شهید کاظمی از جهاد تا دولت داری

 

  • محمد قره‎باغی

شهید سیدمصطفی کاظمی یکی از محدود چهره‎هایی بود که سابقه‎ی درخشانی را در دو دهه از تاریخ پُرپیچ‌وخم کشور داشت. حضور این شخصیت شاخص فرهنگی در زمان جنگ و جهاد و مجاهدت، جان تازه‎ای به مجاهدین هم‎رزم و همسنگرش بخشید. زیرا او به گفته‎ی بسیاری از هم‌دوره‎های جهادش، نه تنها سنگر مبارزه با دشمن را در کوهپایه‎های کشور گرم نگهداشت، بل موضع بزرگ دیگری را نیز علیه دشمن خطرناک بشری؛ یعنی جهل و نادانی گشود. او با برگزاری دوره‎های سوادآموزی و طرح مباحث فرهنگی برای مجاهدین، این دیدگاه را برای همگان القا می‎کرد که بدون سلاح علم نمی‎توان با بسیاری از سیاهی‎ها و تباهی‎های ناشی از اشغال کشور مبارزه کرد و مقابله نمود. این طرز دید وی به جهاد، هیچ‎گاه فراموش نشده و همواره رنگ تازه‎ای خواهد داشت.

آن روزگار سیاه گذشت و افغانستان چهره عوض کرد. مجاهدین پیروز شدند و نقشه‎های زیادی در پشت پرده‎ی این پیروزی کشیده شدند؛‌ نقشه‎هایی که سرانجام، تمام احزاب جهادی را به نحوی رو در روی هم قرار داد و منازعات خونینی را در میان آنان رقم زد. بیرون شدن با دامان پاک از این عرصه کار هرکسی نبود، به‌خصوص آن‌هایی ‎که جایگاه طراز اولی را در صفوف مجاهدین داشتند. اما شهیدکاظمی از این آزمون به نحوی موفق به درآمد که کمتر انگشت اتهامی به سوی وی نشانه رفت.

همین امر نیز باعث شد تا او در عرصه‎های دولت‎داری و بازسازی پس از شکست گروه طالبان، به عنوان یک چهره‌ی ملی و مورد قبول همگان ظاهر شود. شهیدکاظمی با نبوغ ذهنی و فکر سرشاری که داشت به خوبی از پس اداره امور کشوری در عرصه‎های مختلف اقتصادی و مدیریتی نیز برآمد و اداره امور مملکتی را تا سطح یک وزارتخانه موفقانه انجام دهد. شهیدکاظمی نسبت به پیشینه‌ و تجربه‎ای که در عرصه‌ی اجرایی و مدیریت وزارت تجارت داشتند و به دلیل پیشینه و درکی که از وضعیت مردم در دوران جهاد و مقاومت داشتند، پُردرخشش ظاهر شده و در پارلمان نیز به یک چهره موفق و امیدبخش تبدیل شدند.

به گفته‎ محمدیونس قانونی، رئیس پیشین مجلس نمایندگان «شهید کاظمی کسی بود که در برنامه‎ی کاری‌اش هم هدف داشت و هم راهبرد برای رسیدن به آن هدف. به عنوان مثال، شهیدکاظمی در زمان ریاست کمیسیون اقتصاد ملی، طرح ایجاد تغییر در بخش اقتصاد کشور یا به تعبیر خودش، ایجاد تغییر در دسترخوان مردم را داشت.»

این‎گونه بود که او به عنوان چهره‎ی تأثیرگذاری درعرصه‎های نظارتی و قانونگذاری تبدیل شد. در واقع‌ او به خوبی می‌دانست که چگونه مسایل را طرح نموده و در عرصه‌ی نظارتی تطبیق دهد که نتیجه‎ی آن ایجاد تغییر مثبت در بخش اقتصاد کشور در نتیجه تغییر در دسترخوان مردم  باشد.

شهید کاظمی اما تنها به کار نظارتی و قانونگذاری اکتفا نکرد و تنها در همین عرصه موفق نبود. ایشان با راه‌اندازی مجامع ملی سیاسی به دنبال راهکاری بود که تأثیر به سزایی در سرنوشت سیاسی مردم داشت و منجر به ارائه‌ی یک طرح جدید جهت ایجاد تغییر مثبت در بخش اقتصادی کشور می‌شد. شهیدکاظمی در عرصه‌ی سیاسی، اقتصادی و قانونگذاری یکی از محدود چهره‌های دلسوزی بودند که نقش بارز و خاصی را در این عرصه‎ها داشتند. به همین دلیل تعداد زیادی از همرزمان شهیدکاظمی اعتراف دارند که با رفتن شهیدکاظمی بسیاری از امیدهای سیاسی برباد رفته و بخشی از جریان‎های مهم و جوشنده و توفنده کشور به خاموشی گراییدند.

اما آنچه واقعیت است و باید پذیرفت اینکه «هدفمندی و قربانی شدن در پای هدف میراث بزرگی است که از شهیدکاظمی و بقیه شهدای عزیز برای ما به میراث و یادگار مانده است.» بدین‎گونه بود که شهید کاظمی با گذاشتن الگوهای بزرگ و میراث ارزشمند معنوی از خود، قربانی توطئه شومی شد که مانع رسیدن وی به اهداف بزرگ او شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

دکترسید عبدالقیوم سجادی،‌ عضو مجلس نمایندگان: کاظمی؛ شخصیت تاثیرگذار و ماندگار

نقش و جایگاه شهیدکاظمی در مجلس و حضور وی در صحنه‌های سیاسی– اقتصادی،‌ یک امر انکارناپذیر است. این مسئله را در گفت‌وگوی کوتاه با جناب آقای دکتر سیدعبدالقیوم سجادی، عضو مجلس و یکی از چهره‎های علمی کشور بررسی کرده‌ایم.

نقش و جایگاه شهید سیدمصطفی کاظمی را به عنوان یک همکار در مجلس نمایندگان، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شهید سیدمصطفی کاظمی از چهره‌های تاثیر گذار و موثر در مسایل سیاسی و اجتماعی کشور بود. نقش وی در پارلمان دوره‌ی پانزدهم سازنده و برجسته بود. کاظمی در دوره‌ی حضورش در پارلمان با عضویت در کمیسیون اقتصاد ملی به عنوان رئیس این کمسیون نقش موثر و چشمگیری داشت. قبل از حضور در پارلمان، حضور ایشان در وزارت تجارت به عنوان وزیر، از وی شخص آشنا با مسایل اقتصادی ساخته بود.

از این رو کاظمی برای مسایل اقتصادی کشور، طرح‎های سازنده و راهگشا داشت. مشارکت فعال ایشان در مباحث اقتصادی و توسعه ملی و دغدغه‌ی کاظمی برای ایجاد تحول مثبت در اقتصاد ملی و دلنگرانی‌شان برای آوردن تغییر در سفره‎های خالی مردم افغانستان از کاظمی، شخصیت تاثیرگذار و ماندگار ساخته بود.

نقش شهیدکاظمی در ایفای یکی از مسئولیت‌های مهم نمایندگی که همانا نظارت است چگونه بود و کار نظارتی پارلمان با چه چالش‌هایی مواجه است؟‌

شهیدکاظمی با درک و شناخت کافی از نهادهای اقتصادی ملی و تجربه‌ی چندین سال کارعملی در نهاد اجرایی حکومت، بیش از هرکس دیگر نواقص و کاستی‌ها را به خوبی درک می‎کرد.

علی‎رغم چالش‎های جدی پارلمان در انجام وظیفه‌ی نظارتی، شهیدکاظمی با تعامل سازنده‎ای که با حلقه‌های درون حکومت داشت، در انجام وظیفه نظارتی و شناسایی نقاط ضعف و چالش‌برانگیز حکومت، به خوبی آگاه بود.

نظارت در جامعه‌ی سنتی افغانستان با چالش‎های جدی روبرو است. در حکومتداری سنتی و قبیلوی، نظارت در حد خصومت و نهاد ناظر در حد نهاد رقیب و مانع تنزل می‎یابد.

نبود درک و شناخت لازم از این امر خطیر در نمایندگان، فقدان تجربیات عملی و عینی کار اداری و حکومتی و نبود فرهنگ نظارت‌پذیری در حکومت، و در نهایت معاملات پیدا و پنهان دستگاه نظارتی با نهادهای اجرایی و مسئول از مهمترین چالش‎های نظارت پارلمانی است. اما در این میان کاظمی شهید با شناخت کافی از وضعیت اداره و با تحلیل منطقی از شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و با شناخت لازم از چالش‎های حکومتداری توانست کمیسون اقتصاد ملی را در عرصه‎ی نظارتی موفق و  موثر سازد.

اقدامات عملی شهیدکاظمی برای بازدید از مراکز اقتصادی کشور به منظور انجام وظیفه نظارتی و رفع نواقص و چالش‎های نهادهای اقتصادی از برنامه‎های موثر و سازنده ایشان و همکاران‌شان در حرکت ملی به سوی توسعه و به جریان انداختن شریان‎های اقتصادی کشور بود.

اما سوگمندانه شهادت نابهنگام این شخصیت فرزانه اجازه نداد که ایده‎ها و طرح‎های سازنده و موثر اقتصادی و نظارتی ایشان به بار بنشیند. دشمنان بی‌رحم این وطن با شهادت سیدمصطفی برای همیشه ملت افغانستان را از دیدگاه‌های ملی و خیر خواهانه ایشان در امر توسعه ملی و رفاه اجتماعی محروم ساخت.

پارلمان افغانستان و به‌ویژه حکومت افغانستان هنوز هم در برابر خون به زمین ریخته کاظمی و همسنگران پارلمانی‌اش مدیون و غرق خجلت و شرمساری است.

عاملان این جنایت بزرگ هیچ‌گاه تعقیب و به پنجه قانون سپرده نشد. همین امر باعث شد که ملت افغانستان هر روز شاهد به خون خفتن جوانان و عزیزانش باشند. اگر دیروز قاتلین خونریز شهید کاظمی و شهدای پارلمان کشور با جدیت شناسایی و محاکمه می‎گردید، امروز مردم ما هیچ‎گاه همه روزه شاهد قربانی شدن عزیزان خویش نبودند.

کوتاهی، کم‌کاری، معامله و پنهان‌کاری دیروز سیاستمداران این سرزمین عمل تباهی و دربدری امروز فرزندان این مرز و بوم اسلامی است.

امیدوارم تجلیل از شهدای مظلوم سرزمین ما زمینه‎ای باشد برای بازنگری در سیاست‎های ناکام و غلط گذشته و چراغی باشد برای پیمودن مسیر آرمان بلند شهدای سرزمین ما که همانا ایجاد جامعه آباد، آزاد مستقل و  اسلامی است.

به امید اینکه با تحکیم وحدت ملی و اخوت اسلامی تمام توطیه‌های دشمنان این سرزمین نقش بر آب گردد و ملت مسلمان شاهد ثبات و امنیت، عدالت و رفاه در وطن اسلامی خویش باشند.

صفیه صدیقی، نماینده پیشین پارلمان: حس همگرایی و سعه صدر عجیبی داشت

خود را برای خوانند‌گان هفته‌نامه اقتدارملی معرفی نموده، خاطره و دیدگاهتان راجع به شهید سیدمصطفی کاظمی را برای خوانند‌گان هفته‌نامه اقتدارملی بیان کنید!

صفیه صدیقی وکیل سابق پارلمان و همسفر شهیدکاظمی به ولایت بغلان هستم. نخست تسلیت خود را تقدیم می‌کنم به اهل اقتدار و اهالی اقتدارملی. نخستین دیدار من با شهید سیدمصطفی کاظمی و آغاز آشنایی مان در یک نمایشگاه اقتصادی بود. او را وزیر جوان، شخص آگاه، فرد متعهد و انسان دلسوز یافتم. بعدها به عنوان وکیل در مجلس همکار شدیم، هردو در کمسیون اقتصاد ملی مجلس درکنارهم قرار گرفتیم و در انتخابات داخل پارلمانی، با وجود اینکه برای احراز پست ریاست کمسیون اقتصاد ملی رقیب همدیگر بودیم، اما برخوردش با من و سایر رقبا توأم با روحیه مثبت و دید همگرایانه بود. سیدمصطفی، مردی جدی، بزله‌گو و درعین حال بسیار مؤدب و خوش‌مشرب و باصلابت بود. ویژگی خاص شهیدکاظمی چه به عنوان یک رهبرسیاسی، چه به عنوان یک وزیر کابینه و چه به عنوان یک وکیل پارلمان این بود که اخلاق نیک، حس همگرایی و سعه صدر عجیبی داشت. همگی را قبول داشت و به همگی احترام قائل بود. آنگونه نبود که یکی را دوست داشته باشد و دیگری را نداشته باشد. به همین دلیل در دل همگی جای داشت و در بین تمام وکلا از هرقشر و با هرطرز فکر که بودند، شهیدکاظمی از احترام و جایگاه خاص در نزدشان برخوردار بود.

حتی در سفر بغلان در مسیر راه هرکس که کاظمی را در داخل موتر می‌دید، با شور و شعف برای شهیدکاظمی دست تکان می‌داد و کاظمی‌صاحب نیز هرجا که تجمع مردم را می‌دید، کاروان را متوقف و برای ادای احترام به آنان از موتر پیاده شده در بین مردم می‌رفت و ازحال و احوال شخصی و مشکلات منطقه‌شان جویا می‌شد.

سفرهای ولایتی و رفتن به پیش مردم به منظور دیدن مشکلات جامعه از نزدیک، از ابتکارات خاص شهیدکاظمی بود که سایر وکلا و رؤسای کمسیون‌ها از این همت بلند و چنین احساس نیک بی‌بهره بودند. و من به خود می‌بالیدم و فعلا هم باوجود اینکه دیگر وکیل نیستم؛ همچنان می‌بالم که در چنان دوره و در چنان کمسیون نیکنام عضویت داشتم و با چنان شخص نیک‌خوی، نیک‌سیرت و نیک‌اندیش به نام سیدمصطفی کاظمی، یار و همکار و همسفر بودم.

به هرحال وقتی به ولایت بغلان رسیدیم چاشت در سالون شهرداری پل خمری مهمان بودیم. بعد از چاشت بعضی از همکاران گفتند که بهتر است شب در پل خمری باشیم و فردا صبح به سمت بغلان به منظور بازدید از فابریکه قند بغلان حرکت کنیم. اما شهیدکاظمی گفتند که نخیر مردم باخبر شده‌ و منتظر آمدن ما هستند. نباید مردم را یک ثانیه چشم به ‌راه گذاشت. ما برای خدمت این مردم آمده‌ایم، وقت هم کم داریم پس باید وظیفه خود را به سرعت انجام دهیم. این جمله را گفت و ازجای برخاست. من و سایر دوستان نیز همزمان با او از جای خود بلند شدیم، ولی شهیدکاظمی با لحن خاصی گفت: «نی نی، شما بشینید، کمی صبر کنید، سر این زندگی هرگز اعتبار نیست. من اول یک وضو بگیرم بعد حرکت می‌کنیم که به این زندگی اعتبار نیست.» این را گفت، رفت وضو گرفت و حرکت کردیم. بعدها مفهوم این جمله شهیدکاظمی را فهمیدم. گویا به او الهام شده بود که سفرش سفر طولانی و بدون بازگشت است و برای ادامه سفر باید با تطهیر رفت.

شهیدکاظمی را در یک جمله توصیف کنید: شهیدکاظمی شخص مبتکر و باصلابت بود.

فاجعه بغلان و ده سال مسئولیت گریزی حکومت

ده سال پیش در پانزدهم عقرب ١٣٨۶ مردم افغانستان یک فاجعه بسیار دردناک و جبران‌ناپذیر را تجربه کردند؛ فاجعه‌ی مدهش و هولناکى که تمام مردم افغانستان و به‌خصوص رهبران سیاسى، نخبگان قومى، روشنفکران، علما، دانشجویان و مراکز علمى و فرهنگى را به شدت متأثر و مغموم ساخت و کشور را در سوگ ملى نشاند.
در این حاثه‌ی جانکاه، سیدمصطفى کاظمى، سیاستمدار جوان، خردورز، پُرانگیزه و داراى جذبه و کاریزماى ملى که از هوش سرشار براى رهبرى مردم افغانستان به سوى افق‌هاى عقلانیت و تدبیر، تحمل و مدارا و پیشرفت و توسعه برخوردار بود، همراه با پنج تن از وکلاى نامدار مجلس نمایندگان و ده‌ها زن و مرد بیگناه و کودکان دانش‌آموز به شهادت رسیدند و ده‌ها تن دیگر معلول و مجروح گردیدند.

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

این حادثه، هم از لحاظ کمى و هم از لحاظ کیفى، یک تراژدى غمبار ملى بود؛ و اما از لحاظ کمى ، صدها نفر کشته و زخمى شدند و خانواده‌هاى آنان دچار رنج و عذاب دایمى گردیدند؛ کودکانى پدران و زنانى شوهران خود را از دست دادند و شمارى در اثر معلولیت دایمى، روند عادى زندگى‌شان دچار اختلال دایمى گردیده و به عسر و هرج همیشگى افتادند.
اما از لحاظ کیفى، اکثر کشته‌شدگان این حادثه، دانش‌آموزان و کودکان معصومى بودند که حتى در عالم تصورهم، یک لحظه با کسى خصومت‌ورزى نکرده بودند و غرق در تخیلات کودکانه خود بودند؛ پیرمردانى به شهادت رسیدند که قادر به تأمین هزینه زندگى زن و بچه خود نبودند و شب و روزشان در پى تدارک یک لقمه نان سپرى می‌گردید؛ و همچنین، شش تن از بهترین وکلاى مردم در مجلس نمایندگان به خصوص شخصیتى در این حادثه به شهادت رسید که از محبوبیت ملى برخوردار بود و درقامت یک رهبر جوان ، پُرانرژى و کاردان تبارز کرده بود که سیاست‌ورزى اش مبتنى بر اندیشه بود و مواضع سیاسى وى از مسئولیت‌شناسى و مسئولیت‌پذیرى‌ نشأت می‌گرفت و دغدغه‌هاى ملى در نگاه او موج می‌زد و به یک مرجع ممتاز سیاسى و امید ملى تبدیل شده بود.
مردم افغانستان، به ‌خصوص روشنفکران، دانشجویان، نخبگان و آنانى که آرزوى استقرار یک جامعه مدرن را داشتند؛ همه و همه به شهیدکاظمى به عنوان یک شخصیت ملى، جوان، آینده‌دار و داراى ایده‌ی روشن براى ساختن یک جامعه‌ی نو، پویا و پایا، دل بسته بودند و به این باور بودند که وى از پتانسیلى برخودار است که می‌تواند افغانستان را از چندین دهه هرج و مرج و بى‌نظمى، به سوى یک افغانستان باثبات، صلح‌دوست، متساهل، خشونت‌ستیز، مدرن و پیشرفته هدایت کند.
طراحان و مجریان ترور او، از داعیه کلان، قدرت سازماندهى، عملگرایى و تاثیرگذارى ژرفش درسطح ملى می‌ترسیدند و در پى حذف فیزیکى او برآمدند و مرتکب بزرگترین خیانت ملى گردیدند و خوشنام‌ترین سیاستمدار این کشور را از این سرزمین گرفتند.
اما حکومت‌ها، نه حکومت حامد کرزى و نه هم حکومت وحدت ملى، هیچ کدام به مسئولیت‌هاى ملى خود عمل ننموده و براى اقناع افکارعمومى که خواهان روشن شدن آمران و عاملان این جنایت هولناک هستند، کوچکترین اقدامى نکردند .
بى‌عملى و یا بهتر است بگوییم، بى‌تفاوتى مشکوک و غیرمسئولانه حکومت حامد کرزى در قبال حادثه بغلان، موجب آن شد که چند تن از شخصیت‌هاى بزرگ دیگر نیز، مورد هجوم قرار گرفته و حذف فیزیکى شوند و سیاست تهدید و ترور، جایگزین سیاست گفت‌و‌گو و تعامل شود و بدبینى و دشمنى تا عمق جان جامعه ریشه بدواند و شقاق و نفاق به صورت یک فرهنگ فراگیر درآید و آینده مبهم و تاریکی در این سرزمین تحمیل و ترسیم گردد و یک بار دیگر افغانستان در قامت یک کشور فرصت‌سوز و اصلاح‌ناپذیر در معرض و منظر جهانیان تعریف و تثبیت شود.
در آستانه دهمین سالگرد حادثه خونین بغلان از حکومت وحدت ملى که متأسفانه تاکنون همان سیاست بى‌تفاوتى غیرمسئولانه حکومت حامد کرزى را در پیش گرفته است، جدا می‌خواهیم که به مسئولیت‌هاى ملى خود عمل نماید و سرنوشت فاجعه‌ی بغلان و حوادث مشابه آن را شفاف نماید و آمران وعاملان این حوادث جنایتکارانه را به افکارعمومى معرفى کرده و به پاى میز محاکمه بکشاند، تا مردم افغانستان در پناه انصاف و عدالت، احساس آرامش و امنیت نمایند و احساس نمایند در جامعه‌اى زندگى مى‌کنند که حکومت‌شان بدون تبعیض، مدافع جان، مال، آبرو، ارزش ها و مفاخر ملى آن‌ها است و از شأن و منزلت انسانى و حرمت و کرامت جمعى و فردى آن‌ها حمایت و حفاظت می‌کند.

صلح و اصلاحات، نسخه نجات افغانستان

ساختار تازهی شورای عالی صلح و تقرر رئیس جدید برای این نهاد، بار دیگر «صلح» را به یک موضوع رسانهای تبدیل کرده و این واژه را که غریبتر از مفهوم خود است،‌ به متن تحلیلهای سیاسی بازگرداند و با متون ارائه شده آشنا ساخت.

رئیس‌جمهورغنی در بخشی از سخنانش راجع به مذاکرات صلح بار دیگر روی نقش پاکستان تکیه کرد و خواهان صلح با این کشور شد. زیرا به باور وی، جنگ موجود به صورت غیر مستقیم میان دو دولت است نه جریان‌های افراطی و مسلح خاصی که وابسته به کشورهای بیرونی نباشد.

اما صلح و مصالحه تنها روایت داغ رسانهها و معضل موجود نظام سیاسی کشور نیست. مهمتر از این مسئله، اصلاحات لازم و شکایت از استبداد جاری در ارگ ریاست جمهوری است. زیرا بسیاری از حلقههای موجود سیاسی و حتی نهادهای وابسته به حکومت،‌ شکایت از سلب صلاحیت لازم و تجمیع اختیارات در ارگ ریاست جمهوری دارد.

بنابراین،‌ نجات افغانستان از وضعیت کنونی، تنهادر گرو صلح با طالبان نیست، بل این کشور به اصلاحات گسترده برای تغییر سازوکارهای سیاسی برای جلب رضایت مجموعههایی گردد که این روزها به اشکال مختلف از مرکز قدرت دور شده و به حاشیه رانده میشوند. این حلقات کسانی را با خود دارند که نمیتوان نقش و جایگاه آنان را دست‌کم گرفته و تنشهای جاری را سبک شمرد. زیرا در صورت همبستگی آن‌ها، حکومت را به سادگی دچار چالشهای جدی خواهد کرد.

از سوی دیگر، این روزها دستیابی به توافق سیاسی جامع، مشروع و پایدار بسیار مشکل به نظر می‌رسد، زیرا نارضایتی‌ها درباره تقسیم قدرت سیاسی در افغانستان و…  ادامه ص 2

برنامه‌های خارجی، ترکیب مسموم شورش، افراط‌ گرایی و فرصت‌طلبی قومی در کشور افزایش یافته است.

این درحالی است که در واقع، تشکیل حکومت وحدت ملی در سال 2014 در راستای رفع رقابت بین جناح‌های اصلی در افغانستان برای افزایش قدرت ناکام بوده و مشروعیت و کارآیی حکومت فعلی را نیز زیر سوال برده است. لذا آگاهان براین باور اند که افغانستان در حال حاضر نیاز به سیستم‌های موثر برای تقسیم قدرت و سازوکارهای بهتری دارد تا برای افراد با قدرت و نفوذ در این کشور که بیم کنارگذاشته شدن و حذف شدن دارند، ایجاد اعتماد کند.

اگرچه صلح با طالبان بخش مهمی از روند صلح در افغانستان است اما تحقق صلح در کشور تنها وابسته به مذاکره با این گروه نیست. برای ایجاد شرایط مناسب برای روند صلح و اجرای پایدار آن، حکومت فعلی افغانستان، احزاب سیاسی و نهادهای انتخاباتی باید برای ایجاد اعتماد برای تحقق صلح در افغانستان همکاری کنند.

در نهایت، اقدامات اساسی که لازم است برای بسترسازی صلح و اصلاحات صورت گیرد، عمدتا در مواردی قابل تحقق اند که بخشی از آن‌ها با برگزاری انتخابات و زمینهسازی رقابت سالم سیاسی، تقسیم قدرت متوازن و صلح و اصلاحات است.

بنابراین،‌ در ابتدا حکومت افغانستان باید انتخابات آزاد برگزار کند تا اجازه رقابت منصفانه سیاسی برای کسب قدرت ایجاد شود. انتخابات پارلمانی در اوایل جولای سال آینده برگزار خواهد شد و انتخابات ریاست جمهوری نیز باید در سال 2019 میلادی برگزار شود. بنابراین حکومت و نهادهای انتخاباتی باید سریعا برای ایجاد اصلاحات انتخاباتی اقدام کنند تا با افزایش نقش احزاب سیاسی و کاهش تعداد حوزه‌های انتخاباتی منجر به نزدیک شدن مردم به نمایندگان شده و از اینکه گروه‌های مختلف قومی دسترسی برابر به نظرسنجیها دارند، اطمینان حاصل شود. در مجموع نیز باید پاسخگویی بیشتری بین رای دهندگان و نمایندگان آنان به وجود آید.

دومین موضوع نیز تغییر رویکرد در تقسیم قدرت در افغانستان است. در رویکرد فعلی، برنده صاحب همه چیز خواهد شد در کشور چند پاره افغانستان قدرت بسیار زیادی به رئیس‌جمهور می‌دهد؛ در واقع حکومت وحدت ملی جلوه‌ای از این معضل است. رئیس‌جمهور افغانستان قدرت این را دارد تا تقریبا هر مقام مسئولی را عزل و نصب کند که شامل والی‌ها و شهردارها نیز می‌شود. افزایش اختیارات مقامات محلی و اظهارنظر هنگام تعیین رهبران سیاسی می‌تواند مسئولیت‌پذیری و نقش شهروندان افغان در مسائل کشوری را افزایش دهد.

سوم اینکه اصلاحات سیاسی باید منجر به گفت‌وگو با طالبان شود، اما حکومت نباید منتظر آن‌ها برای پیوستن به روند صلح شوند. طالبان از قدرت سیاسی و اقتصادی سهم‌خواهی خواهد کرد که احتمالا به کاهش قدرت و نفوذ برخی صاحبان قدرت، به‌ویژه در مناطق پشتون‌نشین کشور منجر خواهد شد. بنابراین اهمیت بسیاری دارد که اصلاحات نظام سیاسی افغانستان زودتر صورت گیرد تا در چهارچوب قانونی قابل قبول به طالبان اجازه داده شود تا در قدرت سهمی داشته باشند. اعطای اختیارات بیشتر به ولایت‌ها در زمینه انتصابات و تصمیم‌گیری و سازوکارهای سیاسی نیز ابزاری هستند که ایجاد صلح پایدار در افغانستان را تسهیل می‌کنند.

سخن آخر اینکه افغانستان برای قرار گرفتن در مسیر صلح و ثبات نیازمند ایجاد اصلاحات و بازسازی نهادهای سیاسی خود است. با این وجود، در حالی که امریکا و شرکای بین‌المللی افغانستان نمی‌توانند شرایط مناسبات جدید سیاسی در کشور را دیکته کنند، اما قادر هستند تا به بازیگران سیاسی افغانستان تا تصمیمات سخت سیاسی خود بگیرند.