نگاهی به سیر هنر تیاتر در افغانستان

پیشینه تیاتر در افغانستان به دوران «امان‌الله خان» باز می‌گردد که برای اولین بار این هنر به شکل امروزی آن در افغانستان رواج پیدا کرد. تیاتر به شکل امروزی، همزمان با استقلال افغانستان در کشور به ویژه در دو شهر مهم کابل و هرات زمینه‌های شکل‌گیری و تکمیل خود را طی کرد. بسیاری از مورخان فرهنگ افغانستان «صلاح‌الدین سلجوقی» را که در هرات زاده شده است، بنیانگذار تیاتر در هرات و کابل می‌خوانند.

هدف اصلی و اساسی نمایش‌ها در افغانستان به ویژه در دوره نخست بیداری مردم، تشویق به نیکی و دوری از خرافات و ناآگاهی؛ پرورش روحیه میهن دوستی و تامین وحدت ملی بود. اهدافی از این دست، به آن جهت که جنبه آموزشی هنر تیاتر را پررنگ‌ می‌کردند، سبب‌ساز حضور بسیاری از کارگردانان وزارت معارف و وزارت دربار در نخستین نمایش‌های افغانستان شدند.

با تاسیس «پوهنی ننداری» در زمان حکومت «محمد ظاهر شاه» این هنر وارد مرحله نوینی از تاریخ خود شد. پوهنی ننداری در سال ۱۳۲۲ در شهر کابل تاسیس شد. آن طور که معلومات تاریخی در این مورد نشان می‌دهد، از نخستین کسانی که در این دوره سهم بسیاری در رونق تیاتر داشتند، می‌توان از «عبدالرشید لطیفی» نام برد که وی را پدر تیاتر افغانستان نیز لقب داده‌اند.

از جمله تلاش‌های لطیفی برای تیاتر، می‌توان از راه یافتن زنان و نقش گرفتن آنان در نمایش‌های آن دوره و بنیاد تیاتر پشتو را نام برد و «قهرمانان» اثری به زبان پشتو بود که به وسیله خود لطیفی به روی صحنه رفت.

با گسترش مراکز نمایش تیاتر، نمایش‌نامه‌های زیادی در این دوره به روی صحنه رفت که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به نمایش‌نامه‌های لطیفی اشاره کرد. آثاری چون «متخصص سالن»، «شام زندگی»، «گرسنه‌ها»، «شمع‌ها که می‌سوزند»، «۲صنعت‌کار»، «هفت رنگ» و «زمستان» از کارهای مهم لطیفی بود که «متخصص سالن» در چندین جشنواره نیز موفق به کسب جوایزی شد.

در کنار نمایش‌نامه‌های داخلی، هنرمندان این عرصه پس از تاسیس پوهنی ننداری نمایش‌نامه‌های زیادی را نیز ترجمه کردند، که از میان مترجمان آن دوران می‌توان از عبدالرشید لطیفی نام برد.

از آن جایی که لطیفی به زبان‌های گوناگون آشنایی داشت، توانست نمایش‌نامه‌های زیادی را نیز به فارسی برگرداند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به نمایش‌نامه‌های «در راه عقیده مردی که خاموش ماند»، «شب هولناک زن»، «طلا»، «شبی که آواز زنگ‌ها شنیده شد»، «گلوله در قلب»، «پرنده مجروح»، «بالا پوش»، «پیراهن عروس»، «من بمیرم تو نمیری» و «شنل» اشاره کرد.

عبدالغفور برشنا که از پیشگامان تیاتر افغانستان بود، در رشد این هنر، هم به عنوان مترجم و هم به عنوان نویسنده و کارگردان نقش زیادی داشت.

«هارون یوسفی» نیز یکی از پرکارترین هنرمندان و طنزپردازان تیاتر افغانستان بود که با ترجمه و کارگردانی نمایش‌نامه‌های فراوانی، نقش مهمی در تیاتر افغانستان ایفا کرد.

در کنار هنرمندانی که به‌صورت حرفه‌ای تیاتر را دنبال می‌کردند، بسیاری دیگر بودند که به طور آماتور به این کار رو آورده بودند. حضور بسیاری از معلمان و دانش آموزان که در مدارس تیاتر را به صورت غیرحرفه‌ای دنبال می‌کردند، به رشد این هنر در افغانستان کمک بسیاری کرد. از این شمار می‌توان به کارهایی که در مدرسه‌های غازی، ملالی و دیگر مدرسه‌های کابل اجرا می‌شد، نام گرفت.

نقش زنان در تیاتر

در نمایش‌های اولیه که اجرا شد مردان به جای زنان نقش بازی می‌کردند. ترینا نام دختری از «نو آباد» کابل بود که برای اولین بار توانست در نمایشی به نام وفای زن که کوشان آن را نوشته بود بازی کند.

«حبیبه عسکر» نیز از نخستین زنانی بود که به تیاتر راه پیدا کرد و «۳ تابلو»، نمایش‌نامه‌ای بود که توسط او کارگردانی شد و بر روی صحنه رفت.

از دیگر زنانی که در تیاتر نقش بازی کردند، می‌توان از «پروین صنعت‌گر»، «شریفه دانش»، «مخفی کابلی»، «زرغونه آرام»، «زلیخا نورانی»، «نورتن نورانی»، «مزیده سرور»، «زکیه کهزاد»، «اقلیمامخفی»، «یاسمین یارمل»، «جمیله ایمن»، «زلیخا نگاه»، «هما مستمندی»، «نجیبه دنیا»، «میمونه غزال» و «فاطمه پایا» نام برد.

از مهم‌ترین اقداماتی که برای تیاتر زنان در این دوره برداشته شد، تاسیس سالن نمایش «زینب ننداری» برای زنان بود.

اما با این حال، به دلیل این که برخی از نمایش‌نامه‌های آن دوره لحنی انتقادی نسبت به دولت داشت به‌ویژه در میان آثار لطیفی و برشنا آثاری از این دست زیاد دیده می‌شد، لذا برای اولین بار در زمان ظاهر شاه بود که دولت به این موضوع حساسیت نشان داد و برای نظارت بیشتر بر تیاتر ریاست مستقل مطبوعات را موظف کرد که بر اجرای تیاتر نظارت دقیقی داشته باشد و به هر نمایشی که مخالف سیاست‌های دولت است، اجازه نمایش داده نشود.

با آغاز حادثه هفت ثور درسال ۱۳۵۷ و پیامدهای بعد از آن، تعداد زیادی از هنرمندان به خارج از کشور مهاجر شدند و به صورت پراکنده به کار خود ادامه دادند، ولی در کابل و برخی از ولایت‌ها اجرای نمایش‌ها همچنان جریان داشت.

با سقوط حکومت «دکتر نجیب‌الله» و آغاز جنگ‌های داخلی، تیاتر افغانستان از رونق افتاد و با آمدن حکومت طالبان دیگر کاری در این راستا صورت نگرفت.

اما پس از مهاجرت هنرمندان به خارج از افغانستان، فعالیت‌های پراکنده‌ای در پاکستان، ایران و کشورهای اروپایی صورت گرفت که بیشتر این فعالیت‌ها در ایران و پاکستان جریان داشت.

اما در سال‌های اخیر تعدادی از جوانان در ایران به کار تیاتر روی آوردند و گروه‌های هنری تشکیل داده‌اند، که بیشتر آن‌ها در مشهد و تهران فعالیت می‌کنند، بیشتر آثار این دوره، پیرامون مهاجرت و تجربه‌های شخصی نویسندگان این نمایش‌نامه‌ها بوده است.

از این شمار می‌توان به نمایش‌نامه «درخشش دخترک بودایی در ایران» اشاره کرد که با استقبال خوبی در میان ایرانیان نیز روبرو شد.

تحولات اخیر تیاتر افغانستان

با تحولات جدید در افغانستان، عرصه تیاتر کشور نیز با کمک نهادهای فرهنگی و موسسات بین‌المللی دوباره احیا شد و دانشکده تیاتر کابل و کابل تیاتر دوباره فعالیت هنری خود را از سر گرفتند؛ هر چند که هنوز در ابتدای راه هستند و تا رسیدن به تیاتر مطلوب فاصله زیادی دارند.

در چند سال گذشته سمینارها و همایش‌های مختلفی برای بررسی وضعیت تیاتر افغانستان در کابل برگزار شده است که در این همایش‌ها چالش‌هایی که تیاتر افغانستان با آن مواجه است؛ مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

تلاش‌های اخیر دولت افغانستان نشان از جدی بودن دست‌اندرکاران تیاتر برای رونق این هنر قدیمی در افغانستان حکایت دارد. در کنار این، نهادهای خصوصی و هنرمندان با تلاش‌های شخصی‌شان نیز این روزها هر از گاهی به کارهای هنری در این بخش دست می‌زنند.

  • آرش عزیزی

امام موسی کاظم(ع) از تولد تا شهادت

حضرت موسی بن جعفر (ع) در هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در ابواء متولد گردید.

پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق (ع) و مادر گرامی‌اش حمیده است. میلادش برای امام صادق (ع) چنان شادی‌بخش بود که آن حضرت به‌همین مناسبت سه روز جشن گرفت و مردم مدینه را اطعام نمود. نام وی موسی و القاب و کنیه‌هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است.

امامت

امام موسی کاظم (ع) تحت تربیت امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود. تلاش امام جعفر صادق (ع) در این بود که پس از وی در مسیر رهبری پیروانش تفرقه ای بوجود نیاید. با وجود این تلاش بعدها گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق (ع) معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.

سرانجام پس از شهادت امام صادق (ع)، موسی بن جعفر (ع) در سن بیست سالگی مسوولیت بزرگ امامت و هدایت پیروانش را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

دوران امامت

از مشکلات روزهای نخستین امامت موسی بن جعفر(ع)، ادّعای امامت دروغین برادر بزرگ‌تر وی، عبدالله افطح بود که گروهی را به دنبال خود کشید و فرقه فطحیه به همین ترتیب شکل گرفت. هر چند با برخورد روشنگرانه‌ امام، عبدالله با شکست روبرو گردید.

دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام عباسی به‌نام‌های منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت پیروانش را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید.

شهادت امام

هارون در مقابله با روشنگری‌های امام موسی کاظم(ع) چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفق بود. اما سرانجام طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا (ص) به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و تأثیرگذاری بر دوست و دشمن چنان عمیق و موثر بود که‌هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک، امام (ع) را در بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند. سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینة السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید.

از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدان‌های مختلف، به یادگار مانده است.

داکتر سیدعلی کاظمی نماینده مردم در مراسم فراغت دانش آموزان لیسه‌ی طلوع دانش: برگزاری انتخابات 97 را به فال نیک می‌گیریم

در مراسمی که به روز پنج شنبه هفته گذشته به مناسبت فراغت دانش آموزان لیسه طلوع دانش برگزار شده بود، داکتر سیدعلی کاظمی؛ نماینده مردم در شورای ملی کشور با اشاره به وضعیت سیاسی و امنیتی کشور از برگزاری انتخابات پارلمانی استقبال کرد.

وی در عین حال درباره‌ی چگونگی مکانیزم برگزاری انتخابات پرسش‌هایی را مطرح کرد.

آقای کاظمی گفت: مشخص نشدن سرنوشت توزیع تذکره الکترونیکی، مساله‌ی امنیت انتخابات و سرشماری رأی دهندگان از موضوعاتی هستند که باید در برگزاری انتخاب مد نظر قرار داده شود. وی افزود:  مشخص شدن تاریخ انتخابات را به فال نیک گرفت.

وی در ادامه‌ی سخنانش به نقش و رسالت آموزگاران در کشور پرداخت و گفت: علم ودانش در شکل گیری جامعه انسانی مبتنی بر احترام، مهروزی، اخلاق و پیشرفت‌های تکنالوژیکی نقش اساسی دارد. این مساله در آیات و روایات اسلامی نیز  مهم شمرده شده است. آقای کاظمی تصریح کرد که دولت باید تلاش کند که زمینه‌ی رشد موسسات تحصیلات نیمه عالی را فراهم سازند تا این موسسه‌های تعلیمی بتوانند ظرفیت‌های شان را بالا ببرند و به موسسات عالی ارتقا پیداکنند.

وی با اشاره به کمبود آموزگاران واجد شرایط با تحصیلات عالی، بویژه در مناطق دور دست، گفت ما این مساله را با وزارت معارف و تحصیلات عالی نیز در میان گذاشتیم، دولت باید زمینه تحصیلات عالی را برای معلمان فراهم سازد.

سفر «اون» به سرزمین اژدها

بر اساس گزارش‌ها کیم جونگ اون، رهبر کوریای  شمالی سفری غیرمنتظره به چین داشته است؛ این نخستین سفر کیم جونگ اون به خارج از مرزهای کشورش از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۱ محسوب می‌شود.

رسانه‌های جاپانی نیز گزارش دادند: قطاری حامل یک مقام بلندپایه کوریای  شمالی وارد پکن شده است.

خبرگزاری کیودوی جاپان گزارش کرد: یک قطار که احتمالا حامل رهبر کوریای  شمالی است از طریق شهر داندونگ در ناحیه مرزی وارد چین شده است. شبکه تلویزیونی نیپون ژاپن نیز تصاویری از یک قطار شبیه به قطار مورد استفاده کیم جونگ ایل، رهبر سابق کوریای  شمالی و پدر رهبر فعلی را نشان داد که در حال ورود به شهر پکن است.

چین تنها متحد عمده پیونگ یانگ به حساب می‌آید، اما روابط دو کشور به دلیل بلندپروازی‌های اتمی کوریای  شمالی اخیرا متشنج بوده است. کیم جونگ اون که هفت سال پیش به قدرت رسید، در این مدت کشورش را ترک نکرده است.

تصاویر مربوط به این قطار که شبکه خبری نیپون ژاپن آن را منتشر کرده یک واگن سبزرنگ با خطوط افقی زردرنگ را نشان می‌دهد. نیپون نوشت: این شبیه قطاری است که کیم جونگایل پدر رهبر کنونی کوریای  شمالی با آن در سال ۲۰۱۱ به پکن سفر کرده بود.

براساس این گزارش، رهبر کوریای شمالی با اشاره به دعوت اخیر خود از دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، برای گفتگو پیرامون روابط دو کشور و وضعیت شبه جزیره کره، گفته است که موضوع غیر اتمی شدن شبه جزیره کره می‌تواند حل و فصل شود؛ به این شرط که پاسخ کره جنوبی و ایالات متحده به تلاش‌های ما همراه با حسن نیت باشد و در جریان اقدامات مترقی و هماهنگ برای تحقق صلح، فضای آرامش و ثبات در منطقه برقرار باشد.

کیم جونگ اون در این ملاقات فضای سیاسی منطقه را رو بهبود توصیف کرد و گفت که از زمان ابتکار جمهوری دموکراتیک خلق کره برای کاهش تنش و پیشنهاد مذاکرات صلح، وضعیت در شبه جزیره کره همچنان بهتر می‌شود.

کیم جونگ اون در این ملاقات بر اهمیت روابط کوریای شمالی و چین تاکید کرد و گفت: هم او و هم شی جین‌پینگ شخصا شاهد توسعه روابط دو کشور بوده‌ایم و افزود که هر دو طرف همواره بر حفظ و گسترش روابط دوجانبه تاکید داشته‌اند.

چین به عنوان عضو دایم شورای امنیت به قطعنامه‌های تحریم کوریای شمالی که در واکنش به برنامه‌های اتمی و موشکی آن کشور تصویب شده رای داده است. به گفته مقامات آمریکایی، فشار اقتصادی ناشی از این قطعنامه‌ها و تحریم‌های یکجانبه ایالات متحده عامل اصلی در وادار کردن رهبر کره شمالی به پیشنهاد ملاقات با رییس‌جمهوری آمریکا بوده است. مقامات آمریکایی تاکید داشته‌اند تا زمانی که کره شمالی برنامه اتمی خود را کنار نگذارد، مذاکره درباره بهبود روابط امکان‌پذیر نیست. رییس‌جمهوری چین در سخنان خود اشاره کرد: روابط نزدیک دو کشور انتخابی استراتزیک و تنها انتخاب درست برای هر دو طرف براساس شرایط تاریخی و واقعیات موجود، ساختار روابط بین‌المللی و منطقه‌ای و شرایط عمومی ارتباطات چین و جمهوری دموکراتیک خلق کره است و این روابط نباید تحت تاثیر تحولات خاص در زمان‌های خاص تغییری یابد.

قرار است رهبر کره شمالی و رییس‌جمهوری آمریکا در ماه می با یکدیگر ملاقات و گفتگو کنند و به گفته ناظران، سفر کیم به چین نمی‌تواند با این ملاقات بی ارتباط باشد. چین نزدیک‌ترین متحد کره شمالی محسوب می‌شود و بخش عمده مبادلات بازرگانی خارجی کره شمالی با چین و از طریق این کشور صورت می‌گیرد.

فرار از سرزمین انتحار

کم‌تر کسی را می‎توان یافت که در شرایط کنونی افغانستان، فکر فرار از این سرزمین را در سر نداشته باشد. از آنهایی‌که دست‌شان به دهان‌شان می‎رسند تا کسانی هم که نان روزمره‌شان را سختی پیدا کرده و با هزار سختی و بدبختی، سیاهی شب را به سپیدی صبح پیوند زده و سعی دارند تا با قوت لایموتی، خر لنگ روزگار شان را راه اندازند.

این فکر اما برای عده‌ای جز خیال چیز دیگری نیست. زیرا مال و منالی برای عبور از این خاک و رسیدن به اقلیم دیگر را ندارند. برای بخشی از جامعه نیز از آن رو سخت است که چشم‌انداز پیش روی‌شان را چندان روشن نمی‌پندارند. آنهایی‌که اندک جای و جلالی برای خود در این خراب آباد قایل‌اند و سعی دارند تا این سرزمین، خانه امن و آباد همگان شود، می‌گویند با رفتن در ملک بیگانه، آنها ابزاری بیش نیستند برای پیشبرد کارهای شاقه و این ریسک به نتیجه اش نمی‌ارزد.

اما همگان، هنگامی‌که یک عامل انتحاری و مهاجمی به جایی حمله ور شده و به هیچ کسی رحم نمی‌کند، بار دیگر عزم و آرزوی فرار درسرشان پیدا شده و راه چاره را برای نجات از مردن در کام انتحار و انفجار، بیرون رفتن از این خاک می‌دانند. شکی نیست که مهاجرین مجبور به فرار از خاک کشور خود، به آسانی جایگاه قابل قبولی را در کشور دیگری پیدا نکرده و شغل مناسب با شان خویش را نخواهند یافت. اما گفته اند که «گوشت خر خوردن، بهتر است از مردن»‌. افتادن به دام داعش، گرفتار شدن در کام فقر کْشنده و گروگان شدن در چنگ مخالفان مسلحی‎که حتا به اطفال خردسال هم رحم نمی‎کنند، بسی بدتر از آن است که در جای دیگری زندگی کنی و برای پیدا کردن لقمه نانی دست به ظرف‌شویی یا شْغل‎های پست دیگری بزنی. بدون شک تلاش در راه پیدا کردن خرجی خانواده و کوشش برای نجات جان خود و خانواده یکی از اقدام‎های پسندیده و شایسته‎ای است که از نگاه انسانی ارزشمند و از دیدگاه اسلامی نیز «جهاد واقعی»‌ دانسته می‎شود.

در چنین حالتی است که تنها افراد عادی فرار نمی‌کنند، بلکه بدتر از آن سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را ترک کرده و هم نیروی انسانی ما از دست رفته و هم اینکه ثروت و سرمایه نقدی تاجران ملی کشور، در بانک‌ها و مراکز تجاری دیگر کشورها جاخوش خواهند کرد. این واقعیت را می‌توان پس از هر حادثه المناک انتحاری و انفجاری به وضوح مشاهده کرد. تاثیرگزاری حمله مهاجمان مسلح به هوتل انترکانتیننتال که نمادی از امن‌ترین مکان برای میهمانان داخلی و خارجی به حساب می‌آید، سیگنال خطر را بیش‌تر از همه برای نیروهای فنی، فکری و مالی داخلی و خارجی نواخت. جان باختن 7 تن از تکنیسین‌های هواپیمایی اوکراین که نقش به‌سزایی در خدمات‌رسانی یک شرکت نسبتا نام‌دار هوایی افغانستان داشت، خود دلیلی بر فرار سرمایه‌های فکری و مالی از کشور به شمار می‌آید.

در چنین فضای وحشت‌آلود، به نظر می‎رسد ضرر و زیانی که از این ناحیه به ملت و دولت می‌رسد، اهداف اصلی دهشت‌گران را برآورده ساخته و ناکامی حکومت در تامین امنیت را بیش‎تر از پیش ناکام جلوه می‎دهد. بنابراین عزم راسخی لازم است تا فکر فرار از خیال مردم دور شده و شیوه‌ای برای کسب آرامش و سکون در کشور به وجود آید؛ راهی‌که موجب اطمینان خاطر مردم و دورکردن خیال فرار از اندیشه شان گردد.

  • فرشته شهاب