق فراتر را تهدید کند.

حاجی روخی، یک بزرگ قوم می‌گوید:« به محض این که این نیروها این ولایت را ترک کنند، نه تنها وردک، بل حتا برخی بخش‌های کابل از سوی طالبان اشغال شود و امنیت کابل در خطر قرار گیرد. بنابراین، من امیدوارم که دولت، تصمیم بهتری بگیرد و این نیروها را برای یک دوره طولانی‌تر این جا نگه دارد.»

شیرمحمد کریمی، رییس ستاد مشترک ارتش افغانستان به تازگی به رویترز گفت که بیشتر حمله‌های انتحاری در کابل، درست در 35 کیلومتری این شهر در ولایت وردک سازماندهی می‌شوند. وی گفت:«این یکی از بزرگترین نگرانی‌های ماست.»

نیروهای پولیس افغانستان، پوسته‌های بازرسی متعددی در کنار جاده دوطرفه میدان‌شهر ایجاد کرده اند. ماموران امنیت، پولیس و سربازان، موترهایی را که بر جاده‌های خاک‌آلود حرکت می‌کنند سوال و جواب می‌کنند. یک مامور امنیتی افغان که مصروف تلاشی وسایط بود می‌گوید:«ما گزارش‌هایی دریافت کرده بودیم که طالبان، یک بم‌گذار انتحاری را امروز برای انجام یک حمله به اینجا می‌فرستند.»

زندگی در ترس

این تنها طالبان نیستند که مترصد حمله اند. تصور می‌شود شبکه حقانی مرتبط با القاعده که خونین‌ترین دشمن ایالات متحده درافغانستان محسوب می‌شود و دیگرگروه‌های شورشی مانند حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار هم در این ولایت فعال باشند.در سال 2011، در دهمین سال حمله‌های 11 سپتمبر بر ایالات متحده، یک لاری بم‌گذاری شده در وردک منجر به زخمی شدن 77 سرباز امریکایی شد. یک ماه پیش از آن، طالبان، یک هلی‌کوپتر ترابری را در وردک سرنگون کرده و تمام 34 سرنشین این هلی‌کوپتر از جمله 25 نیروی ویژه امریکا را کشته بودند. با وجود حضور نیروهای ویژه امریکایی و همکاران افغان آن‌ها، طالبان موتورسیکل‌های خود را در خارج  از جاده، می‌رانند در حالی که صورت‌هایشان را با دستمال و عینک‌های آفتابی پوشانده اند.

نیروهای امنیتی افغان که به دلیل نبود آموزش و تجهیزات، دچار ضعف اند، با رفتن امریکایی‌ها موثریت کمتری خواهند داشت.

جمیل، یکی از نیروهای پولیس می‌پرسد:« ما تنها پنج ماشیندار سبک نوع پ. ک در تمام ولسوالی داریم در حالی که طالبان، بیش از پنج ماشیندار، تنها در یک پوسته دارند. بنایا ما چگونه می‌توانیم با آن‌ها بجنگیم یا از مردم خود در برابر جنایات آن‌ها دفاع کنیم؟»

مقام‌های ولایت، هیچ چانسی ندارند. بسیاری از آن‌ها از ترس حمله‌های شبه‌نظامیان، یک شب را در وردک سپری نمی‌کنند.

عصمت‌الله عاصم، رییس شفاخانه میدان‌شهر می‌گوید:« از دفتر من تا خانه ام 15 دقیقه راه نیست اما نمی‌توانم به آنجا بروم. آخرین باری که خانه رفتم، دو سال قبل بود. من در کابل زندگی می‌کنم.»