پاسخ مرگباربه مذاکرات صلح

حمله انتحاری سه‌شنبه هفته‌ی گذشته به ریاست محافظت از رجال برجسته دولتی امنیت ملی، بیش از چهارصد کشته و زخمی برجای گذاشت. این حمله که گفته می‌شود در هشت ماه گذشته بی‌پیشینه بوده است، فضایی از ناامیدی و یاس را در ذهنیت مردم و جامعه به وجود آورد و این پرسش را مطرح کرد که سیاست‌های دولت افغانستان راه درستی را می‌پیماید یا خیر؟

از زمان حکومت اشرف غنی مخالفین مسلح افغانستان که در زمان حامد کرزی برادران ناراضی نام گرفته بودند، مخالفین سیاسی نامیده شدند و با این عنوان تلاش گسترده‌ای صورت گرفت که با این مخالفین سیاسی در مذاکره و گفت‌وگو باز شود. در مدت دو سال گذشته همانند دوران حکومت آقای کرزی، در زدن‌های حکومت یا از سوی مخالفان مسلح دولت افغانستان پاسخی دریافت نکرد و یا اگر هم دریافت کرد خونبار، خشن و همراه با جاری شدن جوی خون درخیابان‌های کابل و شهرهای دیگر کشور بوده است.

حمله به ریاست دهم امنیت ملی نشان داد که مخالفین مسلح دولت افغانستان دست مذاکره دولت را نگرفته و پیشنهاد حکومت برای رسیدن به صلح و آشتی را رد می‌کنند. این پیام مخالفین مسلح، واضح، روشن و بدون ابهام است. به عهده گرفتن طالبان مسئولیت حمله‌ای که در آن بیش از هشتاد نفر شهید و صدها نفر دیگر مجروح شدند، به این مفهوم است که طالبان و مخالفین مسلح دولت و به‌ویژه گروه حقانی راهی جز جنگ با دولت انتخاب نکرده است. دولت افغانستان باید این پیام را درک نموده و در برابر آن اقدامات لازم را انجام بدهد.

دولت باید به نارسایی‌ها و چالش‌های موجود درحکومت برای مقابله با کسانی که هرروز خون مردم را می‌ریزند و از رختن این خون‌های ناحق سیر نمی‌شوند، نقطه پایان گذارد.

اراده سیاس: چنانچه رئیس‌جمهور بعد از حمله انتحاری سه‌شنبه هفته‌ی گذشته اذعان داشت که تاکنون تصمیم سیاسی برای مقابله نظامی با مخالفین مسلح وجود نداشته است، اراده سیاسی در سطوح بالای مملکتی در جهت مقابله جدی با مخالفان مسلح وجود ندارد. سردرگمی میان دولتمردان افغانستان در قبال مخالفین مسلح سبب شده است که دولتمردان نتوانند در قبال آن‌هایی که ترور و وحشت ایجاد می‌کنند، تصمیم قاطع و جدی بگیرند. تزلزل و دودلی و ابهام در تصمیم و اراده سیاسی در قبال مخالفان مسلح در سطوح پایین‌تر ارتش و پولیس نیزموجب دودلی و سستی گردیده است.

مساله دیگر ضعف جدی در سیستم کشف و افشای عملیات خرابکارانه در نظام استخباراتی و امنیتی کشور است. بدون شک کسانی که حمله انتحاری انجام می‌دهند نه از آسمان فرود می‌آیند و نه از زمین می‌رویند، بل کسانی هستند که از بیرون از شهرهای بزرگ و کشور وارد افغانستان و شهرها می‌شوند. چگونه ما قادر نمی‌شویم که هیچ یکی از این حملات انتحاری را کشف و خنثی نمائیم. اگر این حملات از مبدا و از جایی که ماموریت می‌گیرند کشف گردند، قطعاً خنثی و از بین برده می‌شوند. نبود سیستم استخباراتی کارا سبب شده است که این گونه حملات انتحاری جان تعدادی زیادی از مردم بی‌گناه را در کشور بگیرد.

توازن در میدان‌های نبرد: خصوصیت مذاکرات صلح در میان نیروهای متخاصم این است که گروهی که احساس برنده شدن را در میدان‌های نبرد دارند، کمتر حاضر می‌شوند به مذاکرات صلح تن دهند. این قاعده‌ای است که در طول تاریخ بارها و بارها تکرار شده است. دولت افغانستان ضمن علاقمندی به برگزاری مذاکرت صلح نباید از این قاعده غافل بماند. زیرا دولت زمانی می‌تواند با مخالفین مسلح خود وارد مذاکره جدی شود که با تمام توان و قدرت در میدان‌های نبرد ماشین جنگی مخالفین خود را فلج کرده باشد و این تصور که آن‌ها می‌توانند از راه زور و متوسل شدن به سیاست نظامی‌گری به اهداف سیاسی خود می‌رسند را به یاس و ناامیدی مبدل سازد. اگر چنین باوری به وجود نیاید نباید انتظار داشت که مذاکرات صلح به نتیجه‌ای قطعی و آتش‌بس به امر دوامدار تبدیل خواهد شد. چیزی که در سیاست دولت افغانستان به اشتباه وجود دارد این است که فکر می‌شود با پیشگیری روش صلح‌جویانه و ترک میدان‌های جنگ‌، می‌توان مخالفین را به پای میز مذاکره جدی کشاند. این اشتباه بزرگ است و حمله انتحاری سه‌شنبه گذشته نیز موید همین مساله است. بنابراین اگر حکومت افغانستان خواهان ختم جنگ و برقراری صلح با ثبات و پایدار در کشور است، قبل از هرچیزی رفع این ضعف و نواقص را در دستور کار خود قرار بدهد و از تمام نیروهای موجود و همکاری‌های مردم در جهت قطع دستان افراطی‌گرایی و ترور و وحشت را قطع نماید.

اولویت‌های سازمان کنفرانس اسلامی

سازمان کنفرانس اسلامی از بدو تاسیس، هماهنگی میان کشورهای اسلامی رفع، تشنج و اختلاف میان کشورهای مسلمان، انکشاف و توسعه اعضای این سازمان بزرگ جهانی را هدف خود اعلام نموده است. فلسفه وجودی سازمان کنفرانس اسلامی رفع نارسایی‌ها در جوامع اسلامی و ایجاد بسترها و زمینه‌های همکاری لازم میان کشورهای اسلامی بوده است. نقش سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان بزرگترین نهاد بین‌المللی بعد از سازمان ملل متحد، این کنفرانس را در سطح بزرگترین نهادهای جهانی قرار داده است. اکنون که کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در نشست ترکیه شرکت کرده‌اند، این پرسش وجود دارد که این سازمان در مدت 47 سال فعالیت به چه اهداف و نتایجی دست یافته است و دورنما و چشم انداز فعالیت آن چگونه است؟

اکنون بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن، اولویت‌های سازمان کنفرانس اسلامی چیست؟ جواب این پرسش را می‌توان با بررسی وضعیت کشورهای عضو این سازمان جستجو کرد. درحال حاضرسازمان کنفرانس اسلامی با چه چالشی مواجه می‎‌باشند و اولویت فعلی این سازمان چیست؟ درشرایط فعلی دومساله به عنوان موضوعات مهم و چالش عمده فراروی فعالیت کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی وجود دارند.

مساله اول وضعیت نابسامانی است که تعدادی زیادی از کشورهای اسلامی با آن مواجه‌اند. قضیه فلسطین هنوز به عنوان زخم ناسور در پیکره کشورهای اسلامی وجود دارد و راه حلی برای آن یافت نشده است. کشورهای مسلمان دیگر مثل عراق، سوریه، افغانستان، لیبیا، یمن و… با مشکلات پیچیده و لاینحلی روبرو هستند. کشور سوریه برای مدت های طولانی از قافله تمدن بشری بازمانده است. عراق سال‌های سال نمی‌تواند در وضعیت گذشته خود برگشته و افغانستان به ویرانه‎‌ای تبدیل شده که بعد از گذشت پانزده سال سقوط حکومت طالبان و کمک‌های وسیع جامعه جهانی هنوز هم با چالش‌های جدی مواجه است. رویارویی بعضی از کشورهای قدرتمند عضو کشورهای سازمان کنفرانس اسلامی زمینه و بستر رقابت‌های منفی را به وجود آورده و تاثیرات ناگوار و شگرفی را در مناسبات و روابط میان کشورهای اسلامی گذاشته است. سایه فضای سیاسی موجود میان کشورهای عضو کنفرانس اسلامی سبب شده است که این کنفرانس از کارآیی لازم برخوردار نباشد و در سطح جهانی از اهمیت و اعتبار بیفتد و دیگر جلسات این کنفرانس تیتر خبرگزاری‌ها ورسانه‌های بین المللی قرار نگیرد.

مساله دوم به وجود آمدن افراط‌گرایی در میان کشورهای اسلامی و حمایت بعضی از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی از گروههای افراطی در سطح منطقه و جهان است. افراط گرایی نه تنها همسویی و همکاری میان کشورهای اسلامی را با تهدید جدی مواجه نموده است بل چهره ی اسلام را در جهان زشت و غیر قابل تحمل معرفی کرده است. نتیجه افراط گرایی نه تنها دامن کشورهای غیر مسلمان را گرفته است بل در میان خود کشورهای اسلامی به یکی از معضلات پیچیده و غیر قابل حل تبدیل شده و ویرانی‌ها و ناهنجاری‌های فراوانی را به بار آورده است.

اگرچه مبارزه با افراط گرایی نیازمند ایجاد میکانیزم دائمی برای مبارزه فرهنگی با این طرز تفکر است اما اگر قرار باشد که مبارزه اصولی و اساسی با این طرز تفکر شروع شود سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی چاره ای جز دست زدن به ایجاد یک چنین میکانیزمی ندارد.

بنابراین اگر کنفرانس کشورهای اسلامی می‌خواهد کاری در همسویی با اساسنامه و مرامنامه خود انجام داده و در جهت رفع کمبودها و نواقص میان کشورهای اسلامی اقدام موثری انجام دهد، مبارزه اصولی با افراط گرایی را باید در اولویت برنامه‌های کاری خود قرار بدهد. زیرا در غیر این صورت فلسفه وجودی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی با پرسش جدی مواجه خواهد شد و این سوال را در اذهان مطرح خواهد کرد که آیا وجود چنین سازمانی ضرورت دارد یا خیر. اگر این اولویت‌ها از سوی سازمان درک شود و برای بیرون رفت از این چالش‌ها راهبردها و راه حل‌های اصولی و بنیادین در نظر گرفته شود، سازمان کنفرانس اسلامی یک بار دیگر به عنوان یک سازمان موثر جهانی مورد توجه جهانیان قرار خواهد گرفت.

هند ته سفرد څه دپاره؟

د چارشنبه په ورځ د افغانستان د اجرایه رییس داکتر عبدالله عبدالله د اقتصادی او منطقه ای د پراختیایی همایش دپاره هند ته سفر وکړ.

د دی رسمی سفر اصلی موخی او اهداف د افغانستان او هند ترمینځ د روابطو تقویه کول او د هندی تاجرانو دعوت وه ځکه چی د هند هیواد د سرمایه ګذاری له لحاظه لوی ظرفیتونه لری او له بلی خوا د انسانی نیرو له لحاظه هم هندوستان په منطقه کی مهم هیواد دی.

د افغانستان او هند روابط دواړو هیوادونو دپاره مهمه مساله دی ځکه چی هندوستان له افغانستان سره ښه اړیکی درلوده او تل افغانستان سره مرسته کړی ده او د هندوستان مرستی افغانستان دپاره مهم او اساسی دی ځکه چی د هندوستان کمکونه د افغانستان د زیربنایی د مسایلو په اړه مهم او ارزښمند دی.

د اجراییه رییس په دی سفر کی د هندوستان له تاجرانو سره خبری کړی دی چی دوی دپاره د سرمایه ګزاری فرصتونه د انرژی، کرهنی، داخلی تولیدات، روغتیا او د تکنالوژی معلوماتی په برخو کی برابر دی او دوی کولای شی چی په دی برخو کی افغانستان سره تجارتی اړیکی ولری ځکه چی د افغانستان خلک په هندوستان حکومت او خلکو باندی اعتماد لری او له بلی خوا د افغانسان خصوصی نهادونو هم توانیدلی دی چه تر یو حده پوری د خلکو د اعتماد وړ وګرځی نو د اجراییه رییس د هندوستان له خصوصی شرکتونو څخه غوښتلی چی په یاد شوی برخو کی دوی کولای شی چی په افغانستان کی سرمایه ګذاری وکړی

داکتر عبدالله عبدالله د منطقه ای همګرایی پر اصل باندی ټینګار وکړ او وویل چی متقابل اقتصادی اړیکی په منطقه کی د سولی او ثبات په برخه کی مهمه مساله دی. د سیمی هیوادونو باید خپلی تجارتی او ترانزینی اړیکی وده ورکړی او د سیمی د هیوادونو د رفاه او ترقی په خاطر د آزادو مبادلاتو زمینه هم باید برابره شی .

داکتر عبدالله پخپلو ویناوی وویل چی په افغانستان کی د هندی تاجران دپاره د سرمایه ګذاری فرصتونه برابروی او د هند تاجران دعوت شول چی افغانستان سره تجاری اړیکی ولری.

ویل کیږی چی د هند او افغانستان ترمینځ یو تفاهم نامه هم امضا شوی دی چی د هغه تفاهم نامه پر اساس د سیاسی پاسپورتونو د ویزا په خاطر سهولتونه را مینځته شوی دی.

منطقه ای اړیکی چی د ولس مشر غنی د سیاست په چارچوب کی هم شتون درلوده بلی مهمی مسالی وه چی داکتر عبدالله عبدالله په هندوستان کی مطرح کړ. مهمه مساله دادی چی د افغانستان حکومت باید توجه وکړی چی له یوه خوا د افغانستان او هندوستان اړیکی د پاکستان د ناراحتی عامل نه شی او له بلی خوا د افغانستان حکومت نه باید د پاکستان په خاطر د هندوستان د سرمایه ګذاری او تجارتی فرصتونه له لاسه ورکړی.

د افغانستان حکومت پخپلو اړیکو کی د هندوستان او پاکستان تر مینځ باید توازن د نظر لاندی ولری چی نه باید افغانستان د پاکستان او هند د رقابت ډګر وګرځی او له بلی خوا هم نه باید مونږ خپلی فرصتونه له لاسه ورکړو.

حمله به خبرنگاران تهدید آزادی بیان

یکی از دستاوردهای مهم حکومت افغانستان بعد از سال 2001آزادی بیان و گردش آزاد معلومات در سطح جامعه بوده است. اگر در کارنامه حکومت‏‌های افغانستان در چهارده سال گذشته هیچ نکته ای مثبتی وجود نداشته باشد، می‏توان از آزادی بیان به عنوان نکته برجسته آن یاد کرد.

اگرچه بارها دولت افغانستان با صدوراعلامیه درصدد محدودسازی رسانه ها برآمده ولی براثر مقاومت رسانه‏‌ها و همکاری نهادهای درون و بیرون حکومتی رسانه‏‌های افغانستان همچنان از آزادی قابل قبولی برای بیان مشکلات و گزارش واقعیت‏‌ها برخوردار اند.

چندی قبل طالبان و گروه‌های مخالف مسلح دولت افغانستان طی اعلامیه‏‌ای رسانه‏‌های افغانستان را مورد تهدید قرار داده و آن‏ها را بخشی از اهداف نظامی‏ خود اعلام کردند. به دنبال این تهدید روز چهارشنبه هفته‏‌ی گذشته موتر حامل کارمندان یکی از تلویزیون‏‌های خصوصی مورد حمله انتحاری قرار گرفته و تعدادی از کارمندان این تلویزیون کشته و تعدادی هم مجروح شدند.

حمله به خبرنگاران و کارکنان رسانه‏‌ای بدون شک یکی از تهدیدهای عمده و اساسی برای رسانه‏‌ها است و آینده فعالیت رسانه‏‌های آزاد در کشور را تحت تاثیر قرار می‏دهد و گردش معلومات در سطح جامعه را با چالش مواجه می‏کند. دراین میان چند نکته قابل یادآوری است:

1. دولت افغانستان به عنوان نهاد مسئول، مسئولیت تامین امنیت تمام شهروندان کشور و به‏‌ویژه خبرنگاران را دارد. دولت مکلف است که به وظایف خود عمل نموده و جلو حمله به رسانه‏‌ها را که یکی از ارکان مهم دموکراسی به حساب می‏‌آیند، بگیرد. در غیر این صورت تنها دستاورد حکومت‏‌های افغانستان در چهارده سال گذشته با چالش جدی مواجه خواهد شد. جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات سبب می‏شود که نظارت دقیق و منتقدانه‏‌ای که رسانه‏‌ها نسبت به کارکرد دولت دارد مختل شود.

2. رسانه‌‏ها در افغانستان بی طرف اند و جانب هیچ یکی ازطرف‏‌های درگیری‏‌های داخلی در کشور را نگرفته و نمی‏‌گیرند. البته نباید فراموش کرد که رسانه‏‌ها مدافع منافع ملی افغانستان اند. با این همه مخالفین مسلح دولت افغانستان با حمله از قبل اعلان شده به موتر حامل کارکنان تلویزیون خصوصی طلوع سبب شده است که رسانه‏‌ها برای اولین بار از سوی یک طرف مخاصمه مورد حمله هدفمندانه قرار بگیرند. بدون تردید این حمله سبب می‏شود که رسانه‏‌ها موضع بی‏‌طرفی خود را رها کرده و در مخاصمات بین دولت و مخالفین مسلح آن جانب یک طرف را گرفته و سبب شود که معلومات به صورت آزاد و دقیق در اختیار مردم قرار نگیرد.

3. درست است که رسانه‏‌ها در افغانستان تازه‏کار هستند و زمینه‏‌ها و بستر فعالیت رسانه‏‌ای مدت کوتاهی است که به وجود آمده است، اما فعالیت رسانه‏‌ها در کشور در حد و اندازه‏‌ای رشد نموده است که دیگر این نوع حملات نمی‏‌تواند جلو رشد آن‏ها و یا اخلال در وظایف رسانه‏‌ها برای رساندن معلومات دقیق به مردم را بگیرد. بنابراین خوب است که طرف‏‌های مخاصمه در افغانستان جایگاه رسانه‏‌ها را درک نموده و برمبنای آن بگذارند رسانه‏‌ها به وظایف خود برای رساندن معلومات دقیق و بی‏‌طرفانه به فعالیت خود ادامه بدهند. یکی از بزرگترین اشتباه مخالفان مسلح دولت افغانستان حمله به رسانه‏‌ها و خبرنگاران است زیرا این حمله مخالفین را در دیدگاه مردم افغانستان، رسانه‏‌ها و مجامع بین‏‌المللی به شدت متنفر خواهد کرد.

4. خبرنگاران و مسئولین رسانه‏‌ها باید تصمیم قاطع و جدی بگیرند که از نشر و پخش خبرهای مربوط به کسانی که به رسانه‏‌ها حمله می‏کنند و آن‏ها را هدف نظامی ‏تعریف میکنند، خود داری نمایند. خودداری از پخش و نشر گزارش‏‌های مربوط به مخالفان مسلح دولت افغانستان و استنکاف ازنشرآمار و ارقام اعلام شده توسط آن‏ها می‏تواند مخالفان را به شدت تحت فشار قرارداده و جلو اقدامات مشابه را بگیرد.

سفرهایی که می‏توانست مفید باشد

در یک ماه اخیر رئیس‏‌جمهور سفرهای متعددی به منظور بررسی مسایل سیاسی، امنیتی و اقتصادی به کشورهای مختلف منطقه و جهان داشت. سفر کردن به ذات خود، نمی‏تواند خوب و یا بد باشد. سفر در صورتی خوب و موثر است که همراه با شرایط ذیل باشد:

1. پلان اجرایی سفر؛ بدون شک سفرهای انجام شده به منظور طرح مسایل سیاسی و یا برای جذب همکاری‏‌های اقتصادی و امنیتی صورت می گیرد. اولین پرسش این است که سفرهای رئیس‏‌جمهور چقدر با پلان اجرایی و برنامه‏‌ریزی‏‌های دقیق همراه است؟

به نظر می‏رسد که در این مورد نه تنها در زمان حامد کرزی بل در زمان ریاست‏‌جمهوری اشرف غنی نیز مشکلاتی وجود دارد. زیرا نتیجه سفرها نشان می‏دهد که افغانستان بیشتر به خود سفر اهمیت می‏دهد تا نتایجی که باید از سفر به دست بیاورد. نمونه بارز آن سفرهای مکرر افغانستان به پاکستان، قطع این سفرها و شروع مجدد رفت‏‌وآمدها میان پاکستان و افغانستان است که در نتیجه هیچ گونه ثمری عاید مردم افغانستان نگردیده است. بنابراین اگر افغانستان و رئیس‏‌جمهور کشور می‏خواهد نتیجه قابل ملاحظه از این سفرها به دست آورد باید به محتوای برنامه سفر خود توجه کند.

2. کشورهای مورد نظر سفر رئیس‏‌جمهور؛ سفر به هر منظوری که صورت بگیرد مسئاله‏‌ی مهم در آن تاثیرگذاری کشوری است که رئیس‏‌جمهور به آن جا می رود. اگر سفر رئیس‏‌جمهور به منظور بررسی مسائل اقتصادی و همکاری‏‌های اقتصادی میان افغانستان و کشورهای مختلف صورت می‏گیرد، باید این مسئله مورد توجه قرار بگیرد که برای مسئله اقتصادی دولت و کشور مورد نظر تا چه اندازه اثرگذار است. در مسایل سیاسی نیز چنین است.

3. به عنوان نمونه از سفر رئیس‏‌جمهور به ترکیه و آذربایجان می‏توان نام برد. اگر سفر رئیس‏‌جمهور به ترکیه به منظور رسیدن به یک راه حل سیاسی در مسئله مذاکرات میان طالبان و افغانستان است، به نظر می‏رسد که این تصور در شرایط حاضر واقع‏‌بینانه نباشد. ترکیه با مشکلات عدیده‏‌ای مواجه است که تمام انرژی، توان و توجه خود را به آن معطوف کرده است. ترکیه اکنون در شرایطی نیست که به بلندپروازی‏‌های گذشته‏‌ی خود در مورد نقش آن کشور در تحولات جهان اسلام بیندیشد. بنابراین اگر سفر رئیس‏‌جمهور به ترکیه به این منظور صورت گرفته باشد، نتیجه ملموسی از این سفر به دست نخواهد آمد. ترکیب هیأت همراه رئیس‏‌جمهور نشان می‏دهد که مسئله اقتصادی بیشتر از مسایل سیاسی در این سفر مورد توجه وی است. اگر چنین قصدی از سفر رئیس‏‌جمهور به ترکیه و آذربایجان وجود داشته باشد به نظر می‏رسد که بازهم رئیس‏‌جمهور بی‏جهت انرژی خود را به مصرف می‏رساند.

4. گزارش‏‌های موجود در کشور و از منابع موثق دولتی نشان می‏دهد که سرمایه‏‌گذاران داخلی به دلیل فقدان امنیت و تشدید جنگ و از بین رفتن امنیت روانی، در حال فرار از کشور و خروج سرمایه‏‌های خود از افغانستان می‏باشند. روند کاهش سرمایه‏‌گذاری در افغانستان بیش از آنچه که گفته می‏شود نگران‏‌کننده است. حال پرسش این است که اگر اوضاع امنیتی برای سرمایه‏‌گذاران داخلی تا این حد نگران‏‌کننده است، رئیس‏‌جمهور با چه استدلال و برنامه امنیتی سرمایه‏‌گذاران ترک و آذری را تشویق به آمدن به افغانستان و سرمایه‏‌گذاری خواهد کرد؟ این سیاست یعنی بی‏‌برنامگی در پلان‏‌های اقتصادی. زیرا بدون به وجود آمدن شرایط امنیتی سرمایه‏‌گذاری هیچ کشوری این خطر را نخواهد پذیرفت که به افغانستان بیاید و سرمایه‏‌گذاری کند. چناچه تعداد از کشورهایی که در افغانستان سرمایه‏‌گذاری‏‌های بزرگی کرده بودند، همانند چین، هند و بعضی از کشورهای دیگر در حال فسخ قراردادها و یا در حال بررسی فسخ آن‏ها می‏باشند. بنابراین اگر دولت افغانستان قبل ازاین سفرها، شرایط و زمینه‏‌های داخلی را فراهم کند، بدون شک این سفرها موثر و مفید خواهند بود. اما اگر چنین نشود نمی‏توان به نتایج این سفرها امیدوار بود سیاست دولت افغانستان نشان نمی‏دهد که تغییر رویکردی دراین زمینه صورت گرفته باشد. درچنین حالتی نمی‏توان به این سفرها فراتراز یک سفر لوکس دیپلوماتیک نگریست و به نتیجه آن برای بهبود وضعیت کشور امیدواربود.