نهاد خیریه حمایت از کودکان فعالیت خود را در افغانستان به تعلیق درآورد

منابع محلی ولایت ننگرهار اعلام کرده‌اند که عملیات پاکسازی دفتر خیریه حمایت از کودکان پس از یازده ساعت درگیری و با کشته شدن آخرین مهاجم به پایان رسید. در نتیجه این حمله سه کارمند این سازمان خیریه کشته شدند.

به گفته عطاالله خوگیانی، سخنگوی والی ننگرهار در حمله شماری از مهاجمان مسلح به این دفتر ۴ نفر کشته و ۲۴ نفر زخمی شدند.

سازمان خیریه حمایت از کودکان با تأیید کشته شدن ۳ نفر از کارمندانش اعلام کرده که این سازمان به دلیل نگرانی از امنیت کارمندان فعالیت خود را در سراسر افغانستان به حالت تعلیق در آورده است. این نهاد با نشر خبرنامه‌ای افزوده که افغانستان یکی از خطرناکترین مکان‌ها در جهان برای کودکان و فعالیت‌های نهادهای امداد است. مقامات در ننگرهار گفته‌اند که دست در این حمله که حوالی ساعت ۹ بامداد شروع شد، دست کم ۴ مهاجم انتحاری شرکت داشتند که همه آنها در درگیری با نیروهای ویژه ارتش افغانستان کشته شدند. به گفته آنها نیروهای ویژه افغان ۴۵ کارمند این موسسه را که در اتاق امن این ساختمان مخفی شده بودند، نجات دادند.

به گفته این منابع در ابتدا انفجاری انتحاری در ورودی این ساختمان رخ‌داده و بعد مهاجمان مسلح وارد ساختمان شدند.

گفته شده ساختمانی که در همسایگی دفتر سازمان خیریه حمایت از کودکان، که متعلق به یک سازمان خیریه دیگر خارجی است، آتش گرفته است.

به گفته پولیس ننگرهار مهاجمان چهار نفر بوده‌اند که یک نفر آنان در ورودی خود را منفجر و سه نفر وارد ساختمان شدند. در زمان حمله حدود ۵۰ کارمند در داخل این ساختمان بوده‌اند. نهاد خیریه حمایت از کودکان نیز با نشر خبرنامه‌ای حمله به دفتر این نهاد را «شوک‌آور» توصیف کرده و افزوده که این حمله صبح روز چهارشنبه حوالی ساعت ۹ به وقت محلی رخ‌داده‌است. در این خبرنامه این نهاد از وضعیت امنیتی کارمندانش ابراز نگرانی کرده‌است.

گروه داعش مسئولیت این حمله را پذیرفته ولی گروه طالبان اعلام کرده که این حمله ربطی به آنان ندارد.

توطئه‌ای جدید در سوریه

توطئه بزرگی به طور ناگهانی با عنوان حمایت از کردها در شمال سوریه سربرآورده و ارتش امریکا و حدود ۳۰ هزار سرباز از یگان‌های مدافع خلق کرد درصدد تشکیل ارتش سازمان یافته و مجهز با تانک‌ها، توپخانه‌ها و موشک‌ها برای تسلط بر ۲۵ درصد از خاک سوریه هستند.

روزنامه لبنانی الدیار در تحلیلی نوشت، این نیروها در منطقه‌ای تشکیل خواهند شد که بیشترین مناطق کشاورزی سوریه را در خود جای داده و سوریه از گندم این منطقه به حد خودکفایی رسیده است و این منطقه در هر فصل به میزانی که برای پنج سال کافی باشد، محصول گندم برداشت می‌کند. سوریه علاوه بر آن گندم را به خارج و حتی به کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق، ایتالیا و اسپانیا صادر می‌کند چرا که گندم سوریه که از زمین‌های حاصل‌خیز شمال این کشور به دست می‌آید مرغوب‌ترین است.

نکته دیگر اینکه شمال سوریه از منابعی برای صادرات گاز و نفت برخوردار است و منطقه‌ای بسیار غنی به شمار می‌آید. کردها یک و نیم میلیون مسیحی سریانی را از تمامی ولایت حسکه، رقه و قامشلی بیرون رانده‌اند که در آنجا قدیمی‌ترین طایفه سریانی که قدمتی ۲۰۰۰ ساله دارد، سکونت داشتند.

اینجا یادآور می‌شویم که امریکا یک پایگاه هوایی سری را در سوریه تاسیس کرده است، که اخیرا از آن پرده برداشت. این پایگاه می‌تواند میزبان ۱۰۰ جنگنده امریکایی باشد و در مسافتی با پایگاه نظامی التنف سوریه قرار دارد. اما امریکا این پایگاه را به صورت سری ساخته است و ۱۰۰ جنگنده امریکایی را در این پایگاه برای حفاظت از یک چهارم خاک سوریه که آنجا را با کردها اشغال کرده‌ است، قرار خواهد داد. تا به این لحظه واکنش‌های بین‌المللی بسیار تند و شدید بوده است.

  • منبع: ایسنا

آغاز کار پروژه تاپی در سال ۲۰۱۸

محمد میرات امانوف؛ رییس اجرایه پروژه تاپی هفته گذشته در یک کنفرانس خبری از آغاز کار عملی این پروژه در سال آینده میلادی در افغانستان خبر داد.

او در این کنفرانس خبری در مورد پیشرفت پروژه تاپی معلومات ارائه کرد و گفت که انتقال گاز ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان و هند نقش حیاتی در رشد اقتصاد چهار کشور دارد. تاپی پروژه انتقال گاز ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان و هند است.

رییس اجراییه این پروژه بیان داشت که کار عملی این پروژه در افغانستان سال آینده از هرات آغاز می شود و یک سال را در برمی گیرد تا این پروژه در افغانستان تکمیل شود.

وی تاکید کرد که چهار سال را دربرمی گیرد تا این پروژه به صورت کامل در هر سه کشور تکمیل گردد.

اجمل احمدی عضو بورد پروژه تاپی و مشاور ریاست جمهوری گفت که این پروژه ۳۳ میلیون متر مکعب گاز را انتقال می دهد و افغانستان می تواند بعد از سال ۲۰۱۹ سالانه ۵ میلیون متر مکعب گاز را از این طریق بدست بیاورد.

به گفته وی با انتقال این پروژه از افغانستان به پاکستان و هند افغانستان سالانه میلیون ها دالر از ترانزیت عاید حاصل می کند.

سمیر رسا مشاور ارشد در دفتر ریاست جمهوری در امور مالی و بانکداری بیان داشت که تکمیل شدن این پروژه به یازده توافقنامه میان کشورهای شامل ضرورت دارد و تا حال هفت توافقنامه آن امضا شده است.

وی تطبیق این پروژه را در کاهش تنش های سیاسی در منطقه مهم دانست.

نشست بی‌نتیجه شورای همکاری خلیج فارس

نشست سران شورای همکاری خلیج فارس که قرار بود به مدت دو روز در کویت ادامه یابد، با غیبت سران عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی و عمان در همان روز اول به پایان رسید. شیخ صباح احمد جابر صباح، امیر کویت و شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر تنها سران حاضر در نشست بودند که به میزبانی کویت برگزار شد.عربستان وزیر خارجه خود عادل جبیر را فرستاده بود که عضو خاندان سلطنتی نیست. بحرین معاون نخست‌وزیر و امارات وزیر مشاور در امور خارجی خود را اعزام کرده بود. از عمان هم معاون نخست‌وزیر در نشست شرکت داشت.

شیخ تمیم، امیر قطر گفته بود که این نشست در مقطعی بسیار حساس در عمر شورای همکاری خلیج فارس برگزار می‌شود و اظهار امیدواری کرده بود که این نشست به حفظ امنیت و ثبات منطقه خلیج فارس منجر شود، اما گزارش‌ها حاکی است که در گفت‌وگوهایی که پشت درهای بسته انجام شد، پیشرفتی در حل اختلافات به دست نیامده است.

این نخستین نشست سالانه سران کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس پس از بروز اختلاف شدید میان عربستان و همپیمانانش با قطر بود.عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر در ماه جون امسال روابط دیپلوماتیک خود را با قطر قطع و با متهم کردن این کشور به حمایت از گروه‌های هراس‌افکن و نزدیکی بیش از اندازه با ایران، تحریم‌ها و محدودیت‌های گسترده‌ای را علیه این کشور اعمال کردند.

کویت که میزبان نشست سران شورای همکاری بود و قطر که امیرش در این نشست شرکت کرد، امیدوار بودند که بتوانند با استفاده از این فرصت، اختلافات را کاهش دهند، اما به نظر می‌رسد که به این هدف نزدیک نشده‌اند. امارات متحده عربی همزمان با برگزاری نشست اعلام کرد که ائتلاف اقتصادی- نظامی جدیدی را خارج از چارچوب شورای همکاری خلیج فارس با عربستان سعودی ایجاد کرده است.

مبارزه با هراس‌افکنی‌ شکست در کابل، آسیب‌پذیری در واشنگتن

سخنرانی رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی در سفر به امریکا در یک مرکز تحقیقاتی بار دیگر از واقعیتی سخن گفت که حدود شانزده سال پیش،‌ دنیا را تکان داد.

قوت گرفتن گروه‎های هراس‌افکن در کابل در سال ۲۰۰۱ که آن زمان مرکز ثقل گروه‎های هراس‌افکنی به حساب می‎آمد، بالاترین تهدید را متوجه واشنگتن و نیویارک کرد؛‌ امری‎که در آ‎ن زمان کمتر تصور آن می‎رفت. امروزه نیز شرایط زمانی و اوضاع مکانی نه تنها تغییر کرده، بل به لحاظ گفتمانی،‌ وضعیت حاکم بر روزگار مردمان دنیا تشدید نیز شده است. سخنان رئیس اجرائیه که گفته است اگر هراس‌افکنی در کابل شکست نخورد، باید شاهد نبرد آن در خیابان‎های واشنگتن و نیویارک باشیم، اشاره به همین مسئله است.

تحلیل پدیده هراس‌افکنی با توجه به واقعیت‎های موجود، تهدید این پدیده را برای کشورهایی چون امریکا و متحدان آن بیشتر از هر ملت و مردمی نشان می‎دهد. زیرا ترور، کنش اجتماعی­ سیاسی برای باز نشاندن گفتمانی است که به حاشیه رفته و به عبارتی، کشاندن گفتمان مغلوب به متن است. هراس‌افکنی نیز به نوعی با ابزارهای شناخت خویش دست به یک نوع ساخت اجتماعی واقعیت می‌زند. هراس‌افکن در پی احیای هویتی است که بر اثر کنش‌های اجتماعی استحاله یافته است. رابطه میان هویت و هراس‌افکنی رابطه‌ی دو سویه است. هنجارها، ارزش‌ها و انگاره‌ها همگی به عنوان یک ساخت اجتماعی و در چارچوب بعد هستی‌شناسی و گفتمان، کنش هراس‌افکنی را معنا می‌دهند.

به همین دلیل است که اسپرینزاگ، تئوری پرداز سازه‌انگاری بر این باور است که افرادی که قدم در راه هراس‌افکنی می‌گذارند، دگرگونی سیاسی و فردی قابل توجهی را در فرآیند و بعد از ورود به گروه هراس‌افکن از خود آشکار می‌سازند. هر چند هویت قبلی خود را نیز از دست نمی‌دهند. امروزه هراس‌افکنی بر خلاف گذشته که صرفاً مسئله‌ای سیاسی بود، به مبحثی مذهبی­ سیاسی و یا هویتی تبدیل شده است.

به عبارت دیگر، ما شاهد هراس‌افکنی نوین با آموزه‌های مذهبی هستیم. آنچه اسامه بن لادن در فتوای مشهور علیه ایالات متحده بیان کرد، امروزه با شدت بیش‎تری قابل مشاهده است. بن لادن در این فتوا گفته بود: «کشتن امریکایی‌ها و متحدان آن‌ها ­ نظامیان و غیرنظامیان ­ وظیفه فردی هر مسلمان است که می‌تواند مبادرت به این اقدام در هر کشور با هر وسیله ممکن نماید. این اقدام فرد مسلمان جهت آزادسازی بیت‌المقدس و بیت‌الله الحرام و عقب‌نشینی از تمامی کشورهای اسلامی خلاصه می‌شود.»

بنابراین یک فرد هم با پیوستن به یک گروه هراس‌افکن، با تغییر هویت خود به هویت جمعی به یکسان‌انگاری در گروه می‌رسد. و دیگر «خود» در فرد رنگ می‌بازد و ارزش‌ها، منافع و هنجارهای گروه مهم جلوه‌گر می‌شود. رهبر و رئیس گروه وظایف و پیام‌های خود را به افراد و اعضاء منتقل می‌سازد و می‌توان وی را مسئول اصلی و هدایت‌کننده تغییر هویت فردی به جمعی در یک گروه تروریستی دانست.

در مقابل چنین نگاهی، باید به درک مشترک از دردهای ناشی از این پدیده دست یافت؛‌ امری‎که تاکنون حاصل نشده و یا دستکم در عرصه‎ی عمل به آن توجه جدی صورت نگرفته است. به طور مثال، نگاه امریکا به مسئله هراس‌افکنی در منطقه و افغانستان یکسان نبوده و سیاست یک بام و دو هوای واشنگتن نسبت به هراس‌افکنی در افغانستان و پاکستان طی یک و نیم دهه گذشته، موجب تقویت گروه‎های هراس‌افکن شده است. عین این مسئله در سایر کشورها از جمله در حوزه خاورمیانه صادق بوده است.

بنابراین،‌ تا زمانی‎که ایالات متحده امریکا و متحدان آن نگاه یکسانی به پدیده هراس‌افکنی به عنوان یک کتله هویتی که در صدد ظهور و بروز در برابر جریان‎های جمعی ملت‎ها در شرایط جهانی شدن است نباشد،‌ پیروزی در برابر این پدیده میسر نخواهد شد. امریکا و مدعیان مبارزه با هراس‌افکنی باید به درک هویت مشترک با ملت‎های زجر کشیده از این پدیده برسند و خویشتن را در قالب هویتی مشترک در برابر هویتی تحت نام هراس‌افکنی تصور نمایند تا راه مشترک را پیموده و به اهداف همسان دست یابند.

لذا تا زمانی‎ که چنین انگاره‎های ذهنی و عینی از هراس‌افکنی به دست نیاید،‌ افغانستان کماکان خط مقدم نبرد با هراس‌افکنی بوده و از این بستر مناسب،‌ سایر کشورها نیز مورد تهدید قرار خواهد گرفت.

محمد قره‎باغی