بررسی مطبوعات چاپ کابل 27 حوت 1397

“کشورهای عرب افغانستان را از رقابت های شان دور نگه دارند” ، “به دیدگاه ها و نظر مردم افغانستان ارجحیت دهید” و “تسلیتی که تروریسم را بازتولید می کند”عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.

“کشورهای عرب افغانستان را از رقابت های شان دور نگه دارند” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:

رییس جمهور غنی دیروز با جمعی از بلندپایه‌گان دولتی به ابوظبی پایتخت امارات متحده‌ی عرب رفت تا با سران خاندان حاکم بر امارت روی روابط دو جانبه گفت‌وگو کنداگر عربستان و قطر یک موقف می‌داشتند، امروز گفت‌وگوهایی که برای پایان جنگ افغانستان صورت می‌گیرد به گونه‌ای مسیر می‌یافت که دولت و مردم افغانستان می‌خواهند. قرار بود که دیپلماسی پایان جنگ ایالات متحده هم به گونه‌ای سازمان‌دهی شود که افغانستان را از رقابت‌های منطقه‌ای مثل رقابت غیرسازنده‌ی عربستان با قطر دور نگه‌دارد، ‌اما چنین چیزی تحقق نیافت. قطر و عربستان رقابت‌های‌شان را به موضوع افغانستان هم گسترش دادند. طالبان نخواستند که در جده با نماینده‌گان حکومت افغانستان گفت‌وگو کنند. نماینده‌گان این گروه در ابوظبی هم از مذاکره با نماینده‌گان دولت افغانستان امتناع کردند و این امر سبب افزایش مشکلات در روند دیپلماسی پایان جنگ شد.

هشت صبح می افزاید : 

 افغانستان باید جایی باشد که همه در آن همکاری کنند. موضع امارات و عربستان مبنی بر حمایت از دولت افغانستان خبر خوش برای مردم افغانستان است. سیاست همه‌ی کشورها باید از ایجاد مراوده‌ی نامشروع با گروه‌ها به حمایت از دولت گذار کند. انتظار مردم افغانستان این بود که تمام کشورها به اصل روابط دولت با دولت احترام بگذارند ولی بعد، وضعیتی پیش آمد که برخی از کشورها این اصل را به دلایل گوناگون نقض کنند. ولی به سود همه‌ی کشورها است که رقابت‌های‌شان را به افغانستان نیاورند

 “به دیدگاه ها و نظر مردم افغانستان ارجحیت دهید” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انیس است که در آن چنین آمده است:

صلح پایدار، با عزت و سراسری زمانی در افغانستان، تحقق، می یابد که نه تنها مردم افغانستان در آن دخیل باشند بلکه کشور های همسایه، منطقه و جهان نیز در آن صادقانه نقش تسهیل کننده را داشته باشند تا اینکه آغاز این روند به یک صلح واقعی و سراسری در افغانستان بی انجامد.پنجمین دور مذاکرات میان نمایندگان امریکا و طالبان در قطر پس از ۱۶ روز رایزنی و گفتگو در عقب در های بسته، روز سه شنبه ۲۱ حوت به پایان رسید.

انیس می افزاید:

گزارش ها حاکی از آنست که در این مذاکرات دو طرف به برخی از توافقات دست یافته اند، مگر طرف اصلی قضیه که مردم و حکومت افغانستان است از این فیصله ها و توافقات آگاهی چندانی ندارند، در حالیکه در مذاکرات صلح بایست مطمع نظر، مردم و حکومت افغانستان باشد زیرا قربانی اصلی جنگ و خشونت در چهار دهه گذشته در افغانستان، مردم این کشور بوده که باید از جریان این مذاکرات و فیصله ها، آگاهی داشته باشند.

ونگاهی می اندازیم به روزنامه ی انصار که در سر مقاله ای تحت عنوان “تسلیتی که تروریسم را بازتولید می کند” چنین نوشته است :

حمله تروریستی یک نژادپرست به نمازگزاران دو مسجد در نیوزیلند که به کشته شدن ۵۲ تن انجامید، بار دیگر بحث رویکرد دوگانه به پدیده تروریسم را در افکار عمومی و در سطح رسانه‌های گوناگون مطرح کرد. این حمله از آن نظر بیش از موارد مشابه قبلی هولناک و تکان دهنده بود که ضارب روی سر خود، کمره‌ای نصب کرده بود و فیلم تیراندازی به انسان‌های بی‌دفاع را زنده روی فیس‌بوک منتشر کرد تا دیدگان بهت‌زده بینندگان به شکل زنده، کشته‌شدن مسلمانان را تماشا کنند.

با این حال، بر خلـاف حوادث تروریستی در اروپا و امریکا که قربانیان افراد غیر مسلمان و ضاربین مسلمان بودند، کشتار در دو مسجد مسلمانان شهر کرایست چرچ، موج جهانی از همدردی و تالمـ را به همراه نیاورد. هرچند سران بسیاری از کشورهای جهان با ارسال پیامـ‌هـای تسلیت برای ملت و دولت نیوزیلند و همچنین همدردی با قربانیان مسلمان، انزجار خود را از این عمل غیر انسانی بیان کردند با این حال، آن نمایشی که اروپایی‌هـا بعد از حمله تروریستی به دفتر نشریه شارلی ابدو در پاریس بر گزار کردند، برای قتل‌عامـ نیوزیلند رخ نداد.

در پایان انصار می افزاید:

در حمله به شارلی‌ابدو، ضاربان افرادی با تبار خاورمیانه‌ای و با دین اسلام بودند که بر اساس تفکرات انحرافی و غیر اسلـامی به تعدادی از روزنامه نگاران فرانسوی حمله کردند. گرچه این نشریه به دلیل توهین‌هـای مکرر به اعتقادات دینی از جمله پیامبر عظیم الشان اسلام به شهرت رسیده بود اما حمله به این نشریه از سوی علمای اسلامی و مسلمانان تقبیح شد. سران اروپایی نیز به سرعت به پاریس شتافتند تا بازو در بازوی یکدیگر در خیابان‌هـای این شهر رژه روند و تروریسمـ را محکومـ کنند.

اما اکنون به جای ۱۲ فرانسوی مسیحی در پاریس، ۵۲ مسلمان با تبارهای مختلف به شیوه بازی‌هـای کمپیوتری در کرایست چرچ قتل عامـ شده اند. با این حال، واکنش افکار عمومی در غرب به مراتب ملایم‌تر است. این موضوع نشان میدهد که واکنش به حوادث تروریستی بیش از اینکه به تعداد قربانیان یا نحوه کشتار آنان بستگی داشته باشد، تحت تاثیر نژاد، ملیت و دین ضاربین و قربانیان است.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 حوت 1397

“اَترا رفته گل بچیند”،” تبعیض به هر بهانه ای محکوم است” و “سیاست جهنمی امنیتی هند محور” عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.

“اَترا رفته گل بچیند” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

روزهاست که از کمپین «اترا کجاست»ِ شهروندان کشور در اعتراض به فساد و بی‌بندوباری در عرضۀ خدمات مخابراتی می‌گذرد. این کمپینِ اعتراضی اگرچه به‌طور مستقیم ادارۀ تنظیم خدمات مخابراتی افغانستان (اترا) را مورد خطاب قرار داده، اما به گونۀ غیرمستقیم عملکردِ حکومت و وزارت مخابرات را در ارایۀ خدمات مخابراتی و دفاع از حقوق شهروندی مورد پرسش قرار می‌دهد.
بیش از یک دهه است که پای شرکت‌های مخابراتیِ خصوصی به افغانستان باز شده و به موازات گسترش فعالیت‌های این شرکت‌ها و افزایش ساحۀ پوشش‌شان در کشور، مردم افغانستان با حق‌تلفی‌ها و فریب‌کاریِ رنگارنگِ آن‌ها روبه‌رو شده‌اند.

ماندگار می افزاید :

اکنون اعتراض‌ها به فریب‌کاری‌ها و دزدی‌های شرکت‌های مخابراتی، بسیار اوج گرفته و «اترا» به عنوان ادارۀ ویژه‌یی که برای تنظیم خدمات مخابراتی تشکیل شده، خاموش و بی‌تفاوت نشسته است؛ همانند عروسی که به جای «بله» گفتن در مراسم نکاح، به چیدن «گُل» می‌رود!… این هیاهو و اعتراضِ شهروندان و این سکوت و گُل‌چینی اترا درحالی‌ست که اولاً خدمات مخابراتی فقط آلوده به دزدی و فریب نیستند، بلکه کیفیتِ این خدمات بسیار پایین و شرم‌آور است و ثانیاً حکومت خلافِ رای مخالفِ مجلس نماینده‌گان، ده درصد از اعتبار کریدت‌کارت‌های مصرفیِ شهروندان را به عنوان مالیات به خود اختصاص داده و این مالیه شامل فقیرترین و کم‌درآمدترین اقشار کشور نیز می‌شود.
با این اوصاف، می‌توان به جرأت حکم کرد که فساد جاری در شبکه‌های مخابراتی، به زنجیرۀ محکمی وصل است که در یک سوی آن حکومت و وزارت مخابرات و در سوی دیگرش شرکت‌های مخابراتی و ادارۀ اترا و در میانۀ آن مردمی قرار دارند که تا کنون قوت و تدبیرِ لازم را برای بازپرسی از این زنجیرۀ فاسد نیافته‌اند.

” تبعیض به هر بهانه ای محکوم است” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

در روزهای اخیر، خبری در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود مبنی بر این‌که از یک ولایت دو جوان در یک رشته و در یک پوهنتون امتحان داده اند که یکی از آن‌ها به دلیل تعلق داشتن به قومیت خاص با نمره 312 ناکام مانده است و دیگری با کسب 124 نمره کامیاب گردیده است. این خبر برای نظام آموزشی کشور و برای مردم تبعیض زده افغانستان بدون تردید ناگوار و پذیرفتن آن دشوار است. بر اساس داده‌های ویب سایت اداره ملی امتحانات این خبر صحت دارد.به نظر می‌رسد که این تصمیم از سال‌های 1391 خورشیدی همزمان با تاسیس پوهنتون نظامی مارشال محمد قسیم فهیم گرفته شده است. به گفته مسولان امر در این پوهنتون سالانه تنها 300 نفر از میان هزاران داوطلب پذیرش می‌شوند که خود نوعی محدودیت را بر سرنوشت شرکت‌کنندگان تحمیل می‌کند.

نویسنده می افزاید:

ظاهرا منطقی که در پشت این تصمیم در آن زمان وجود داشته و احتمالا تا کنون نیز وجود دارد این است که اگر بر اساس شایستگی در این مرکز تصمیم گرفته شود و نتایج بر اساس بالاترین نمرات داوطلبان اعلان گردد، توازن قومی در این دانشگاه به‌هم می‌خورد و احتمالا اکثریت قبول شدگان به قومی تعلق خواهد گرفت که اقلیت محسوب می‌شود. از سوی دیگر ممکن است از بخش‌هایی از کشور به تعداد اندک از این فرصت تحصیلی استفاده کنند و به دلیل فقدان درس و مکتب در این مناطق، آن‌ها نتوانند در این پوهنتون راه یابند. در هر صورت مبنای تیوریک این تصمیم هرچه باشد، ناکامی فردی که 312 نمره کسب کرده است و کامیابی کسی که حایز 124 نمره شده است در یک پروسه واحد، یک تبعیض آشکار است. تبعیض نیز در هر صورت محکوم است.

و “سیاست جهنمی امنیتی هند محور” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در سرمقاله ای تحت عنوان چنین نوشته است:

سفیر پاکستان در کابل گفته است که اگر هند در پاسخ به حمله‌ی تروریستی پلوامه واکنش نظامی نشان دهد، تلاش‌هایی که برای پایان جنگ افغانستان آغاز شده، صدمه خواهد دید. سفیر پاکستان به زبان دیپلوماتیک ایالات متحده را تهدید کرده است که اگر جلو واکنش نظامی احتمالی هند را نگیرد، دولت پاکستان دیگر به روند پایان جنگ افغانستان کمک نمی‌کند. رهبران طالبان در پاکستان زنده‌گی می‌کنند. پاکستان زیربنای حمایتی خیلی محکم برای جنگ‌جویان طالب در قلمروش فراهم کرده است. کل قلمرو پاکستان عقبه‌ی راهبردی طالبان در جنگ افغانستان است. پاکستان پیش از این هم ادعا کرده بود که مذاکره‌ی نماینده‌گان طالبان و ایالات متحده را تسهیل کرده است. مقام‌های امریکایی هم این مدعا تایید کردند. حال روشن نیست که ایالات متحده در پاسخ به تهدید پاکستان دست به چه کاری می‌زند. ولی موضع اخیر پاکستان نشان می‌دهد که راولپندی افغانستان را مکانی تصور می‌کند که باید در آن با هند تصفیه‌ی حساب کند.

در پایان هشت صبح می افزاید :

پاکستان همیشه تلاش کرده است که برای امتیازگیری در کشمیر، افغانستان را هزینه کند. در زمان نخست‌وزیری نوازشریف هم یک مقام‌ پاکستانی اعلام کرده بود که صلح در کابل به صلح در کشمیر بسته‌گی دارد. معنای حرف او هم این بود که ایالات متحده باید در موضوع کشمیر به سود پاکستان مداخله کند. در زمان بارک اوباما هم ارتش پاکستان از ایالات متحده خواسته بود که در بدل همکاری جدی اسلام‌آباد با امریکا در افغانستان، ‌واشنگتن باید در قضیه‌ی کشمیر به سود پاکستان وساطت کند. هند همیشه مخالف وساطت کشور سومی در قضیه‌ی کشمیر است. موضع هند در گذشته این بود که مستقیم با پاکستان در مورد منطقه‌ی مورد اختلاف کشمیر گفت‌وگو کند. وادی کشمیر در حال حاضر به دو بخش تقسیم شده است که یک بخش آن جز قلمرو هند و بخش دیگر آن زیر سلطه‌ی پاکستان است. هند بر آن بخش از کشمیر که زیر سلطه‌ی پاکستان است، ‌ادعای مالکیت دارد. پاکستان هم بر آن بخش‌هایی از وادی کشمیر که حال جز قلمرو هند محسوب می‌شود، ادعای مالکیت می‌کند.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل ۳۰دلو ۱۳۹۷

“طالبان با چه پاسپورتی سفر می کنند”،”واقع بینی جامعه ی جهانی در مورد صلح” و “ضرورت تشکیل یک تیم همه شمول” عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.

طالبان با چه پاسپورتی سفر می کنند، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

تا به حال دقیقاً معلوم نیست که نشست اسلام‌آباد چگونه لغو شد. آیا شکایت وزارت خارجۀ افغانستان به سازمان ملل متحد مبنی بر قرار داشتن نام‌های شمار زیادی از شرکت‌کننده‌گانِ این نشست در فهرست سیاه امریکا و این سازمان باعث لغو این نشست شد و یا آن‌گونه که برخی منابع گزارش داده‌اند، ملا هیبت‌الله آخوندزاده رهبر گروه طالبان مانع سفر هیأت به پاکستان شده است؟
به هر حال، چه خود طالبان نخواسته باشند و چه اقدام‌های حکومت افغانستان باعث آن شده باشد، ظاهراً هیأت طالبان در پاکستان با زلمی خلیل‌زاد نمایندۀ امریکا در امور صلح افغانستان و عمران‌خان نخست‌وزیر پاکستان دیدار نکرده است.

ماندگار می افزاید:

سخن اصلی این‌است که حکومت افغانستان پس از این‌همه سال چگونه ناگهان به فکر این افتاد که سران طالبان با چه سند و مدرکی سفر می‌کنند؟ ظاهراً نخستین‌بار پس از نشست مسکو، بحث چگونه‌گی سفر طالبان مطرح شد و وزارت خارجۀ کشور دو بار در این مورد به سازمان ملل متحد شکایت برده است. چرا دولت‌مردان کشور حالا نسبت به این دو سفر چنین واکنش نشان داده‌اند، درحالی‌که قبلاً همین افراد به کشورهای مختلف سفر کرده‌اند و از جمله این‌که پیش از سفر مسکو، هیأت طالبان در ابوظبی بوده و با نمایندۀ ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان دیدار کرده است.

و واقع بینی جامعه ی جهانی در مورد صلح عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

نادیده انگاری حکومت در پروسه های صلح همانطوری که در گذشته این پروسه را به بن بست کشانیده، در آینده نیز نمی تواند راه بیرون رفتی را بگشاید. حکومت طرف اصلی جنگ و صلح است. هیچ پروسه کلان ملی بدون حضور و موافقت حکومت به سرانجام نمی رسد. به همین دلیل از چند سال گذشته به این طرف، همه همکاران منطقه ‎ای و فرامنطقه‌ای افغانستان به این نتیجه رسیده اند که روند صلح باید با مالکیت حکومت افغانستان به پیش برده شود. این بدین معنا است که بدون موافقت حکومت این پروسه نه مشروعیت دارد و نه به نتایج قابل قبول می انجامد.

نویسنده می افزاید:

همه اذعان کرده اند که صلح بدون حضور و موافقت حکومت به جایی نمی رسد و این حکومت است که به نمایندگی از مردم و به عنوان نهاد قانونی که مسؤلیت دفاع از ارزش ها و تأمین منافع و خواست های مردم را به عهده دارد، باید در مورد چارچوب صلح با طالبان تصمیم بگیرد. امریکا و هر کشور دیگر تنها به محوریت حکومت و مردم افغانستان می تواند در راستای صلح تلاش کند.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان ضرورت تشکیل یک تیم همه شمول چنین نوشته است:

طالبان در ۱۷ سال گذشته با نظم سیاسی پس از بن جنگیده‌اند. نظم سیاسی پس از بن مبتنی بر سیاست رقابتی و حکومت مشارکتی بود. سیاست رقابتی و حکومت مشارکتی هم در چتر یک جمهوری مدرن تحقق یافت که قانون اساسی کشور آن را نهادینه کرده است. انتخابات در زیر سقف جمهوری مبتنی بر قانون اساسی برگزار می‌شود. طالبان نیرویی است که زیر این سقف نیست. بنابراین تمام کسانی که زیر سقف جمهوری مبتنی بر قانون اساسی گرد‌آمده‌اند و در هفده سال گذشته در آن حضور داشتند، منافع و افکار مشترک دارند و باید با صدای واحد با گروه طالبان مذاکره کنند.

هشت صبح می افزاید:

ارگ باید با موضوع مذاکره با طالبان برخورد انتخاباتی نکند. دیگر دسته‌های انتخاباتی هم باید به هدف ضربه زدن به نامزد ارگ، گفت‌وگو‌ با طالبان را ابزار قرار ندهند. همه‌ی نیروهای سیاسی باید زیر چتر حکومت جمع شوند و یک تیم مذاکره‌کننده‌ی همه شمول را برای گفت‌وگو با طالبان تشکیل دهند. اگر تمام نیروهای سیاسی موضع و صدای واحد داشته باشند، ‌گروه طالبان هم ناگزیر خواهد بود که با آن گفت‌وگو کند.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل 29 دلو 1397

“افغانستان در قمار انتخاباتی غنی”،”مزدور با بادارش دیدار نمی کند” و “پاکستان مرکز صادرات تروریسم” عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.

روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان “افغانستان در قمار انتخاباتی غنی” چنین نوشته است :دو روز پیش (شنبه، ۲۷ دلو) شورای تشریک مساعی نامزدان ریاست‌جمهوری افغانستان، در یک موضع‌گیری مشترک آقای غنی را متهم کردند که از تمامِ امکانات دولتی به نفعِ کمپاین‌های انتخاباتیِ خودش استفاه می‌کند. این شورا از غنی به عنوان یک نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری و رییس حکومت وحدت ملی خواست که به این استفاده‌جویی‌ها پایان دهد، ورنه در برابر آن «موضع مشترک» خواهند گرفت.

ماندگار می افزاید:

اکنون بدون تعارف فرصتِ آن فرا رسیده که همۀ تیم‌های انتخاباتی، نهادهای مدنی و رسانه‌ها عملکردهای آقای غنی را در آستانۀ انتخابات ریاست‌جمهوری زیر نظر بگیرند و اجازه ندهند که او به عنوان یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری و مدعی برجسته در این میـدان، از صلاحیت‌های قانونی‌اش سوءاستفاده کرده و پیروزی‌ِ کذایی‌اش در انتخابات را از خزانۀ بیت‌المال تضمین و بر جامعه تحمیل کند. مسلماً اگر رسانه‌ها و نهـادهای مدنی و مردم افغانستان در برابر چنین استفاده‌جویی‌هایی ساکت بمانند، زیانِ آن فردا به همۀ مردمانِ کشور و نسل‌های امروز و فردا برخواهد گشت.

روزنامه ی آرمان ملی نیز در سرمقاله ای تحت عنوان “مزدور با بادارش دیدار نمی کند” چنین نوشته است:

در این شکی نیست که طالبان مزدوران پاکستان و گوش به فرمان سازمان استخبارات نظامی آن کشور می باشند و اگر آنان به دیدار عمران خان موفق می شدند در واقع این مسأله به اثبات می رسید.
پاکستانی ها همیشه مدعی هستند که سران طالبان و فرماندهان آن ها در خاک پاکستان زنده گی نمی کنند. این در حالیست که شورای رهبری طالبان که به نام شورای کویته مشهور است، در شهر کویته موجود است و آنان از همین شهر جنگ های طالبان را به همکاری سازمان استخبارات نظامی پاکستان رهبری می کنند.

آرمان ملی می افزاید:
در چنین وضعیتی ما از دولت افغانستان می خواهیم که دیپلماسی قویی را در این گونه موارد از خود نشان بدهد و به جهانیان پیوسته این را گوشزد کند که طالبان نوکران پاکستان هستند و به استشاره آن کشور به جنگ در افغانستان ادامه می‌دهند.
فراموش نکیم که وضعیت در منطقه بسیار نازک شده است و در نظرداشتن ظرافت های دیپلماسی ما را در راه تحت فشار قرار دادن پاکستان برای کشانیدن طالبان برای گفت و گو با دولت افغانستان کمک کند.

و “پاکستان مرکز صادرات تروریسم”  عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصار است که در آن چنین آمده است:

افغانستان و ایران تنها قربانی سرایت ناامنی و تروریسمـ از کشور پاکستان نیست، تقریبا همزمان با حادثه تروریستی خاش- زاهدان در ایران، روز پنجشنبه-25 دلو- در حمله انتحاری مشابهی در کشمیر تحت کنترل هند، ۴۶ مامور پلیس کشته شدند. گروه (جیش محمد) که در پاکستان مستقر است، مسئولیت این حمله را به عهده گرفته است.

بنابراین به نظر میرسد کشور پاکستان در شرایط کنونی به دلـایل مختلف به بهشت و مأمن تروریستها و مرکز صادرات ناامنی و خشونت در منطقه تبدیل شده است. گروه‌های مذهبی افراطی که نشأت گرفته از القاعده هستند با توجه به بستر سازگاری که در این کشور وجود دارد، به طور گسترده در پاکستان نفوذ پیدا کرده و فعالـانه در ایالتهای مختلف این کشور به فعالیت میپردازند. القاعده، طالبان، انصارالمجاهدین، جنبش اسلـامی ازبکستان، لشکر جهنگوی، لشکر خراسان، جنداله، غازی فورس، لشکر طیبه، جیش محمد، تحریک طلبای اسلـام و جیش‌العدل برخی از گروه‌هـایی هستند در سالهای اخیر در ایالتهای وزیرستان شمالی و جنوبی و بلوچستان پاکستان مشغول فعالیت بوده و برای تحمیل و تحقق اهداف خود بارها به روشهای خشونت بار تروریستی متوسل شده اند.

در پایان انصار می افزاید :

چنانکه دولت پاکستان به حمایتش از گروه‌هـای تروریستی دست برندارد و اقدامی جدی برای تغییر وضعیت امنیتی مناطق مشترک مرزی با همسایگانش انجامـ ندهد؛ دست همسایه‌هـای پاکستان، مخصوصا افغانستان، ایران و هند در ابعاد مختلف برای برخورد با این بی مسئولیتی باز است. شکایت به دیوان بین الملل دادگستری و انجام حملات هدفمند به پایگاههای تروریستها در خاک پاکستان تحت عنوان (دفاع مشروع) از جمله راههای حقوقی و مشروع پیش روی همسایه‌هـای پاکستان برای مقابله با تکرار اینگونه حملـات تروریستی است؛بنابراین به نفع دولت پاکستان است که قبل از وادار شدن همسایگان‌اش به استفاده از دیگر راهکارهای مجاز حقوق بین الملل، به وظایف خود در مورد عدم تمویل تروریستان و برخورد با آنان، عمل کند و خود را با تهدید عمل متقابل مواجه نکند.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل 27 دلو 1397

“پاکستان طالبان‌ را به خانه ی خودشان دعوت کرده است”،” بیست و شش دلو ؛ درسی که باید آموخته شود” و “رئیس جمهور باید اجماع سیاسی بیاورد” عناوین سرمقالات امروز روزنامه های چاپ کابل است.

“پاکستان طالبان‌ را به خانه ی خودشان دعوت کرده است” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

قرار است روز دوشنبه، هجده فبروری، طالبان به دعوت دولت پاکستان در نشستی رو در رو با نماینده‌گان امریکا در آن کشور دیدار کنند. پیش از آغاز مذاکرات، قرار است که نماینده‌گان این گروه، دیداری هم با نخست‌وزیر پاکستان داشته باشند و در مورد مسایل مختلف با او صحبت کنند.
بعد از برگزاری نشستِ پاکستان در امتداد مذاکرات طالبان و امریکا در قطر، به تاریخ ۲۵ فبروری نشستِ دیگری در دوحۀ قطر برگزار خواهد شد.
گروه طالبان بعد از بیست‌وسه سال جنگ، در برابر دولت افغانستان و سپس نیروهای بین‌المللی، حالا با امریکا که هفده‌سال با آن جنگیده ‌است، مذاکره می‌کندمذاکرۀ طالبان با امریکایی‌ها سرآغازی شده‌ است برای کشاندن پایِ این گروه به کشورهای مختلف. چنان‌که روسیه اخیراً دوبار طالبان را به مسکو دعوت کرده است و همین‌گونه برخی کشورهای دیگر هم در تلاش اند که از طالبان میزبانی کنند.

ماندگار می افزاید : 

مبرهن است که پاکستان نمی‌تواند با چنین روش‌هایی مردم افغانستان را گول بزند و طالبان هم با چنین تکتیک‌هایی نمی‌توانند با ذهن و درکِ مردم بازی کنند؛ زیرا آن کشور به سانِ خانۀ رهبران طالبان شناخته می‌شود و این گروه از جانب آن کشور تغذیه شده و سال‌هاست که چوب سوختِ سیاست‌های آن کشور شده‌اند.
پاکستان نمی‌تواند با چنین نشستی، همۀ اتهامات را از خود دور کند و نشان بدهد که در پی ایجاد ثبات در افغانستان است. تا زمانی‌که آن کشور به‌درستی نشان ندهد که در امر صلح افغانستان صادق است، با چنین نشست‌هایی نمی‌تواند راهی به پیش ببرد و اتهامات را از خودش دور سازد. این را همه می‌دانند که هیچ‌کس به خانۀ خودش دعوت نمی‌شود و پاکستان نمی‌تواند به چشمِ جهانیان خاک بزند.
از این رو، نشست طالبان با امریکایی‌ها در پاکستان، در حدِ یک دور از مذاکرات معنا می‌دهد و اهمیتی بیش از این نخواهد داشت.

” بیست و شش دلو ؛ درسی که باید آموخته شود” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است : 

26 دلو، سالروز شکست و خروج نیروهای روسی از افغانستان است. دیروز مراسم رسمی این مناسبت در ارگ ریاست جمهوری با حضور معاون دوم ریاست جمهوری و رییس اجراییه و دیگر مقامات افغانستان و رهبران جهادی برگزار گردید. در همه سخنرانیهای مقامات از درسها و عبرتهای مقاومت مردم افغانستان در برابر قشون متجاوز شوروی و نیز رخدادهای پس از خروج عساکر شوروی از افغانستان اشارات مفصل گردید و همه با یک صدا خواهان درس آموزی از وقایع تلخ گذشته گردیدند
اکنون پس از چهل سال از زمان آغاز تجاوز شوروی به افغانستان و سی سال پس از شکست و خروج کامل آخرین سربازان قشون سرخ، درسهای زیادی باید آموخته باشیم و یا باید بیاموزیم. این عبرت آموزی از آن جهت حایز اهمیت است که ما به ظاهر اکنون نیز در شرایطی شبیه سی سال قبل را داریم

نویسنده می افزاید:

بزرگترین درسی که از 26 دلو و خروج نیروهای ارتش سرخ شوروی آموخته شود، حفظ نظام و دستاوردهای سالهای اخیر و نیز تمسک به قانون اساسی و حرکت در پرتو این قانون و رعایت قاعده بازی از سوی همه گروهها و جناحهای سیاسی است. قانون اساسی فعلی تنها معیار قاعده بازی است و انتخابات تنها راه ممکن برای به دست آوردن قدرت. هرگونه مسیری غیر از انتخابات و هرگونه تلاش برای برهم زدن قاعده بازی، بازگشت به نقطه صفر و آغاز یک بحران دیگر است.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان “رئیس جمهور باید اجماع سیاسی بیاورد” چنین نوشته است:

ایجاب می‌کند که هم‌زمان با خروج نیروهای امریکایی یک روند آشتی ملی همه‌شمول هم کلید بخورد و نتیجه‌ی آن پایان جنگ و شکل‌گیری یک حکومت با پایه‌های وسیع سیاسی باشد که هم در داخل حمایت مردمی داشته باشد و هم روابطش با کشورهای منطقه و جهان حسنه بماند

در پایان هشت صبح می افزاید:

برای پایان جنگ و رسیدن به حکومت با پایه‌های وسیع، به اجماع سیاسی در داخل کشور هم نیاز است. ضروری است که رییس جمهور غنی باید با جرگه‌ای که در پایان سال جاری میلادی برگزار می‌کند، زمینه را برای اجماع داخلی فراهم سازد. این درست است که جوانان و فقیران، اکثریت این جامعه را تشکیل می‌دهند. این هم درست است که باید فعالان جوان جامعه‌ی مدنی و فعالان حقوق زن با حکومت هم‌آهنگ باشند و نظرات آنان شنیده شود، ‌ولی در کنار آن لازم است که رییس جمهور، نظرات احزاب و سیاست‌مداران پرنفوذ مشهور را هم بگیردحکومت، سیاست‌مداران و احزاب سیاسی باید هم‌آهنگ باشند و آقای غنی باید راهی را برای اجماع سیاسی پیدا کند. این طور نباید باشد که رییس‌جمهور به یک راه برود و سیاست‌مداران پرنفوذ به راه دیگر

منبع: پارس تودی