از دهمین سالیاد شهید سیدمصطفی کاظمی در ولایت لوگر تجلیل به عمل آمد

گردهمایی بزرگی به مناسبت شهدای ۱۵ عقرب بغلان در مرکز ولایت لوگر و با حضور مقامات دولتی، اساتید حوزه و دانشگاه، سران اقوام، شخصیت‌های جهادی، وکلای مردم در شورای ولایتی، نویسندگان، بزرگان، جوانان و اقشار مختلف مردم این ولایت برگزار گردید.

در این مراسم آقای سروش یکی از سخنرانان، شهیدکاظمی را انسان مکتب‌ساز و بنیانگذار اقتصاد مردم افغانستان خواند و گفت: شهیدکاظمی نه تنها یک مجاهد؛ بلکه یک معلم خوب برای ملت ما بود که توانست در دوران وزارت تجارت و ریاست کمیسیون اقتصادملی مجلس نمایندگان از خود کارهای به یادماندنی و چشمگیر به جا بگذارد. وی اضافه کرد که کشور ما در طول جهاد و دوره‌ی مقاومت و هم اکنون شهدای زیادی را از دست داده است.

الحاج سیدمیرمحبوب‌شاه، رئیس پیشین ریاست کار و امور اجتماعی این ولایت از شهید سیدمصطفی کاظمی و وکلای همراهش به عنوان شهدای وحدت ملی یاد کرد و افزود، سفر این‌ها به گفته شهیدکاظمی به خاطر آوردن تغییر در دسترخوان مردم افغانستان بود که این گام را در عمل ثبات ساختند و ما مدیون خون پاک شهدای خود هستیم.

همچنان فرهاد اکبر رهبر قیام مردم لوگر، نقش شهدا را در حفاظت از دین، نوامیس ملی، اراضی کشور، مهم و اساسی دانست و گفت که ما و نسل آینده سپاسگذار و پاسدار خون شهدای خود هستیم. الحاج سیدفیروزشاه، نماینده حزب اقتدارملی در ولایت لوگر از شهید سیدمصطفی کاظمی، شهید ربانی، شهید عبدالحق، شهید مسعود، شهید مزاری، شهید حاجی قدیر، شهید استاد سیدرسول ذبیح به عنوان کسانی یاد کرد که جان شیرین خود را به خاطر خدا و آرامی مردم خود در راه خدا قربانی کردند. وی افزود، نام و یاد شهدا را باید زنده نگهداریم و راه آن‌ها را ادامه بدهیم. همانطور که قرآن مجید شهدا را بلندمرتبه و باعزت یاد کرده است.

فاجعه بغلان و ده سال مسئولیت گریزی حکومت!

  • علی احمدی

ده سال پیش در پانزدهم عقرب ١٣٨۶ مردم افغانستان یک فاجعه بسیار دردناک و جبران‌ناپذیر را تجربه کردند؛ فاجعه‌ی مدهش و هولناکى که تمام مردم افغانستان و به‌خصوص رهبران سیاسى، نخبگان قومى، روشنفکران، علما، دانشجویان و مراکز علمى و فرهنگى را به شدت متأثر و مغموم ساخت و کشور را در سوگ ملى نشاند.
در این حاثه‌ی جانکاه، سیدمصطفى کاظمى، سیاستمدار جوان، خردورز، پُرانگیزه و داراى جذبه و کاریزماى ملى که از هوش سرشار براى رهبرى مردم افغانستان به سوى افق‌هاى عقلانیت و تدبیر، تحمل و مدارا و پیشرفت و توسعه برخوردار بود، همراه با پنج تن از وکلاى نامدار مجلس نمایندگان و ده‌ها زن و مرد بیگناه و کودکان دانش‌آموز به شهادت رسیدند و ده‌ها تن دیگر معلول و مجروح گردیدند.

این حادثه، هم از لحاظ کمى و هم از لحاظ کیفى، یک تراژدى غمبار ملى بود؛ و اما از لحاظ کمى ، صدها نفر کشته و زخمى شدند و خانواده‌هاى آنان دچار رنج و عذاب دایمى گردیدند؛ کودکانى پدران و زنانى شوهران خود را از دست دادند و شمارى در اثر معلولیت دایمى، روند عادى زندگى‌شان دچار اختلال دایمى گردیده و به عسر و هرج همیشگى افتادند.
اما از لحاظ کیفى، اکثر کشته‌شدگان این حادثه، دانش‌آموزان و کودکان معصومى بودند که حتى در عالم تصورهم، یک لحظه با کسى خصومت‌ورزى نکرده بودند و غرق در تخیلات کودکانه خود بودند؛ پیرمردانى به شهادت رسیدند که قادر به تأمین هزینه زندگى زن و بچه خود نبودند و شب و روزشان در پى تدارک یک لقمه نان سپرى می‌گردید؛ و همچنین، شش تن از بهترین وکلاى مردم در مجلس نمایندگان به خصوص شخصیتى در این حادثه به شهادت رسید که از محبوبیت ملى برخوردار بود و درقامت یک رهبر جوان ، پُرانرژى و کاردان تبارز کرده بود که سیاست‌ورزى اش مبتنى بر اندیشه بود و مواضع سیاسى وى از مسئولیت‌شناسى و مسئولیت‌پذیرى‌ نشأت می‌گرفت و دغدغه‌هاى ملى در نگاه او موج می‌زد و به یک مرجع ممتاز سیاسى و امید ملى تبدیل شده بود.
مردم افغانستان، به ‌خصوص روشنفکران، دانشجویان، نخبگان و آنانى که آرزوى استقرار یک جامعه مدرن را داشتند؛ همه و همه به شهیدکاظمى به عنوان یک شخصیت ملى، جوان، آینده‌دار و داراى ایده‌ی روشن براى ساختن یک جامعه‌ی نو، پویا و پایا، دل بسته بودند و به این باور بودند که وى از پتانسیلى برخودار است که می‌تواند افغانستان را از چندین دهه هرج و مرج و بى‌نظمى، به سوى یک افغانستان باثبات، صلح‌دوست، متساهل، خشونت‌ستیز، مدرن و پیشرفته هدایت کند.
طراحان و مجریان ترور او، از داعیه کلان، قدرت سازماندهى، عملگرایى و تاثیرگذارى ژرفش درسطح ملى می‌ترسیدند و در پى حذف فیزیکى او برآمدند و مرتکب بزرگترین خیانت ملى گردیدند و خوشنام‌ترین سیاستمدار این کشور را از این سرزمین گرفتند.
اما حکومت‌ها، نه حکومت حامد کرزى و نه هم حکومت وحدت ملى، هیچ کدام به مسئولیت‌هاى ملى خود عمل ننموده و براى اقناع افکارعمومى که خواهان روشن شدن آمران و عاملان این جنایت هولناک هستند، کوچکترین اقدامى نکردند .
بى‌عملى و یا بهتر است بگوییم، بى‌تفاوتى مشکوک و غیرمسئولانه حکومت حامد کرزى در قبال حادثه بغلان، موجب آن شد که چند تن از شخصیت‌هاى بزرگ دیگر نیز، مورد هجوم قرار گرفته و حذف فیزیکى شوند و سیاست تهدید و ترور، جایگزین سیاست گفت‌و‌گو و تعامل شود و بدبینى و دشمنى تا عمق جان جامعه ریشه بدواند و شقاق و نفاق به صورت یک فرهنگ فراگیر درآید و آینده مبهم و تاریکی در این سرزمین تحمیل و ترسیم گردد و یک بار دیگر افغانستان در قامت یک کشور فرصت‌سوز و اصلاح‌ناپذیر در معرض و منظر جهانیان تعریف و تثبیت شود.
در آستانه دهمین سالگرد حادثه خونین بغلان از حکومت وحدت ملى که متأسفانه تاکنون همان سیاست بى‌تفاوتى غیرمسئولانه حکومت حامد کرزى را در پیش گرفته است، جدا می‌خواهیم که به مسئولیت‌هاى ملى خود عمل نماید و سرنوشت فاجعه‌ی بغلان و حوادث مشابه آن را شفاف نماید و آمران وعاملان این حوادث جنایتکارانه را به افکارعمومى معرفى کرده و به پاى میز محاکمه بکشاند، تا مردم افغانستان در پناه انصاف و عدالت، احساس آرامش و امنیت نمایند و احساس نمایند در جامعه‌اى زندگى مى‌کنند که حکومت‌شان بدون تبعیض، مدافع جان، مال، آبرو، ارزش ها و مفاخر ملى آن‌ها است و از شأن و منزلت انسانى و حرمت و کرامت جمعى و فردى آن‌ها حمایت و حفاظت می‌کند.

شهیدکاظمی، سیاست‌ورز اخلاق‌مدار!

  • عبدالشکور اخلاقی

ده سال پیش در چنین روزهایی طی یک حادثه‌ی هراس‌افکنانه خونبار در ولایت بغلان افزون بر شمار زیادی از شهروندان عادی، به‌خصوص دانش‌آموزان معصوم، تعدادی از شخصیت‌های مبرز سیاسی و وکلای معتمد مردم در مجلس نمایندگان از جمله شخصیت شناخته شده و خوشنام و صادق وطن، شهید سیدمصطفی کاظمی، چهره در خون کشید و حضور توانمند و استعداد فوق‌العاده‌اش از جامعه گرفته شد.

اینک با فرارسیدن دهمین سالگشت شهادت آن شهید جاوید، در شرایطی که کشور و نظام سیاسی و جامعه ما در وضعیت بس تأسف‌بار و نگون‌بختانه قرار دارد؛ مردم ما با حسرت و اندوه از فراق وی، و غم جانکاه در محروم بودن از درایت و کفایت آن سیاست‌ورز مدبر، غمگینانه و دلشکسته به سرنوشت نامعلوم و توفان‌زده خود می‌اندیشند.

در یادبود آن شهید والامقام و دولتمرد توانمند تحلیلگران و نویسندگان و آگاهان امور هر کدام زوایای مختلف و ابعاد گوناگون زندگی، شخصیت و کارنامه سیاسی او را مورد مداقه قرار داده و به خامه و بیان کشیده‌اند؛ هدف نگارنده در این نوشتار برآن است که با فرارسیدن دهمین سالگشت شهادت شهید سیدمصطفی کاظمی، سیاست‌ورز توانا و انسان اخلاق‌محور با درنظرداشت وضعیت آشفته سیاسی و مدیریتی کشور به بخش اساسی و بنیادین سیاست یعنی «اخلاق» پرداخته شود.

در طی سالیان سپری شده همه از هر دری سخن گفتند، هرکاستی را برکشیدند، هر ضرورتی را باز گفتند، هر اصلی را بیان داشتند، هر گزینه‌ای را پیشکش نمودند، هر آرمانی را فریاد زدند و اما یک اصل اساسی و شالوده «انسانیت»، «زندگی»، «جامعه» و «سیاست» را مغفول گذاشتند و حتا بدان اشاره‌ای هم نجستند و آن اصل و شالوده «اخلاق» است. به تعبیر دیگر سال‌هاست که کنشگران، فعالان و صاحبان اندیشه و قلم در عرصه‌ی اجتماع و سیاست مهمترین و بهترین راه‌های توسعه اجتماعی و سیاسی و تحقق اصلاحات و مبارزه با ناراستی‌ها را با دقت و جزئی‌نگری تمام پرداخته‌اند، اما موضوع و فهم و روش «اخلاق‌مداری» در پشت پرده غفلت قرار گرفته و یا اگر اشارتی هم بدان رفته است فقط یک کلی‌گویی لفاظانه و توصیه‌های سست بنیان فردی بوده است.

با در نظرداشت محدودیت این صفحه، درباب موضوع می‌توان گفت که سیاست‌ورزی اخلاق‌مدارانه فراتر از متانت در کلام و نزاکت در رفتار فردی است؛ اصول اخلاقی لازم الاجرا در سیاست و حکومت‌داری با مصادیقی چون پرهیز از دروغگویی، عوام‌فریبی، رعایت اصل صداقت و توجه به اصل طلایی- هرچه را که برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند- تاکید بر نگاه انسانی به جای نگاه ابزاری، شفافیت در مواضع، پای‌بندی برپیمان‌ها و میثاق‌ها، حرکت در جهت تحقق و عملی نمودن وعده‌ها، تن دادن به خرد و منافع جمعی و کلان کشوری شناخته و سنجیده می‌شود.

دردمندانه بروز و ادامه بی‌اخلاقی‌هایی اجتماعی و سیاسی که بر فضای سیاسی کشور چتر گسترانیده و در طول سال‌های اخیر قابل مشاهده بوده است، منجر به سیاست‌گریزی در جامعه گردیده؛ بازیگران سیاسی دائم در حال رنگ و چهره عوض کردن بوده، غبارآلودگی و ابهام حقایق و واقعیت‌ها را از دیدگان پنهان ساخته، اعتماد عمومی نه تنها در گستره اجتماع بل اعتماد مردم نسبت به صداقت سیاست‌پیشگان و دولتمردان سست شده است. آفت فساد همه‌جانبه همچون موریانه جامعه و حکومت را از درون تهی گردانیده است، این همه آفت و کاستی و ناراستی برآیند همان بی‌اخلاقی‌هایی است که بر جامعه و سیاست کشور سایه افگنده است، و به همین علت/دلیل نیز هیچ وساطت و توافقنامه‌ای، حمایت و کمک خارجی، تشکیل اجتماع و ائتلافی، تغییر و جابجایی وزیر و رئیس و…به سرانجام نرسیده است و رفع کاستی‌ها و ناراستی‌ها و بازگرداندن امور به مدار اصلی آن و احیای اعتمادعمومی و به‌ویژه در عرصه‌ی سیاست به امری دشوار بدل گردیده است.

یکی از ویژگی‌های شخصیتی شهیدکاظمی در این بود که وی افزون بر سیاست‌ورزی فعال و توانا، خود را بر اصول و ارزش‌های اخلاقی هم در زاویه و مناسبات و روابط فردی و هم در کنشگری سیاسی و اجتماعی متعهد می‌دانست. احترام و جایگاه ویژه‌ای که شهیدکاظمی در خاطره و وجدان اجتماعی، به دور از خط کشی‌های کاذب و فراتر از مرزهای سمتی و قومی دارد، خود گواه بر این است که شهیدکاظمی «اخلاق‌مداری» را اصل پیشین و زیرین کنشگری سیاسی و اجتماعی خود قرار داده بود. زندگی شخصی و کارنامه‌ی سیاسی شهیدکاظمی با شفافیت این حقایق را تایید می‌نماید.

شهیدکاظمی همانگونه در عرصه‌ی سیاست‌ورزی با قاطعیت «منتقد» بود و «طرح» ارایه می‌داد و «عمل» می‌کرد، به همان اندازه در برابر گلایه و حتا خشم یک هموطن و محافظ خود، دست و پای خویش را گم می‌کرد و از این ‌که با هیبت و قهر یک سیاست‌ورز و دولتمرد با آن ظاهر شود، خود داری ورزیده و از طریق واسطه، زبان عذر و پوزش را می‌گشود. در شرایط کنونی نیز تا هنگامی که سیاست‌ورزان و دولتمردان کشور کنشگری خود را به اصول اخلاقی ملتزم و متعهد نسازند، هیچ راه بیرون‌رفتی از وضعیت آشفته و تأثرانگیز و ذلت‌آور کنونی وجود نخواهد داشت. احیای اعتماد عمومی و به‌ویژه میان مردم و حکومت، داشتن جامعه‌ی سالم و مرفه، تحقق یک نظام دموکراتیک افزون بر سایر الزامات، زمانی شدنی خواهد بود که «انسانیت» انسان ارزش و اهمیت داشته باشد، و «اخلاق»، نماد یا نشانه‌های ارزش انسانی دانسته می‌شود. همه دانشمندان دانش سیاسی و سیاست‌ورزان جهان در دنیای امروز به این امر معترفند که پای‌بندی به عنصر «اخلاق» در سیاست تنها مسیر برای ماندگاری بلندمدت در عالم سیاست است.

کاظمی سیاستمدار شکیبا و خردگرا

  • سیدجواد سجادی

کاظمی، سیاست‌مدار شکیبا، هوشمند و خِردگرا بود. او جامعه‌ی خود را به خوبی می‌شناخت و برای برون‌رفت از معضلات آن، راه‌حل‌های مبتنی بر واقعیت‌های‌ عینی جامعه داشت یا درجست‌وجوی آن بود. از این رو، او به صورت مستقیم انگشت را بر روی همگرایی ملی، توزیع عادلانه ثروت ملی، نحوه تأمین معیشت، رفاه و محتوای سفره/ دسترخوان مردم می‌گذاشت و در پی‌ مطالبه تغییر و بهبود این موارد بود.

او به خوبی می‌دانست که سرمایه‌ی اصلی جامعه، نیروی‌متخصص، کارآمد و اهل‌نظر است؛ و بدون توجه به این سرمایه عظیم، فائق آمدن بر مشکلات، امر ناممکن است؛ لذا، برای او هیچ‌چیزی به اندازه صحبت و تبادل نظر با اهالی دانش و اندیشه، پراهمیت و با ارزش نبود و به اصحاب فکر، آنچه در توان داشت بها می‌داد. او از بازار جرگه‌گرایی سنتی افغانستان که اساس آن کهن‌سالاری، ریش‌سفیدی و گردش به دور چرخ باطل است، عبور کرده بود و به رغم احترام به فرهنگ افغانی، اما اساس برنامه‌هایش مبتنی بر بهره‌مندی بهینه از دانایی و توانایی نخبگان، منهای تعلقات خاص بود.

کاظمی، تنیدن بیمارگونه بر تعلقات قومی، زبانی، منطقه‌ای و مذهبی را سم مهلک برای جامعه افغانستان و باعث عقب‌ماندگی کشور می‌دانست و بر نهادینه کردن هویت ملی – اسلامی بر پایه شکیبایی، همدیگرپذیری، حقوق شهروندی و حاکم کردن شایسته‌سالاری، اهتمام ویژه داشت و در این زمینه تمام همت و توان خود را به کار بست.

کاظمی، چهره‌ی تکرارناشدنی تاریخ معاصر افغانستان!

  • سید اسماعیل جهانگیر/ خبرنگار

آنچه می‌خواهم در این زمینه بنویسم چشم‌دیدها و برداشت‌هایم از شهیدکاظمی خواهد بود. هرچند با نام و اسم شهیدکاظمی آشنا بودم و از بسیاری‌ها در مورد این مرد نام‌آور تاریخ معاصر کشور شنیده بودم، اما هیچ گاهی از نزدیک وی را ندیده بودم جدای ازاینکه از رسانه‌ها صحبت‌ها و بیاناتش را دنبال می‌کردم، اما من شهیدکاظمی را از دوران وزارت تجارت شناختم و دیدم. در آن زمان من دانشجوی دانشکده ژورنالیزم دانشگاه کابل بودم. شبی در تلویزیون ملی اعلام کردند که سیدمصطفی کاظمی، وزیر تجارت و برخی از وزرای دیگر از جانب رئیس‌جمهور کرزی مورد تقدیر قرار گرفته مدال دریافت کرده‌اند. دو و یا سه روز بعدش درست یادم است، ماه مبارک رمضان بود جمعی از دانشجویان ولایت غزنی و برخی ولایت‌های دیگر که در خوابگاه دانشگاه کابل بودند، تصمیم گرفتند به خاطر تبریکی نزد شهیدکاظمی بروند وضمن تبریکی این دستاورد بزرگ در خصوص بعضی مسایل دیگر به‌ویژه مشکلات دانشجویی، دغدغه‌های سیاسی دانشجویی وهمچنان چاپ ونشر هفته‌نامه و برنامه‌های فرهنگی وهمچنان پیرامون تعدادی از دانشجویان که خوابگاه ( لیلیه) نداشتند نیز با وی حرف وحدیث‌هایی داشته باشند.

این شد که برنامه ملاقات هماهنگ شد و راس  ساعت ۲ بعد از ظهر، هرچند اداره‌های دولتی در ماه رمضان الی ساعت ۱ بعد ازظهر رسمیات دارند، اما کاظمی بزرگ برایش مهم نبود که چی روزیست و چی ساعتی. او همواره تلاش می‌کرد تا برای مردمش خدمت کند، همانگونه که گفته بود باید در دسترخوان مردم تغییر ایجاد شود.

سرانجام ساعت ۲ بعد از ظهر با جمعی حدود سی نفر که همه دانشجو بودند خدمت استاد رسیدیم وهمه خودشان را معرفی کردند و روی مواردی که قبلا یاد کردم، صحبت‌ها انجام شد و استاد با پیشانی باز تمامی پیشنهادات و نظریات  جمعی ما دانشجویان را شنیده و به یاورشان دستور دادند تا در زمینه فراهم‌آوری تسهیلات بیشتر دست به کار شود و در یکی از ساحات که برقش ۲۴ ساعته باشد یک حویلی را اجاره کند وچند پایه کمپیوتر نیز در اختیار دانشجویان قرار دهد. در ضمن دستور دادند تا مقالات و نوشته‌های دانشجویان در هفته‌نامه اقتدارملی به چاپ برسد.

جدای از این موضوعات چیزی که هنوز در گوش‌هایم طنین‌انداز است و هیچگاه فراموش نمی‌کنم این گفته استاد است که دانشجویان خواست تا درجریان تحصیل دنبال برنامه‌های سیاسی نباشند، زیرا کاظمی شهید فرمود: بسیاری‌ها هستند که سرنوشت مردم، شهروندان ودانشحویان را به معامله می‌گیرند تا ازاین طریق به نان ونمکی دست پیدا کنند. شهیدکاظمی گفتند من قصد ندارم شما نسل سرخورده‌ای باشید و فردا که از دانشگاه فارغ شدید، سند در دست‌تان و دنبال کار باشید. شما باید به گونه‌ای تحصیل کنید که کار دنبال شما باشد و نه شما دنبال کار.

شهیدکاظمی همواره جوان می‌اندیشید و جوان‌گرا بود. او برای همه کس حرف برای گفتن داشت. او مرد جامع الکمالاتی بود و از دین آگاهی داشت،. سیاست را برای رفاه جامعه و مردم دوست داشت. شهیدکاظمی به تک تک شهروندان می‌اندیشید و برای او قوم، قبیله، نژاد و سمت اهمیتی نداشت. او برای امروز زندگی می‌کرد زیرا از گذشته درس‌های زیادی گرفته بود. استاد شهید در تفاهم و ایجاد وحدت میان اقوام و جریان‌های سیاسی و گروه‌های اجتماعی شهره شده بود و خیر مردم و افغانستان را می‌خواست.

شهید کاظمی در پارلمان کشور نماد وحدت، همدلی و برادری بود و به برابری افراد جامعه تاکید داشت. برای او هیچ ولایتی درجه اول و درجه دوم نبود. او به همه یکسان فکر می‌کرد و برای عزت و رفاه همه مردم افغانستان تلاش می‌کرد.