داعش راجدی بگیرید

از اوایل سال جاری گزارش‏‌هایی مبنی بر حضور گسترده‏‌ی داعش در افغانستان منتشر شد. در این گزارش‏‌ها آمده بود که داعش در ولایت‏‌های جنوبی افغانستان حضور وسیع و دامنه‏‌داری داشته و سعی دارد با جلب وجذب تعدادی از طالبان ناراضی، ساحه‏‌ی فعالیت خود را گسترده‏‌تر بسازد.

اگرچه این گزارش‏‌ها در آن زمان هم از سوی دولت افغانستان و هم از سوی کشورهای خارجی مستقر در افغانستان به‏‌ویژه ناتو و ایالات متحده امریکا جدی گرفته نشدند و در بعضی موارد آن‏ها این گزارش‏‌ها را انکار کرده و تبلیغات رسانه‏‌ها دانستند، اما اکنون مشخص شده است که آن گزارش‏‌ها جدی‏‌تر از آنی بوده‏‌اند که فکر می‏شده است. اکنون که جنرال جان کمبپل، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان به تلاش داعش برای پایگاه ثابت و دایمی خود در جلال آباد اعتراف می‏کند معلوم می‏شود که دامنه و گستره فعالیت این گروه در افغانستان بیشتر از آنی است که تاکنون گزارش شده است. داعش در ولایت‏‌هایی مثل ارزگان، ننگرهار، کنر، بغلان و سمنگان پایگاه‌های آموزشی ثابت دارد و هزاران نفر در این پایگاه‌ها آموزش می‏‌بینند و آماده عملیات جنگی در افغانستان می‏شوند. از طرف دیگرفشارهای وارده بر جبهه‏‌ی داعش در عراق و سوریه سبب شده است که تعداد از این افراد به سوی افغانستان بیایند و جبهه جدیدی را در شمال و جنوب افغانستان باز کنند.

داعش و طالبان اگرچه از نظر ایدئولوژیک و افکار افراط‏‏‏‌گرایانه ازهم تفاوتی ندارند، اما به لحاظ تعریف اهدفی که برای خود کرده اند، تفاوتی فاحش دارند. طالبان به القاعده که داعیه‏‌ی حکومت جهانی داشت، نپیوست اما داعش هم اکنون افغانستان را ولایت خراسان اعلام کرده است و ازهمان طالبان سربازگیری می‏کند. این درحالی است که داعش داعیه حکومت جهانی خودرا پنهان نکرده وافغانستان را جزو ساختار کلان جهانی به نام خلافت اسلامی ‏می‏داند. بنابراین داعش داعیه استقرار حاکمیت ایدئولوژیک خود در سراسر جهان را دارد و از این بابت نیرویی است خطرناک و غیرقابل پیش‏‌بینی.

دوم اینکه طالبان اگرچه هم از نظر امکانات نظامی ‏و تسلیحاتی و هم از نظر امکانات مالی و همچنان طرح و برنامه‏‌ریزی‏‌های عملیاتی، به شدت وابسته به بیرون و حمایت کشورهای خارجی است، اما این گروه یک نیروی داخلی و ریشه در خاک افغانستان دارد. رهبران طالبان خود را افغان و وابسته به کشور می‏دانند ولی داعش نیرویی است که اساس خارجی دارد و نیروی آن فراملیتی است و به همین خاطر است که تعداد زیادی از دست‌گیرشدگان داعش در کشور نیروهایی اند که از خارج وارد کشور شده‏‌اند. بنابراین این نیروها نه به افغانستان تعلق دارند و نه منافع خود را در ثبات، امنیت و آبادانی کشور می‏دانند. داعش نیروی مخرب، خطرناک و فاجعه‏‌باری است که نمی‏‌توان آن را نادیده گرفت.

دولت‌مردان افغانستان نباید خام بازی کنند و خود و کشوررا اسیر گزارش‏‌های نادرست وشاید هم غرض‏‌آلود کسانی کنند که ما را از توجه به حضور داعش به جای دیگری معطوف می‏‌سازند.

مساله دیگری که می‏تواند برای کشور خطرناک باشد، سیاست‏‌های داعش است. داعش نیرویی است افراطی و فعالیت آن برمبنای تفرقه‏‌افکنی میان مذاهب و فرق اسلامی‏ است. این سیاست خطرناک داعش دربعضی از کشورها فاجعه‏‌های غیرقابل وصفی را به وجود آورده و باعث قتل‏‌عا‏‏م‏‌های فراوان شده است. خوشبختانه در افغانستان از این نظر به رغم فعالیت‏‌های تخریبی عناصری در داخل و خارج کشور، تفاهم وهم‏‌پذیری خوبی میان مردم حاکم است، اما بدون شک اگر روزی آتش نفاق به دست داعش شعله‏‌ور گردد، شرایط این گونه باقی نخواهد ماند.

بنابراین باید دولت افغانستان حضور داعش را برای امنیت و ثبات کشور و برای تامین صلح پایدار جدی گرفته و حضور آن را در ولایت‏‌های مختلف کشور نادیده نگیرد و برای از بین بردن آن اقدام‏‌های جدی روی دست بگیرد درغیر این افغانستان به سوی فاجعه‏‌ای پیش خواهد رفت که مدیریتش برای هیچ کسی مقدور نخواهد بود.

فرش سرخ اسلام آباد نشانه چیست؟

نشست قلب آسیا در اسلام‏‌آباد برای بررسی مسائل مهم و مربوط به افغانستان برگزار شد. دستور کار این نشست مبارزه با هراس‏‌افکنی، مواد مخدر و مسئله صلح پایدار در افغانستان بود. این نشست با خوش‏‌بینی‏‌های زیادی همراه شد و دولت افغانستان هم قبل از این نشست اظهار امیدواری کرده بود که نشست قلب آسیا بتواند در راستای تحقق مذاکرات صلح، امنیت و ثبات پایدار در افغانستان نتیجه بدهد. پرسشی که وجود دارد این است که آیا به رغم همه این خوش‏‌بینی‏‌ها نشست قلب آُسیا به نتایج مورد نظر حکومت افغانستان خواهد رسید؟

اگرچه پاکستانی‏‌ها برای استقبال از رئیس‏‌جمهور افغانستان سنگ تمام گذاشتند و برای ورود اشرف غنی به پاکستان 21 توپ شلیک گردید تا نشانه‏‌ای از استقبال کم‏‌نظیر پاکستان از رئیس‏‌جمهور افغانستان باشد، اما همه این زرق و برق‏‌های تشریفاتی دیپلوماتیک سایه بی‏‌اعتمادی میان دو کشور را از سر مذاکرات میان افغانستان و پاکستان و نشست‏‌های سه‏‌جانبه وچهارجانبه برنداشت.

همانگونه که رحمت‏‌الله نبیل، رئیس عمومی امنیت ملی درصفحه فیسبوک خود نوشت: زمانی که نوازشریف، نخست‏‌وزیر پاکستان یک‌بار دیگر اعلام می‏کرد که دشمن افغانستان دشمن پاکستان نیز است در همان زمان حمله بی‏‌رحمانه طالبان مورد حمایت پاکستان خون فرزندان، سربازان و افسران افغانستان را در میدان هوایی قندهار می‏ریخت. به گفته نبیل رنگ سرخ فرش استقبال پاکستان همرنگ خون سربازان ما بود که در میدان هوایی قندهار ریخته شد.

این یادداشت، گذشته از بیان یک واقعیت، فضای حاکم در مذاکرات سیاسی میان افغانستان و پاکستان را نیز برملا می‏سازد و نشان می‏دهد که افغانستان و پاکستان تا رسیدن به یک فضای اعتماد که بتوان حسن نیت در تعامل میان دو کشور را مبنا قرارداد، چقدر فاصله دارد؟ بدون شک حمله به میدان هوایی قندهار از سر تصادف نبود بل حساب‏‌شده و دقیق و برای نشان دادن وضعیت سیاسی حاکم میان دو کشور برنامه‏‌ریزی شده بود. بنابراین نباید امیدوار بود که تشریفات دیپلوماتیک نشان دهنده یخ شدن برف‏‌های سنگین روابط افغانستان و پاکستان باشد.

پاکستانی‏‌ها در چهارده سال گذشته همواره با افغانستان از در تزویر و فریب‏ وارد شده‏‌اند و نخواسته اند که در افغانستان صلح و امنیت پایدار وجود داشته باشد. پرسش این است که چه باید کرد و راه حل همه این مسائل در کجاست؟ در این تردید وجود ندارد که پاکستانی‏‌ها خواهان حکومتی در افغانستان اند که بتواند تضمین‏‌هایی را در سیاست‏‌های خارجی خود به پاکستانی‏‌ها بدهد به‏‌ویژه اینکه پاکستانی‏‌ها به دلیل روابط و مناسبات خصمانه با دشمن قدرتمند خود هندوستان، از نوع مناسبان میان هند و افغانستان هراس دارد. اما مسئاله‏‌ی مهم‏تری که میان افغانستان و پاکستان وجود دارد مسئله تاریخی اختلاف مرزی میان دو کشور است. بحثی که در افغانستان نیز به یک تابو بدل شده است. بنابراین افغانستان باید روزی با پاکستانی‏‌ها در مورد اختلافات مرزی خود واضح و روشن حرف بزند. ما نباید هراسی از طرح مسئله در نشست‏‌های دیپلوماتیک داشته باشیم و اگر راه حلی حقوقی و سیاسی برای حل مسئله اختلاف‏‌های مرزی نیابیم مشکلات همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.

بدون شک بخشی از این مشکلات در داخل کشور و در میان سیاست‏مداران و دولت‌مردان افغانستان است. این مشکلات سبب می‏شوند که پاکستان با استفاده از موقعیت و وضعیت بالاتر سیاسی، اقتصادی و نظامی خود بهره برده و در امور افغانستان مداخله نماید. ما نباید همه چیز را از بیرون و متعلق به سیاست‏‌های کشورهای همسایه بدانیم. باید قبول کنیم که بخشی از این مشکلات در نگاه ما و سیاست‏‌های مربوط به مسائل مرزی خود ماست.

بنابراین اگر افغانستان خواهان تغییر رفتار سیاسی پاکستان و یا هر کشور همسایه نسبت به خود است، اولین کار این است که رفتار سیاسی ما هم نسبت به آن‏ها تغییر کند و بتوانیم با این تغییر رفتار سیاسی فضای گفت‏‌وگوی مناسب، جدی و صریح را به وجود آوریم تا این تحولات در داخل کشور صورت نگیرد، ما مشکلات گوناگونی را در عرصه‏‌های مختلف با کشورهای همسایه خواهیم داشت و این به معنای دوام مشکلات و ناامنی در افغانستان خواهد بود.

سهم افغانستان از سازمان‏‌ها و کنفرانس‏‌های بین‏‌المللی

کنفرانس بین‏‌المللی پاریس در مورد تغییر اقلیم، آخرین سلسله کنفرانس‏‌هایی است که از سال‌های گذشته تاکنون دایر گردیده و افغانستان هم به عنوان یک کشور در این نشست‏‌ها شرکت کرده است. کنفرانس پاریس به دلیل اهمیت تاثیرگذاری تغییر اقلیم بر زندگی مردم در سراسر جهان و به ویژه کشورهای عقب مانده و در حال انکشاف از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا همانگونه که در گزارش‏‌ها آمده است، تغییر اقلیم در جهان بیشتر بر کشورهای عقب مانده تاثیرات منفی گذاشته است، همانند بنگلادیش، پاکستان، افغانستان و کشورهای مشابه آنها.

پرسشی که وجود دارد این است که حضور افغانستان در این نوع کنفرانس‏‌ها از چه اعتباری برخوردار است؟ نظریات و پیشنهادات افغانستان تا چه حد از سوی اشتراک کنندگان دیگر کنفرانس جدی گرفته می‏شود.

در پانزده سال گذشته، شرکت افغانستان در کنفرانس‏‌های جهانی همانند حضور افغانستان در میادین دیگری مثل ورزش و کنفرانس‏‌های علمی سمبولیک و بی‏‌اثر بوده است.

افغانستان به رغم عضویت در کنفرانس‏‌های منطقه‏‌ای و بین‏‌المللی، نتوانسته هیچگونه منفعتی را به نفع خود جلب و جذب نماید. افغانستان از سازمان‏‌هایی مثل ایکو، شانگهای، سارک و … نه تنها سود نبرده است، بلکه وسیله‏‌ای برای استفاده‏‌جویی کشورهای دیگر گردیده است. روابط پرتنش و همراه با مشکلات افغانستان با پاکستان در عرصه‏‌ی تجارت نمونه بارز مشکلاتی است که افغانستان نتوانسته است از مجراها و کانال‏‌های سازمان‏‌های منطقه‏‌ای و بین‏‌المللی برای رفع آن سود ببرد.

رهبران افغانستان همواره مدعی‏‌اند که در کنفرانس‏‌ها دست خالی نمی‌روند و همیشه با طرح‏‌های مفید و موثر در این نوع کنفرانس‏‌ها شرکت می‏کنند. اما سوال اینجاست که چرا پیامد پیشنهادهای موثر دولت افغانستان برای بهبود وضعیت کشور نتیجه‏‌ای نمی‏دهد. این بدین معناست که یا پیشنهادها استندردها و شرایط لازم قبول شدن در نشست‏‌های بزرگ بین‏‌المللی و منطقه‏‌ای را ندارد و یا اینکه دولت افغانستان مجراهای لازم پیشبرد این پیشنهادها را نمی‏داند که در هر دو صورت، ضعف جدی برای دولت افغانستان به شمار می‏‌آید.

کنفرانس پاریس نیز از این قضیه مستثنا نیست. دولت افغانستان مدعی است که با دو طرح جدی در مورد تغییر اقلیم و اثرات منفی آن در افغانستان به کنفرانس پاریس رفته است. اما بعید به نظر می‏رسد که این پیشنهادها هم پیامد ملموسی را برای کشور به بار بیاورد و دلیل آن هم همان دو مساله‏‌ای است که قبلاً یادآور شدیم.

افغانستان اگر بخواهد در این کنفرانس‏‌ها نقش بازی کند، دو مساله را باید در نظر بگیرد؛ اول اینکه پیشنهادها را باید به گونه‏‌ای ترتیب و تنظیم نماید که امکان ارائه‏‌ی آن از نظر شرایط و ویژگی‏‌ها، استندردهای یک پیشنهاد علمی را داشته باشد و امکان ارائه‏‌ی آن را در کنفرانسی مثل کنفرانس پاریس ممکن سازد. برای تحقق این امر می‏‌باید حکومت افغانستان ماه‏‌ها قبل از تشکیل یک کنفرانس بین‏‌المللی که تصمیم‏‌گیری‏‌های آن بر افغانستان اثری مستقیم و موثر دارد، کارشناسان روی طرح مساله و ویژگی‏‌های پیشنهاد حکومت افغانستان کار نماید و بعد از آن ارائه نمایند. دوم کسانی که در این نوع کنفرانس‏‌ها شرکت می‏کنند و آن پیشنهاد را ارائه می‏دهند، گذشته از مقام سیاسی دولت که به صورت سمبولیک آن را در کنفرانس ارائه می‏کند، گروه متخصصی باید وجود داشته باشد که بتواند از پیشنهاد دفاع نماید. دفاع از طرح و به کرسی نشاندن آن بسیار مهم است. امیدواریم که دولت افغانستان در کنفرانس پاریس با چنین پیشنهادی شرکت کرده باشد. در غیر آن صورت حضور ما در کنفرانس‏‌های بین‏‌المللی سمبولیک و بی‏‌فایده است که فقط در حد تشریفات لوکس دیپلماتیک است و بس.

تعامل افغانستان‎و قزاقستان

کشور قزاقستان بعد از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی تاکنون پیشرفت‏‌های قابل ملاحظه‏‌ی اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده است. قزاقستان کشوری است پهناور با منابع وسیع زیرزمینی گاز و نفت و همچنین یکی از ده کشور بزرگ تولید کننده‏‌ی آرد وگندم دنیا محسوب می‏گردد. از سویی، در نظام سیاست خارجی افغانستان، قزاقستان جزو کشورهای همسایه‏‌ی ما است که در اولویت برنامه‏‌های سیاست خارجی حکومت وحدت ملی بر مبنای منشور تیم تحول و تداوم قرار دارد.

افغانستان به دلیل نیازمندی شدید به گندم، آرد، نفت و گاز، می‏تواند از قزاقستان در این موارد کمک بگیرد. به خصوص اینکه روابط تجاری میان افغانستان و پاکستان، به دلیل مشکلات و چالش‏‌های ایجاد شده از سوی دولت پاکستان، با مشکلات جدی مواجه گردیده است و زمینه‏‌ی ایجاد روابط گسترده و وسیع اقتصادی وسیاسی میان افغانستان و قزاقستان به وجود آمده است. از سوی دیگر، قزاقستان که مازاد تولید گندم و آرد و مواد سوختی مثل گاز و نفت در اختیار دارد، خواهان یافتن بازارهای بکر و در عین حال نزدیک به این کشور می‏باشد. افغانستان از این نظر برای قزاقستان یکی از بازارهای مطلوبی که ظرفیت فراوان دارد، محسوب می‏شود. روابط تجاری افغانستان و قزاقستان در طول پانزده سال گذشته همواره در حال رشد بوده است و این می‏تواند دورنمای خوب و قابل ملاحظه‏‌ی مناسبات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی میان افغانستان و قزاقستان را ترسیم نماید.

تاجران ملی ما معتقد هستند که راه قزاقستان به افغانستان نزدیک تر است و مواد اولیه و مورد ضرورت مردم به قیمت ارزان‏تر در اختیار آنها قرار می‏گیرد و از سویی هم مشکلات سیاسی و قانونی که هر از گاهی فراروی تجار ملی افغانستان از سوی پاکستان ایجاد میگردد، در قزاقستان وجود ندارد.

قزاقستان سالانه نزدیک به 150 نفر محصل را در سطوح لیسانس، ماستر و دکترا می‏پذیرد. پذیرش این دانشجویان و تحصیلات آنها در کشور قزاقستان یکی از فاکتورهای مهم تامین روابط نیک سیاسی و اقتصادی میان افغانستان و قزاقستان است.

قزاقستان به عنوان کشور ثروتمند منطقه می‏تواند یکی از طرف‏‌های قابل اعتماد تجاری برای افغانستان باشد. بنابراین به نفع افغانستان است که خود را از انحصار تجاری با پاکستان خارج نموده، منابع و راه‏‌های دیگری را برای تامین مایحتاج زندگی مردم جستجو کند و برای قزاقستان هم یافتن بازار خوب و مطمئنی مثل افغانستان از نظر اقتصادی و گسترش مناسبات اقتصادی این کشور، از اهمیت خاص برخوردار است.

بنابراین قزاقستان می‏تواند در اقتصاد افغانستان نقش مهمی بازی کرده و حجم مبادلات تجاری میان دو کشور بالا رود و از این طریق ارتباط مستحکم‏‌تری میان کشورهایی که قابلیت و ظرفیت رشد و انکشاف اقتصادی وسیاسی دارند، به وجود آید و این برای آینده افغانستان و انکشاف کشور ما اهمیت دارد. قزاقستانی‏‌ها از چند سال به این سو خواهان سرمایه‏‌گذاری‏‌های بزرگ درافغانستان است. بارها از سوی دولت قزاقستان، پیشنهادهای سرمایه‏‌گذاری در بخش‏‌های معادن و زیر ساخت‏‌های دیگر در کشور داده شده است. نمونه‏‌ی آن مشارکت قزاقستان در پروژه‏‌ی مس عینک بود که متاسفانه به دلایلی، به قزاقستان و پیشنهاد این کشور توجه صورت نگرفت،اگر چه در مقایسه با پیشنهاد کشور چین، پیشنها‏دهای قزاقستان به نفع افغانستان بود. یکی از مواردی که می‏تواند مبنای روابط اقتصادی با قزاقستان قرار گیرد، فراهم ساختن زمینه‏‌ی مشارکت این کشور در طرح‏‌ها و پروژه‏‌های کلان ملی است که در گذشته به آن توجه صورت نگرفته است.

خواست ما از حکومت!

حزب اقتدار ملی افغانستان در هشت سال گذشته پیوسته خواهان روشن شدن حادثه مشکوک بغلان گردیده و از حکومت تقاضا کرده است که عوامل آن حادثه را شناسایی و به پنجه قانون بسپارد و به مردم نیز اطمینان بدهد. به ویژه سال گذشته که از آدرس ریاست محترم اجرائیه حکومت وحدت ملی وعده سپرده شده بود که عوامل حادثه خونین بغلان شناسایی و به مردم معرفی خواهند شد، ولی با گذشت یک سال از آن روز تاکنون نتیجه ای ملموسی به مردم ارائه نشده است، حزب اقتدار ملی افغانستان امیدوار است که به این وعده عمل شده و به انتظارات مردم پاسخ داده شود.

با تاسف باید گفت که به رغم فداکاری ها و شهادت بزرگان کشور برای بهبود وضعیت مردم در افغانستان بعد از گذشت هشت سال از شهادت آنها کار اثرگذاری که بتواند در زندگی مردم تاثیر مثبت و تعیین کننده ای داشته باشد، صورت نگرفته است. دولت مداران افغانستان نه تنها کاری موثری را برای بهبود وضعیت مردم انجام ندادند بلکه روند بدتر شدن وضعیت معیشت مردم، ناامنی و بی ثباتی سیاسی و در مجموع تغییر منفی در شرائط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور هر روز بیشتر از گذشته رونما می‌گردد.

حزب اقتدار ملی افغانستان در همان روزهای پس از شهادت شهید سیدمصطفی کاظمی و یاران پاکبازش اعلام کرده بود که اگر حکومت افغانستان عاملین به شهادت رساندن شهدای پانزده عقرب را جدی نگیرد، روند ترورها و به شهادت رساندن شخصیت ها و چهره های بزرگ دیگری ملی آغاز خواهد شد که متاسفانه چنین هم شد و بعد از آنها زنجیره به شهادت رساندن چهره های بزرگ جهادی و ملی آغاز شد.

حزب اقتدارملی افغانستان معتقد است که ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی کشور به امنیت و ایجاد فضایی که همه مردم در آن احساس امنیت روانی و فزیکی کنند، منوط است این مآمول در صورتی امکان پذیر است که دولت بررسی قتل های زنجیره ای و ترورهای شخصیت های کشور را به صورت جدی پیگیر باشد. عوامل آن شناسایی و به پنجه قانون سپرده شود. این خواستی است که همه مردم افغانستان آنرا مطالبه میکنند.

ما معتقدیم که ثبات سیاسی در چارچوب مشارکت ملی در ساختار قدرت بوجود خواهد آمد. پالیسی های گزینشی و سیاست های مبتنی بر گرایش های قومی زبانی و جغرافیایی همچنانی که در گذشته نتوانست مشکل افغانستان را حل کند در آینده نیز نخواهد توانست. بنابراین ما از دولت وحدت ملی افغانستان میخواهیم:

1. قضیه به شهادت رسیدن شهدای پانزده عقرب و ترورهای زنجیره ای بعد از آنرا به صورت جدی مورد بررسی قرار دهد.

2. به اعتقاد ما زمینه یافتن عوامل به شهادت رسیدن شهدای پانزده عقرب وجود دارد اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد امکان یافتن عوامل ایجاد این حادثه پیدا خواهد شد. ما از دولت وحدت ملی میخواهیم که این مساله را در دستور کار خود قرار بدهد.

3. شهدای پانزده عقرب شهدای وحدت ملی افغانستان است و اهداف آنها ایجاد تغییر مثبت در زندگی مردم بود. ما در راستای اهداف این شهدا از دولت میخواهیم که در جهت بهبود وضعیت معیشت مردم تلاش کند و افغانستان را از رفتن به یک بحران اقتصادی نجات دهد.

4. انکشاف اقتصادی ممکن نیست جز در بستر فضای امن در کشور و این در صورتی امکان پذیر است که دولت افغانستان برنامه ای ثبات سیاسی و امنیتی را در کشور در اولویت برنامه های سال های آینده خود قرار بدهد. امنیت رکن اصلی و بنیادین انکشاف اقتصادی است. در نبود امنیت هیچگونه انکشاف و توسعه ای صورت نخواهد گرفت. بنابراین دولت باید رسیدن به یک امنیت سراسری را جزء برنامه های اصلی و سیاست های بنیادین خود قرار دهد.

5. ساختار قدرت باید مشارکتی و برگرفته از واقعیت های موجود سیاسی باشد. سیاست های گزینشی، همچنانکه در گذشته پاسخ نداده است، در آینده نیز پاسخ نخواهد داد.