تأثیر 500 میلیون دالر بانک جهانی در بهبود وضعیت اجتماعی

تصویب مساعدت 500 میلیون دالر از سوی بانک جهانی برای بهبود وضعیت اجتماعی افغانستان،‌گام بلند و بایستهای بود که هفتهی گذشته برداشته شد. این کمک در زمینه توسعه و رشد اقتصاد افغانستان، بهبود عرضه خدمات در پنج کلانشهر کشور و همچنین حمایت از برگشت پناهندگان افغانستان از پاکستان به مصرف خواهد رسید.

بانک جهانی همچنین اعلام کرد که بخش عمده این کمک که حدود ۲۰۵.۴ میلیون دالر را در بر میگیرد، به حمایت از بهبود وضعیت اجتماعی پناهجویانی ‎که از پاکستان برگشته‌اند، اختصاص مییابد. به گفتهی بانک جهانی، ۸۰۰ هزار افغانستانی از پاکستان و ایران به افغانستان بازگردانده شده‌اند که بسیاری از آنان در مناطق روستایی و دورافتاده امرار معاش می‌کنند.

افزون بر این، ۱۰۰ میلیون دالر درعرصه اصلاحات و توسعه تجارت، ۲۰ میلیون دالر برای بهبود خدمات در پنج کلانشهر، ۲۹.۴ میلیون دالربرای کمک در ایجاد ذخایر گندم و بهبود ذخیره‌سازی غله‌جات و ۶۰ میلیون دالر آن در عرصه‌ی بهبود و توسعه برق در ولایت «هرات» به مصرف خواهد رسید.

بانک جهانی همچنین اعلام کرد که عدم اطمینان سیاسی بر اقتصاد افغانستان تاثیرگذار بوده و وضعیت امنیتی مصارف بودجه‌ای این کشور را افزایش داده است. از سوی دیگر،‌گزارش امنیتی این نهاد مالی جهانی،‌افغانستان را در ردیف دوم کشورهای ناامن دنیا قرار داده است.

براساس این گزارش، وخامت اوضاع در افغانستان باعث شده تا میزان زیادی از بودجهها صرف مسئله امنیتی گردد که این مسئله در بسیاری از پروژههای خدمات رفاهی و اجتماعی محسوس بوده است. دست‌کم مثال ساده و روشن آن را میتوان در خصوص تأخیر در اجرایی شدن جادهای مشاهده کرد که قرهباغ ولایت غزنی را به جاغوری وصل میکند. این جاده به دلیل اینکه هزینهی امنیتی اندکی دارد،‌چند سال است که بی‌سرنوشت مانده و مسافران آن نیز کماکان درگیر چالشهای امنیتی در این جادهی خاکی و زمان‌بر مانده‌اند.

از سوی دیگر، فساد نیز از جمله عواملی است که در گزارش بانک جهانی به آن اشاره شده و ضرورت اصلاحات مورد تأکید قرار گرفته است. در چنین وضعیتی،‌انتظار بهبود وضعیت اجتماعی در نتیجهی اجرایی شدن پروژههایی که 500 میلیون دالر برای آن اختصاص داده شده است،‌قدری دشوار بوده و شرایط خاصی را طلب دارد تا پیشزمینه و مقدمهای شود برای عملی شدن بهتر پروژههایی که قرار است این مبلغ برای آن هزینه گردد.

بدیهی است که شفافیت و امنیت دو عامل عمده و تأثیرگذارند که در نبود آن‌ها،‌موثریت پروژههایی که از این ناحیه عملی خواهند شد کاهش یافته و انتظار بهبود شرایط اجتماعی ناشی از مصرف این مبالغ،‌بی‌هوده خواهد بود. چنان که در گذشتهها نیز هزینههایی بسی بیشتر از این صورت گرفته و پیامد و حاصل آن چیزی نبوده که تا اندازهی زیادی زندگی مردم را تحت تأثیرات مثبت خود قرار دهد.

بنابراین، اکنون مسئولیت دولت و نهادهای مسئول امنیتی است تا زمینهی مصرف 500 میلیون دالر بانک جهانی را به نحوی فراهم سازند که حاصل آن در حیات اجتماعی مردم محسوس بوده و حداقل اینکه مردم شاهد تغییرات مثبت باشند. در غیر آن صورت،‌این تنها مردم نیستند که از این رویکرد ناشفاف و ناامن متضرر و متأثر خواهند شد بل دولت نیز با مقیاس بیشتری اعتماد و اعتبار خود را از دست داده و بار دیگر نخواهد توانست چنین مساعدتهایی را جلب و جذب نماید.

اهدای خون آسان،‌حصول خون دشوار!

چهاردهم ماه جون در تقویم جهانی به نام روز جهانی اهدای خون ثبت شده است. این مناسبت که در واقع امر (روز جهانی تقدیر از اهداکنندگان خون) ‌است برای آن درج تقویم جهانی شده تا از همت والا و فعالیت انسان دوستانه تمام کسانی‎ که در زمینه اهدا و انتقال خون و نجات جان انسان‌ها تلاش می‌کنند، قدردانی ‌شود.

ابتکار اصلی چنین نامگذاری را سازمان بهداشت جهانی، جامعه بین‌المللی انتقال خون، انجمن بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر و اتحادیه بینالمللی سازمانهای اهداکنندگان خون در سال ۲۰۰۴ میلادی انجام دادند. این سازمانها از همه کشورها خواستند در این روز برای بزرگداشت اهداکنندگان برنامه‌ریزی نمایند. انتخاب این روز به مناسبت تولد پروفسور لندا شتاینر، کاشف گروههای خون و برنده جایزه نوبل بود که طب انتقال خون پس از این کشف بزرگ پیشرفت زیادی کرد.

حقیقت این است که اهدای خون هنگامی رخ می‌دهد که یک فرد سالم به ‌طور داوطلبانه مقدار مشخصی از خون خود را در یک مرکز انتقال خون هدیه می‌کند. خون اهدا شده پس از انجام آزمایش‌های لازم و تأیید سلامتی به ‌منظور تهیه محصولات خونی مورد استفاده قرار می‌گیرد و یا از طریق بانک خون مراکز درمانی به افراد دیگر تزریق می‌شود. فرایند اهدا و تزریق به دریافت‌کنندگان، انتقال خون نام دارد.

در کشورهای توسعه‌یافته و اکثر کشورهای در حال توسعه، بیشترین اهداکنندگان خون را افراد داوطلبی تشکیل می‌دهند که در قبال آن پولی دریافت نمی‌کنند. در کشورهای فقیرتر، افراد معمولاً خون خود را برای انتقال به اعضای خانواده و یا دوستان‌شان اهدا می‌کنند. بنابراین انگیزه‌های مختلفی برای اهدا، شامل انجام عمل خیر، کمک به بهبود خویشاوندان، نیاز مالی و برای استفاده خودِ فرد در آینده وجود دارد.

خوشبختانه که در کشور ما نیز فرهنگ اهدای خون به صورت داوطلبانه رشد چشمگیری داشته و به‌خصوص این مسئله در مناسبتهای خاص دینی و مذهبی به صورت گستردهتری عملی میگردد. ایام محرم و روز عاشورا یا سایر مناسبتهای اسلامی از جمله مواردی اند که اوج این فداکاری را به نمایش میگذارند. ابراز همدردی با قربانیان حوادث بیشمار انفجارها نیز صحنههای شایسته از اهدای خون خلق کرده که بانکهای کشور،‌به‌خصوص بانک مرکزی خون را از رفع نیازها در این خصوص غنیتر میسازد.

بد نیست که بدانیم علاوه براینکه مهمترین اثر اهدای خون، نجات زندگی انسانها و آگاهی از سلامت جسمانی است، تحقیقات نشان داده که اهدای مکرر خون به میزان زیادی فرد را در برابر ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی محافظت میکند. همچنین اهدای خون نه تنها برای افراد سالم زیانی ندارد، بل موجب جلوگیری از ابتلای آن‌ها به بیماری‌ها نیز میشود، ضمن اینکه سیستم خونسازی بدن به گونهای است که با افزایش جریان خون در بدن، طی مدت کوتاهی این مقدار خون اهدا شده را جایگزین میکند.

اما بحث مهم دیگر در این خصوص،‌نحوه دریافت مجدد خون توسط کسانی است که به این ماده حیاتی ضرورت دارند. زیرا در افغانستان نیز مثل سایر نقاط جهان بسیاری از افراد به خون و فرآورده‌های خونی نیاز پیدا می‌کنند. زیرا به صورت معمول و معیار جهانی، از هر سه نفر مردم دنیا، یک نفر در طول زندگی احتیاج به تزریق خون و محصولات خونی پیدا می‌کند. بارزترین مثال برای موقعیت‌هایی که در آن نیاز مبرم به خون پیدا می‌شود عبارت اند از زمان بروز حوادث و سوانح گوناگونی نظیر انفجارها، تصادفات رانندگی، سوختگیها و اعمال جراحی. همچنین خانمهای باردار در حین زایمان، نوزادان و به‌خصوص نوزادان نارسی که به زردی دچار میشوند از جمله دیگر نیازمندان به خون هستند. بیماران سرطانی که تحت درمان خاص قرار میگیرند از گروه‎‎های دیگر نیازمند خون اند.

با توجه به اینکه تاکنون در جهان، با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در زمینه علم پزشکی هنوز هیچ گونه جایگزین مصنوعی برای خون ساخته نشده است و فقط خونی که توسط انسانهای نیکوکار اهدا میشود، می‌تواند جان انسان‌های دیگر را از مرگ نجات بخشد، دسترسی آسان به این ماده امر حیاتی است.

اما متأسفانه در بسیاری موارد در کشور ما،‌دسترسی به خون کار دشواری بوده است. نویسنده خود شاهد مواقعی بوده که مادری با مرگ دست و پنجه نرم میکرده و نیاز فوری به خون داشته،‌ولی برای دسترسی به آن نیازمند واسطه و رابطهی خاص بوده است. از سوی دیگر،‌تدابیر اداری خاصی وجود ندارند تا فردی که خون اهدا میکنند، دارای حداقل امتیاز در صورت نیازمندی به خون باشند.

بنابراین به نظر میرسد اگر تدابیر شفافیتساز و انسانی سنجیده شود که از یک سو دسترسی به خون آسان شده و از سویی هم اهداکنندگان خون دارای امتیاز ویژه حین دریافت خون شوند، ترویج اهدای خون به صورت بهتری اجرایی خواهد شد.

علی(ع)؛ شب‎های قدر بهترین الگوی

شب قدر در قرآن بهتر از هزار ماه توصیف شده و ارزش آن به این است که در این شب تقدیر آدمی رقم می‌خورد. در این شب است که چشمان زنده‌دلان تا سحر بیدار بوده و طلب استغفار می‌کنند. شبهای قدر زمان تعهد به خدای یگانه است. زمانی که انسان تصمیم می‌گیرد تا سال آتی چگونه زندگی نموده و چطور عمل نماید. درواقع همین تعهد است که سرنوشت او را در پیشگاه حق تعالی رقم می‌زند

آری ما را بر عظمت و شناسایی آن راهی نیست، تنها می‌توان درزیر باران رحمت «لیله القدر» ایستاد تا برما ببارد و جان‌هایمان را با آب زلال خود شست‌وشو داده و پاک سازد. از این رو است که رسول خدا (ص) فرمود: هرکه شب قدر را زنده بدارد تا سال دیگر عذاب از او دور میگردد.

پس برماست که این شب عظیم را دریافته و دستان خویش را بلند نموده از پیشگاه پروردگار بخواهیم که عافیت و سلامتی جسم و جان و دین و دنیا و اخلاق را نصیب همهی ما بگرداند.

شب قدر الگویی دارد که در این شبها به محراب عبادت آخرین مناجات را نموده و به دیدار معشوق شتافت. پیشوای پرهیزگاران و سرامد عبادت‌کنندگان، علی امیرالمومنین (ع) که هنگام شهادت فرمود: «قسم به خدای کعبه که رستگار شدم.» 

پس خوب است با خون سرخ مولا قسم یاد نموده و از خدا بخواهیم که خدایا! تقدیر ما را در شب قدر بهگونهای رقم زن که در دنیا و آخرت، بالاترین افتخار ما را پیرو بودن آن پیشوا قرار ده که در بزرگترین شبهای سال براتی تازه نموده و به دیدار تو شتافت.

آری در شبهای قدر، «چشم سر» را باید بیدار داشت تا «چشم جان» بیداری و بینایی یابد و دل از بندها برهد؛ و ما چه زیانکاریم اگر از شب قدر تنها بیداری چشم نصیب‌مان شود و راهی به ورای آن بر اقلیم جان نیابیم.

شب قدر که در ماه مبارک رمضان نهان است، انگیزه‌ای می‌شود تا مردم دستکم سه شب را به عنوان شب‌های قدر احیا بگیرند و به برکات و آثار سرنوشت‌ساز آن شب قدر برسند. البته برخی دیگر همه این ده شب را احیا می‌گیرند تا به قدر یقین این شب را درک کنند. اما حقیقت شب ‌قدر چیست که این‌گونه مردم برای درک و احیای آن هیجان دارند و شوق انتظارش آنان را به شور و وجد می‌آورد؟

قدر با فتح ‌قاف و سکون دال به معنای اندازه، میزان مشخص و معلوم، ارزش، قدرت و مانند آن آمده است. وقتی می‌گوییم قدر آن بدان یعنی ارزش آن را بشناس، یا وقتی می‌گوییم: چه قدر است؟ یعنی ارزش و قیمت و بهای آن چه میزان است؟

براساس آیات و روایات، شب قدر در دههی سوم ماه مبارک رمضان قرار دارد. پس باید در این شب‌ها در جست‌وجوی شب قدر باشیم و با بیدار ماندن، قلب خویش را از خواب غفلت بیدار کرده و با دعا کردن و کارهای خیر، به‌ویژه ایمان واقعی و توبه و بازگشت به سوی خدا، دل ‌مرده‌ی خود را به آب حیات و نور قرآن زنده گردانیم.

از نظر آموزه‌های قرآنی، حقیقت احیاء و زنده کردن و زنده گردانیدن، به ایمان است؛ از این رو اسلام و ایمان را عامل زنده شدن انسان معرفی می‌کند. (بقره، آات ۲۸ و ۱۵۴) برای اینکه دل‌های مرده‌ی خود را زنده کنیم باید شب‌های قدر را قدر بدانیم و تقدیر خودمان را تغییر دهیم. از آموزه‌های قرآنی به دست می‌آید که هر چیزی چون بخواهد در مقام خلق در آید و قضا و تحقق یابد، باید نخست در مقام امر در آید و سپس نازل شده و جامه‌ی خلقت پوشد. پس وقتی تقدیر به مقام قضا و امضاء رسید دیگر تحقق می‌یابد.

با این وجود شکی نیست که انسان می‌تواند مقدرات خویش را تغییر دهد. رفتار و عملکرد امتها و اقوام، از موجبات تغییر قدر و دگرگونی سرنوشت آنان است که در آیه ۱۱ سوره رعد به آن توجه داده شده است.

اسباب و عواملی که می‌تواند تقدیر الهی را تغییر دهند و پیش از آنکه به مقام قضا و امضا برسند آن را دگرگون کنند، اموری چند اند که در آیات قرآن به آن‌ها اشاره شده است. مهمترین این اسباب و عوامل عبارتند از:

۱ – تغییر در رفتار: از مهم‌ترین علل و عوامل تغییر در تقدیر و سرنوشت انسان، تغییر در رفتار فردی و عمومی مردم است. مردم می‌توانند سرنوشت مقدر شخصی و جمعی خود را با تغییر رفتار دگرگون کنند. این تغییر رفتار می‌تواند مثبت یا منفی باشد. اگر شخص یا جامعه‌ای گرفتار کفر و کفران است می‌تواند با تغییر آن، سرنوشت و تقدیر خویش را تغییر دهد و بلا و عذاب را از خود بردارد.

۲ – دعا: از دیگر عوامل تغییر در تقدیر، دعا و نیایش به درگاه خداوند است. شکی نیست که دعا خود نشانه‌ای از تغییر در رفتار و عملکرد فرد است و کسی که به درگاه خداوند می‌رود و توبه و استغفار می‌کند در حقیقت از وضعیت خود راضی نیست و می‌خواهد خداوند دستگیر او باشد. پس نیایش نیز خود نوعی تغییر در عملکرد و رفتار است. به هر حال در آیات قرآن بر این نکته تاکید شده که تغییر در تقدیر با دعا امکانپذیر است.

بدان امید که شبهای قدر بستر و بهانهای باشد برای رقم خورد سرنوشت شایسته و تقدیر خوب آنهاییکه قدر خویشتن را شناخته و درک میکنند.

بهسازی برچی، از وعده تا عمل

دشت برچی که آغاز آن در نامگذاری جدید از ابتدای جاده شهید مزاری شروع شده و نقطهی پایان آن به قلعههای قدیمی حیدرخان،‌قلعه قاضی و کوههای چهل دختران و تپه اسکاد میرسد، سالیان زیادی است که با ازدحام جمعیت، تراکم نفوس، جاده باریک و نداشتن سرکهای فرعی محشور شده است. راه بندانهای مکرر، تراکم جمعیت و جادهای که تنها صراط مستقیم است و هیچ راه گریز و دست ستیزی برای رانندههای گرفتار در آن باقی نمیگذارد، بسیاری از مردم را فراری ساخته و صدها مسافر دیگر را از رفتن به این مسیر حتی در مواقع ضروری باز داشته است.

جدا از این معضل اجتماعی که شامل رفت و آمدهای دشوار است، زندگی در داخل کوچههای تنگ و جادههای فرعی نامناسب،‌حدیث دیگری است که زندگی را به کام ساکنان ناحیه 13 تلخ ساخته و روزگار مردمی را که خوی مدنی شان نیز زبانزد عام و خاص است،‌زار و تلخ کرده است.

بهسازی این ناحیه اما نیز حدیث مکرر نهادهای دولتی و ادارههای مربوطهای چون شهرداری شده و تاکنون بارها از زبان مسئولان مربوطه شنیده شده است. آخرین بار نیز هفتهی گذشته از سوی شهرداری اعلام شده که نه تنها معضل راه و جادهی ساکنان این منطقه حل خواهد شد، بلکه حل مشکل آب آشامیدنی آنان نیز در دستور کار این نهاد قرار دارد.

این خبر حداقل امیدی را در دل شهروندان ناحیه سیزدهم ایجاد کرده که گویا دولت در برابر معضلات و خواستههای آنان گوش ناشنوایی نداشته و باری ندای آنان را شنیده است. اما حقیقت این است که همواره فاصله میان وعده و عمل، آنهم در حکومتیکه وابستهی امکانات و مساعدتهای دیگران است،‌زیاد بوده و در صورت ناسازگاری میان این دو فاکتور نیز،‌راههای توجیه کم نیست. کمبود بودجه، نبود حامی مالی، عدم موافقت ساکنان محل با تطبیق پروژههای بهسازی و…. از جمله دلایلی اند که امکان سبز شدن در برابر اجرای بهسازی برچی وجود دارد.

اما بدیهی است که اگر این وعده به عمل مبدل شده و دشواریهای کنونی از فراروی زندگی مردم برداشته شود، تسهیلات زیادی در حیات اجتماعی آنان رونما شده و این امر بخشی از نارضایتی‎‎های موجود از حکومت را نیز کاهش خواهد داد. شکی نیست که جلب رضایت کتلهی بزرگی از ساکنان پایتخت که مشارکت پر شوری در روندهای ملی و مردمی دارند، موفقیت بزرگی برای دولت و حکومت نیز محسوب خواهد شد.

با این حال، یگانه هراسی که در این خصوص وجود دارد، عدم اعمال نقشههای واقعی و طرح بهسازی است که براساس یک پیشنهاد مهندسی تنظیم شده است. زیرا در قسمت سرکسازی اسفالت عمومی دشت برچی،‌تخلفات زیادی رخ داد که هیچ وقت مورد پیگرد نیز قرار نگرفت. اول اینکه جادهای که قرار بود با عرض هشتاد سانتی متر ایجاد گردد،‌به یکبارگی به چهل سانتی متر رسید که تنگ بودن آن به خودی خود بخشی از مشکلات مردم را خلق کرده است. گفته میشود این تغییرات در نتیجهی دخالت و دستکاری برخی از مافیاهای زمین در این ناحیه بوده است. اکنون نیز انتظار میرود که این فاکتور در اجرای پروژه بهسازی برچی با چلیپای بزرگی خط زده شده و هرچه زودتر چنین پروژهی نیکی به اجرا گذاشته شود تا صداقت نهادهای دولتی در قبال سرنوشت اجتماعی این منطقهی محروم نیز اثبات گردد.

نقش زنان در اقتصاد خانواده!

همان گونه که خانواده به عنوان واحد کوچکی از اجتماع در پیشرفت و توسعه فرهنگی جامعه نقش اول را دارد، در توسعه و رشد اقتصادی جامعه نیز نقش اساسی را ایفا می‌کند و میزان، چگونگی و نوع حضور زن در عملکرد و چرخه‌های اقتصاد کشور تأثیرگذار است.

یکی از اساسی‌ترین اهداف تشکیل خانواده، بقای نسل و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه است. توسعه و رشد اقتصادی در گرو نیروی کار فعال و تحصیل‌کرده است؛ بنابراین یکی از عوامل مؤثر در توسعه اقتصادی نیروی انسانی یا سرمایه‌های انسانی است. خانواده به عنوان اولین پایگاه تربیت و پرورش منابع انسانی است. از این رو جامعه باید با تقویت نهاد خانواده زمینه توسعه اقتصادی را مهیا سازد. امروزه تئوری سرمایه انسانی در مقابل سرمایه فیزیکی مورد توجه اقتصاددانان و جامعه‌شناسان دنیا است. در این تئوری سرمایه‌های انسانی با ارزشتر از دارایی‌ها و منابع طبیعی و ذخایر زیرزمینی به شمار می‌آیند و هرچه بر روی انسان‌ها سرمایه‌گذاری شود، رشد و توسعه جامعه افزون خواهد شد. از این رو پیشرفت علم و دانش، نگرش و مهارت افراد، ظرفیت تولیدیِ جامعه را ارتقا می‌بخشد و در نتیجه رشد و توسعه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تسهیل و تسریع می‌گردد. این نظریه می‌تواند در دو سطح خرد و کلان آثار مطلوب خود را نشان دهد. در مقطع خرد، بازدهی خصوصی را افزایش می‌دهد و در سطح کلان رشد و توسعه جامعه را به همراه دارد، و چون پرورش منابع انسانی از کانون خانواده آغاز می‌شود، و مادران نقش اساسی را در زمینه تربیت و پرورش فرزندان ایفا می‌کنند، اثرگذاری قابل توجه آنان آشکار است و این نقش، ویژه زنان است. زنان به عنوان عامل پرورش و رشد نیروی کار، در جریان بهره‌وری و تولید ناخالص ملی سهم دارند، که با سرمایه گذاری در اطلاعات، دانش، نگرش و مهارت‌این ارزش افزوده خواهد شد. بنابراین تلاش حاکمان و نظارت و توجه ملّی به این امر بازخورد مستقیم در پیشرفت کشور را دارد؛ زیرا هرگاه منابع انسانی در محیطی سالم و با انگیزه و احساسات و عاطفه و خیرخواهی و … پرورش یابد و با عزت نفس و مناعت زندگی را بگذراند، نیروی قوی‌تری در چرخش امور اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت. زنان با فراهم کردن و آماده ساختن محیطی با نشاط و صمیمی‌برای تأمین نیازهای مادی و معنوی و توجه به بهداشت روحی، جسمی ‌و روانی اعضای خانواده اثر مستقیم بر اقتصاد جامعه می‌گذارند. در پرورش منابع نیروی انسانی باید به بعد معنوی و ارزش‌های اخلاقی و دینی توجه ویژه شود تا این نیروها همراه با پیشرفت و رشد و تعالی در بعد مادی و اقتصادی بتوانند از رشد اخلاقی و ارزشی نیز برخوردار گردند و توسعه اقتصادی در جهت برقراری و تحکیم عدالت اجتماعی که از جمله برنامه های دین است پیش رود؛ وگرنه منافع توسعه ی اقتصادی برای قشر خاصی از جامعه سودبخش خواهد بود و اقشار مستضعف جامعه را در بر نخواهد گرفت.