چگونه صلحی، آرزوی مردم افغانستان است؟

به نظر میرسد بعد از سالها تجربه ناموفق در تامین صلح پایدار، مشکلات و موانع را باید به صورت بنیادین مورد توجه قرار داده و همه ظرفیت های ملی و بین المللی را برای رفع آن موانع و رسیدن به صلح و امنیت پایدار متمرکز کرد. قرائین و شواهد روشن نشان میدهد که مانع اصلی بر سر راه رسیدن به صلح و امنیت در افغانستان تاکنون، پاکستان بوده است. اقدامات نظامی، سیاسی و ائدیولوژیکی طالبان با حمایت همه جانبه جغرافیایی، امنیتی و لوژستیکی پاکستان امکان اجرایی و عملیاتی پیدا کرده و تداوم حیات آن با حمایت آن کشور امکان پذیر گردیده است.

اکنون که گروه های مخالف دولت افغانستان در پنجه پاکستان قرار دارند و با حمایت آن کشور امکان ظهور و بروز پیدا میکنند و مانع اصلی بر سر راه رسیدن به صلح، آن کشور میباشد. راه رسیدن به صلح را نیز باید در مذاکرات صریح و روشن با پاکستان جستجو کرد. پاکستان را همچنانی که به عنوان مشکل اصلی میدانیم باید به عنوان بخشی از راه حل مشکل نیز مورد ارزیابی قرار دهیم. و باید دید که پاکستان به عنوان راه حل مشکل از افغانستان چه میخواهد.

در مذاکرات صلح با طالبان باید به طرف های اصلی مذاکره در داخل افغانستان ، در منطقه و جهان توجه کرد. در داخل افغانستان نهادهای مذاکره کننده باید متشکل از نمایندگان دولت، احزاب سیاسی و جامعه مدنی باشد و پاکستان باید به عنوان طرف اصلی مذاکره در نظر گرفته شود.

گروه های مخالف مسلح دولت افغانستان با محوریت طالبان از طرف های اصلی دیگر مذاکره می‌باشد. اما در این میان نباید فراموش کرد که جنگ افغانستان جنگ منطقه ای و فرا منطقه ای است و صلح را نیز باید با مشارکت کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای جستجو کرد. ایران، هند پاکستان، کشورهای آسیای میانه و فدراتیف روسیه کشورهای هستند که مستقیماً از تحولات افغانستان اثر می پذیرند ، بنابراین در تحولات آینده افغانستان ذینفع می‌باشند. مشارکت و همکاری این گروه از کشورها میتواند صلح و امنیت را در افغانستان پایدارتر بسازد.

از سوی کشورهای بزرگ جهانی مثل ایالات متحده امریکا و کشورهای عضو ناتو از کشورهایی هستند که تاکنون عملاً در جنگ درکنار دولت افغانستان بوده وآن را حمایت کرده اند. منطقی به نظر میرسد که این کشورها در صلح نیز نقش داشته باشد . از سوی دیگر سازمان های بزرگ جهانی مثل سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان کشورهای غیر منسلک از کشورهایی هستند که کمک و مشارکت آنها درپایداری صلح درکشورعمیقاً اثرگذار است.

مساله مهم و اساسی در مذاکره با مخالفان دولت افغانستان تعیین خطوط قرمزی است که افغانستان حق ندارد به بهانه صلح از آنها عبور نماید. ارزش های قانون اساسی، حاکمیت ملی و ارزش های دموکراتیک و بلاخره حقوق و امتیازاتی را که تاکنون قوانین افغانستان به زنان که نیم از جامعه را تشکیل میدهند، داده است، از خطوط قرمز مردم افغانستان است که نباید روی آنها مصالحه صورت گیرد.

دادن جغرافیا به مخالفان مسلح دولت افغانستان به بهانه رسیدن به صلح میتواند زمینه تجزیه کشور را فراهم نماید. بنابراین هر اقدام و طرحی که حاکمیت ملی افغانستان را به مخاطره انداخته و سبب تجزیه افغانستان در کوتاه مدت و یا دراز مدت شود نمی‌تواند تامین کننده صلح پایدار در کشور باشد.

بنابراین آنچه مردم افغانستان میخواهد صلح است اما این صلح باید این ویژگی ها را داشته باشد. مبتنی بر عدالت بوده و ارزش های پذیرفته شده مردم افغانستان را که قانون اساسی بخش اصلی و مهم آن است مورد تهدید قرار ندهد اقلیت های قومی مورد احترام قرار گیرد و زنان به حقوق انسانی و اسلامی شان برسند. رسیدن به صلحی با چنین ویژگی از خواست مردم افغانستان می‌باشد و یقیناً چنین صلحی پایدار و ماندگار خواهد بود.

بایدهای روابط افغانستان و هند

هند یکی از کشورهای است که در طول یک دهه گذشته بعد از ایالات متحده امریکا و جاپان، بیشترین کمک های اقتصادی و مالی را به افغانستان نموده است و یکی از کمک های کننده های بزرگ افغانستان محسوب میگردد. نحوه کمک های هند به افغانستان نیز به گونه یی بوده است که بیشترین تاثیر را در انکشاف و پیشرفت افغانستان داشته است. اما این روابط و مناسبات تحت تاثیر مسائل سیاسی منطقه ای هماره دچار نوسان بوده است. هندوستان در زمان ریاست جمهوری آقای کرزی اعلام آمادگی کرد که کمک های نظامی نیز در اختیار افغانستان می گذارد. اما این کمک ها با روی کار آمدن محمد اشرف غنی به تعلیق درآمد و تعلیق درآمدن دریافت کمک های نظامی از سوی افغانستان تحت تاثیر روابط و مناسبات سیاسی میان افغانستان و پاکستان صورت گرفته است. حال این پرسش وجود دارد که افغانستان با کشورهای همسایه و همجوار چه نوع مناسباتی را باید داشته باشد

بدون شک پاکستان در طول سه دهه ناآرامی ها در افغانستان نقش برجسته یی داشته است. حمایت پاکستان از نیروهای ضد اتحاد جماهیر شوروی تا تشکیل گروه به نام طالبان و تحولات بعد از آن نشان می دهد که این کشور یکی از کشورهای بوده است که اثرگذاری ترین نقش را در تحولات سیاسی و نظامی افغانستان داشته است و به همین دلیل افغانستان بیشترین صدمات را هم از سوی پاکستان دیده است و اگر قرار باشد افغانستان از حیات خلوت پاکستان خارج شود، باید به نوعی مناسبات منطقه ای خود تجدید نظر کند. مناسبات با هندوستان یکی از این مولفه هایی است که میتواند افغانستان را از انحصار سیاست پاکستان خارج کند. هند ویژگی ها و خصوصیاتی دارد که سبب میشود افغانستان بیشتر به مناسبات و روابط خود با آن بیندیشد.

1. هند برخلاف پاکستان از کشورهایی است که به سرعت در حال رشد و توسعه است. هندوستان در آسیا دومین اقتصاد این قاره است و در دنیا نیز به یکی از کشورهای اثرگذار اقتصادی تبدیل شده است و به همین دلیل نقش هند در عرصه جهانی هر روز در حال برجسته شدن است. افغانستان که نیازمند کمک های اقتصادی است بهتر است به جای پاکستان که خود محتاج و نیازمند کمک های خارجی است، روابط و مناسبات خود را با هند مستحکم تر کند و به ویژه اینکه نگاه دولت وحدت ملی به مسائل سیاسی نیز نگاه اقتصادی است.

2. پاکستان هماره از افراطی گرایی در منطقه و به ویژه افغانستان سوی استفاده کرده است و کوشیده است تا افغانستان به عنوان خانه خلوت و عمق استراتژی پاکستان در منطقه باشد و به همین دلیل ناآرامی در افغانستان جزء استراتژی دوامدار پاکستان است. برعکس هندوستان چنین نمی اندیشد و برای هندوستان افغانستانی عاری از افراطی گرایی ، در حال رشد و انکشاف بیشتر مطلوب می نماید.

3. هندوستان از شش سال به این طرف سالانه هزاران نفر داوطلب تحصیلات عالی را پذیرفته و میلیون ها دالر در این مورد سرمایه گذاری میکند. حضور حجم وسیعی از جوانان و محصلان افغانستان در هند یکی از فاکتورهای مهم رشد ظرفیت نیروی انسانی در افغانستان محسوب میشود.

     هندوستان در زمینه پژشکی و آی تی یکی از کشورهای مطرح دنیاست. افغانستان با فرستادن جوانان           خود به این کشور میتواند از این تجربه گرانبها ی هندوستان بهره ببرد. اما کسانیکه به پاکستان فرستاده میشوند بیش از اینکه به مساله علمی و حرفوی فرد توجه شود کوشیده میشود که دیدگاه های افراطی گرایی را به آنها تلقین کنند.

4. مساله مهم دیگر سوی نیت است که در سیاست مداران پاکستانی نسبت به افغانستان وجود دارد. پاکستانی ها هماره به افغانستان با سوی ظن نگرسته و کوشیده است که در کشور ما دولت مستقل و مقتدر بوجود نیامده و ثبات سیاسی شکل نگیرد. برخلاف پاکستان ،هندوستان همیشه با حسن نیت به قضیه افغانستان دیده است و تلاش هایی که در چند سال گذشته از سوی هندوستان صورت گرفته مویید این قضیه است.

بنابراین اگر افغانستان میخواهد خود را از انحصار پاکستان خارج کند باید روابط و مناسبات منطقه ایی اش رابازنگری نموده و یکبار دیگر سیاست منطقه ای خود را بازتعریف کند. اکنون افغانستان از نظر روابط تجارتی در عین حالی که بیشترین مبادلات تجارتی را با پاکستان دارد بازهم پاکستان بنادر خود را به روی افغانستان باز نمیکند. اگر افغانستان با داشتن روابط حسنه سیاسی با هند و ایران بتواند شاهراه ترانزیت تجارتی دیگری را بیابد، یقیناً این مشکلات کاسته خواهد شد. اینها میتواند دلائلی باشد برای اینکه افغانستان با هندوستان روابط عمیق تری سیاسی، اقتصادی و نظامی داشته باشد. هرچند نباید این روابط به نحوی صورت گیرد که سبب ایجاد تحریکات در پاکستان شود. اما این مساله باید از سوی پاکستان نیز درک شود که افغانستان به عنوان کشور مستقل حق دارد براساس منافع خود با کشورها روابط و مناسبات داشته باشد.

اکنون‌نوبت وزرا است

پارلمان افغانستان برعکس دور گذشته، این بار سخاوت‌مندانه به تمامی شانزده وزیر پیشنهادی رای مثبت داد. دلایل رای مثبت پارلمان به وزرای پیشنهادی هرچه باشد، یک مسئله را به اثبات می‏رساند وآن این که اوضاع وخیم سیاسی، اقتصادی و امنیتی از سوی اعضای پارلمان به خوبی درک شده است. زیرا در مدت هفت ماهی که از تشکیل حکومت وحدت ملی می‏گذرد، عملاً فعالیت اداری در کشور فلج شده بود و هیچ‏ کس به هیچ چیزی پاسخگو نبود. نارضایتی و اعتراضات مردم نسبت به این وضع و بدتر شدن اوضاع امنیتی از آغاز بهار سال 1394 سبب شد که اعضای مجلس نمایندگان بدون توجه به ملاحظاتی در مورد وزیران پیشنهادی به آن‏ها رای بدهند تا کشور را از این حالت خارج کنند.

اکنون که وزرا رای مثبت پارلمان را گرفته‏‌اند، توپدر زمین آن‏هاست و باید برای رفع مشکلات و نابسامانی‏‌های موجود تلاش بی‏‌وقفه و خستگی‏‌ناپذیری کنند. اگرچه همه وزرا در زمان ارائه برنامه‏‌ها و طرح‏‌های خود به مجلس نمایندگان، وعده‏‌ها و نویدهای فراوانی به مردم دادند، اما مردم افغانستان نسبت به این وعده‏‌ها بی‏‌اعتماد و بی‏‌باور هستند.

وزرای کابینه برای اینکه به اثبات برسانند که آنچه در روز معرفی به پارلمان افغانستان گفته‏‌اند، درست، واقع‏‌بینانه و عملی است، برای تحقق آن‏ها تلاش همه‏‌جانبه صورت دهند. اولویت‏‌بندی‏‌های هر وزارت مشکلات و چالش‏‌های موجود و موانعی که فراروی ایشان قرار دارد از اولین اقداماتی هستند که هر وزیری باید انجام بدهد. بدون طبقه‏‌بندی مشکلات و موانع و دسته‏‌بندی اولویت‏‌ها نباید انتظار داشت که کار کابینه‏‌ی جدید بهتر ازکابینه‌‏ی گذشته باشد.

چیزی که در این میان مهم به نظر می‏رسد این است که وزرای کابینه‏‌ی جدید چه برنامه‌‏هایی برای رفع مشکل فساد اداری دارند. طرح و برنامه، خودبه‏‌خود نمی‏تواند برای از بین بردن مشکلات در جامعه کافی باشد. زمانی این طرح‌‏ها و برنامه‌‏هامی‏تواند موثر و عملی باشند که فساد ادری به عنوان بزرگترین مانع در اداره کشور، کاهش یابد. وزرای جدید بااستفاده از تجربه‌‏ای که سیزده سال گذشته، فراروی آن‏ها قرار داده است، بایداولین اقدام و برنامه خود را برای از بین بردن فساد اداری در وزارت تحت امرشان اجرا نمایند.

تجربه‏‌ی تلخ کشور ما در گذشته این بوده است که هر وزارتی که به دست وزیر مربوط به یک قوم و یا تبار نژادی قرار گرفته است، آن وزارت انحصاراً در اختیار همان تبار درآورده شده و این فاجعه‌‏ای است وحتشناک که نباید وزیران جدید آن را تکرار نمایند. وزارت‏‌های کشور از کل مردم افغانستان و مربوط به کل جامعه است و در قبال کل افراد جامعه مسئولیت دارند. انتظاری که از وزرای جدید می‏رود این است که در این رابطه نیز اقدام‌‏های موثر و مفید انجام بدهند.

مسئله دیگر مسئله خویش‏‌خوری در وزارت‏‌هاست. وزرایی که در گذشته به مسند وزارت نشسته‏ بودند اولین اقدام‏شان برکناری تعدادی از کارمندان آن وزارت و جایگزینی آن‏ها با دوستان، اقوام و نزدیکان خود بوده است. پیامد چنین برخوردی دومسئله است: اول اینکه شایسته‌‏سالاری به عنوان اصل اساسی و بنیادی یک اداره از بین می‏رود و دوم اینکه تجمع افراد نزدیک به وزیر در یک وزارت به صورت قهری و طبیعی، مافیای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را درآن به وجود می‏‌آورد و این فاجعه‏‌ای است بزرگ برای یک کشور.

بناً وزرای کابینه جدید همانطوری که خود وعده کرده‏ و همانگونه که درمراسم سوگند وفاداری به قانون اساسی افغانستان یاد کردند، باید خود را مکلف و مسئول به اجرای قانون و مسئول در برابر مردم افغانستان، کشور و آینده این سرزمین احساس کنند و با این احساس و درک در وزارت مربوطه خود عمل کنند.

د حکومت بی توجهی او د خلکو قربانی

د وحدت ملی د حکومت څخه وروسته د افغانستان په ګوټ ګوټ کی تاوتریخوال او جنجالونه زیاته شوی دی او هره ورځ لازیاتیږی. که څه هم د ولسمشر کرزی په دوران کی هم د افغانستان خلک امنیت نه درلوده او داسی واقعات ډیر وه خو د افغانستان خلک د وحدت ملی حکومت په انتظار پاتی شوی وو او د دوی هیله دا وو چی دا حکومت حتما د بی امنی او نورو اجتماعی تاوتریخوالی په برخه کارکوی او د خلکو د ستونزو په اړه جدی اقدامات کوی لکه څنګه چی د وحدت ملی حکومت رهبران دواړو خلکو ته وعده ورکړی وو چی دوی د دی پلان او توان لری چی د خلکو د هوساینی زمینه برابره کړی.

حکومت په ډیرو مواردو کی اغفال کوی او ځینی خطرناک موارد مهم نه بولی د دی کار سبب یا د حکومت ضعف دی او یا هم چی دوی واقعا پخپلو سیاسی شعور مشکل لری ځکه چی ځینی ګواښونه چی هره ورځ په رسنیو کی د بحث لاندی راځی او سیاسی کارپوهان حکومت ته ډاډ ورکوی چی باید جدی اقدامات ولری خو دولت مردان تر اوسه پوری هیڅ کوم جدی اقدام نه دی کړی.

له انتحاری چاودنی او ماینونو څخه چی تیر شو ځکه هغه خو د افغانستان د خلکو په ورځنی تقسیم اوقات کی ځای لری وروسته له ملی وحدت حکومت څخه د 31 کسان ګروګانیدل په زابل کی یوه لوی جنجال دی چی د افغانستان دښمنان غواړی یو ځل بیا د خلکو تر مینځ قومی او مذهبی مخالفتونه رامینځته کړی خو د افغانستان د ملی وحدت حکومت تر اوسه پوری هیڅ کوم جدی اقدامات نه دی تر سره کړی او د دوی کورنی تر اوسه پوری د خپلی عزیزان سترګی په لار پاتی شوی دی.

بله تاسف بار او د وینی ډک فاجعه چی په بدخشان کی تر سره شو او په هغه کی نږدی دیرش ملی اردو کسان په کی ووژل شو او د افغانستان خلک په لوی غم واړول د ملی وحدت حکومت ته لوی ننګ دی ځکه چی دا افغان بچیان نه تسلیحاتی امکانات لری چی د افغانستان د خلکو له دښمنانو سره مقابله وکړی او نه هم ستراتیژیکی اهداف د حکومت له طرفه لری. حتی ویل کیږی چی کله چی دوی وپوهیده چی نور د طالبانو پرضد د مقابله توان نه لری او د دوی امکانات لږ دی او غوښتی دی چی عقب نشینی وکړی د دوی عراده جات او موټرونه تیل نه درلوده دا هم سبب ګرځیدلی دی چی دوی د طالبانو له خوا ووژل شی او اسیران شی.

د وحدت ملی حکومت چی حتی په سفرونو کی هم سره مخالفت لری تر اوسه پوری د دفاع وزارت لپاره وزیر نه لری او تل د خپلی ټیم او ګروه د منافعو پر سر جنګ کوی او یو له بل څخه امتیاز غواړی. خو د افغانستان په ډیرو ولایاتو کی تل د افغانستان بچیان او د دی خاوری تش لاس اتلان وژل کیږی.

د افغانستان د خلکو غوښتنه له دی دولت څخه دادی چی د خدای په لحاظ او د دی غم ځپلی خلکو په خاطر د خلکو ملی منافع د خپلی شخصی منافعو په خاطر مه خراپوی او خلکو ته امنیت راوړی. دا مسالی د افغانستان د خلکو د مننی وړ نه دی خلک پاڅون کوی او نور نه غواړی چی خپلی بچیان له لاسه ورکړی.

که ولس مشر غنی او داکتر عبدالله واقعا وایی چی د افغانستان د خلکو په خاطر راغلی دی او د دوی د انتخاباتی شعارونه واقعا ریښتیا وو او باید دواړه راشی او د خلکو په مقابل خپلی استعفا وړاندی کړی او شرافتمندانه خلکو ته ووایی چی مونږ نه شو کولی چی د افغانستان د خلکو دپاره کار وکړو او ددی کار توان نه لرو له یوه طرفه دوی په تاریخ کی او وجدانی کار کړی دی او له بلی خوا نورو سیاسی چارواکو ته یو هشدار کیږی چی د خدای په خدای هرڅوک چی د کار او خدمت توان نه لری باید شرافتمندانه استعفا ورکړی او له دی نه زیاد تر د خلکو د وینو د توییدو عامل نه شی.

خلک له دی حکومت څخه کوم لوی غوښتنه نه لری فقط د خپلی حق غوښتونکو دی حکومت مسوولیت لری چی خلکو امنیت تامین کړی او دا د حکومت وظیفه دی چی خلکو ته د کار زمینه برابره کړی دا ابتدایی امکانات دی چی باید هر حکومت خپل ولس ته یی برابره کړی.

به شایسته‏‌هارای بدهید

بعد از تاخیر طولانی‏‌مدت رهبران حکومت وحدت ملی برای معرفی وزرای کابینه دولت جدید، سرانجام تعداد زیادی از وزرا به پارلمان معرفی شدند. اگرچه همه نامزدوزیران معرفی شده از سوی حکومت وحدت ملی، شایسته در اختیار گرفتن مقام وزارت نیستند، اما در میان آن‏ها کسانی هم هستند که شایستگی لازم را برای تصدی این مقام‏‌های مهم وحساس کشور دارند.

اکنون توپ در زمین پارلمان افغانستان قرار گرفته است و مجلس نمایندگان با شرایط حساس تاریخی و ملی مواجه است.

به دلایل زیادی مجلس نمایندگان باید تصمیم قاطع و جدی برای رای دادن به وزرای پشنهاد شده از سوی حکومت وحدت ملی بگیرد.

نخست اینکه نزدیک به هفت ماه است تعداد زیادی از وزارتخانه‏‌ها بدون وزیر دائم و به صورت سرپرست اداره می‏شوند. اداره وزارتخانه‏‌ها از طرف سرپرست سبب ناکارآمدی بیشتر اداره حکومت افغانستان شده است، اداره‏‌ای که از قبل هم کارآیی لازم را نداشت. بنابراین اگر وزرای جدید رای نیاورند، روند سرپرستی همچنان ادامه خواهد یافت و اداره‏‌های کشور را فلج خواهد کرد. مجلس نمایندگان با درک این شرایط باید تصمیم بگیرد که هرچه زودتر به آنانی که فکر می‏کند و واقعاً شایستگی در اختیار گرفتن مقام وزارت‏‌های مختلف را دارند، رای بدهد. البته نباید فراموش کرد که دقت در شایستگی افراد نباید فدای شرایط ویژه کشور شود .

لازم است بیش از آنکه به اضطراری بودن شرایط کشور و مضیقه زمانی توجه شود به شایستگی افراد و لیاقت آن‏ها و همچنان صداقت و درست‏‌کاری‏‌شان در امر خدمت به مردم، توجه شود.

متاسفانه در کشور ما همه چیز ساختار قومی، زبانی و جغرافیایی یافته است و با هر پدیده با این نگاه برخورد می‏شود. امیدواریم که مجلس نمایندگان در رای دادن به وزرای پیشنهادی حکومت وحدت ملی بیش از آنکه به مسئله وابستگی‏‌های قومی، زبانی و سمتی وزرای پیشنهادی توجه کند به لیاقت آن‏ها دقت نماید. برخورد قومی و زبانی به‏‌ویژه در مورد مسئله حساس مثل تعیین وزیر، می‏‌تواند کشور را با چالش‏‌های جدی مواجه سازد.

در طی سال‏‌های گذشته کسانی بدون داشتن هیچگونه شایستگی و لیاقت و فقط به دلیل وابستگی به یک جریان خاص قومی و زبانی به مقام‏‌های حساس و مهم کشور گمارده شده‏‌اند‏. این گرایش سبب شده است که نه تنها کار برای مردم صورت نگیرد؛ بل سرمایه‏‌ها و پول‏‌هایی که به اعتبار مردم افغانستان به کشور سرازیرمی‏‌شوند نیز به باد بروند.

پس با توجه به این شرایط حساس تاریخی، وظیفه نمایندگان مردم افغانستان است که به عوامل صداقت، لیاقت، درست کار، شایستگی و توان خدمت به مردم بیش از مسایل دیگر توجه داشته باشند.

نکته‏‌ی دیگر وضعیت نابسامان امنیتی درکشور است. این وضعیت نگران‏‌کننده در حالی درفضای کشور سایه ‏اند‏اخته است که هنوز وزارت‏‌های بخش امنیتی به‏‌ویژه وزارت دفاع ملی به صورت سرپرست اداره می‏شود. گزارش‏‌های نگران‏‌کننده‏‌ای از حضور و فعالیت گروه‌های هراس‏‌افکن بین‏‌المللی‏ مثل داعش و القاعده در بسا نقاط کشور وجود دارد و این‏ها زنگ‏‌های خطری است برای ثبات و امنیت کشور. خوب است که رهبران حکومت وحدت ملی با تفاهم و همکاری نزدیک سعی کنند زمینه‏‌های آسیب‏‌پذیری را از کشور گرفته و تلاش نمایند با تکمیل کابینه حکومت وحدت ملی زمینه فعالیت بیشتر را جهت تحکیم امنیت و ثبات سیاسی در کشور فراهم آورند. بهار از راه رسیده است و فصل گسترش فعالیت‏‌های هراس‌‏افکنی نیز فراهم گردیده است.

با توجه به چنین شرایطی نمی‏‌توان بدون داشتن نهاد مسئول امنیتی و برنامه مشخص دفاعی از اراضی کشور و جان و مال شهروندان دفاع کرد.