بررسی مطبوعات چاپ کابل 16 دلو 1397

“اجماع سیاسی باید به میان بیاید”،” به هوش بیاییم” و” طالبان – صلح ؛ بزکشی روسیه و آمریکا” ،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

“اجماع سیاسی باید به میان بیاید” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
داکتر عبدالله رییس اجرایی دیروز اذعان کرد که رهبران حکومت وحدت ملی نتوانستند اجماع سیاسی ایجاد کنند و این امر سبب افتراق در صنف سیاسی کابل شده است. رهبران حکومت وحدت ملی از جمله محمداشرف غنی که حالا موضع محکم دارند،  تلاش نکردند تا اجماع سیاسی ایجاد کنند. ضروری بود که محمداشرف غنی تمام رهبران سیاسی را به ارگ دعوت می‌کرد و با آنان به گفت‌وگو می‌پرداخت. ریاست جمهوری خود باید ابتکار ایجاد اجماع سیاسی را به دوش می‌گرفت. ریاست جمهوری نباید اجازه می‌داد که افتراق سیاسی به جایی برسد که هر سیاست‌مدار ساز خودش را بنوازد و فرصت‌طلبانه اقدام کند.
هشت صبح می افزاید:
همان طوری که داکتر عبدالله اذعان کرد، رهبران حکومت وحدت ملی هیچ تلاشی در راستای اجماع سیاسی نکردند و وضعیتی را به وجود آوردند که بیش‌تر نیروهای سیاسی را ترس از انزوا فرا گرفت. این ترس باید خلق نمی‌شد و رهبران حکومت اعتماد همه نیروهای سیاسی را به دست می‌آوردند. حالا هم ضروری است که ریاست جمهوری ما اجماع بزرگ سیاسی ایجاد کند.
و “به هوش بیاییم” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین آمده است :
مردم باور دارند که حکومت جديد پساطالباني مي توانست در اين هفده سال گذشته با استفاده بهينه از فرصت ها و امکانات بدست آمده گام هاي سازنده‌يي را در راه بهبود زنده‌گي مردم، تأمين ثبات و امنيت و اعمار زير بناهاي اقتصادي کشور بردارد.
اين ناکامي ها از اثر راهکار هاي نامناسب و عدم موجوديت اراده سياسي در برچيدن بساط و ريشه هاي تروريزم در کشور به وجود آمد، زيرا هم امريکا و هم زعامت هاي کشور در اين مسير همگام بوده اند.
امريکا در اين راستا اهداف و برنامه هاي ويژه داشت و زعامت کشور نيز پنهان به سويي حرکت مي کرد که در آن تبعيض، تعصب و قوم گرايي و دشمني با اقوام نهفته بود و گويي طالبان در لباس غربي و نکتايي کمر بسته بودند تا دوباره حکومت به نحوي به سوي سقوط به دست طالبان حرکت کند.
آرمان ملی می افزاید :
حالا که ما چنين وضعيتي داريم و امريکا و روسيه پا پيش کرده اند تا براي ما صلح بياورند، ما در گير کم کاري ها و تناقضات دروني و بيروني هستيم. مقدرات ما چنان شده است که امريکا با برنامه يي و روسيه با برنامه يي وارد معرکه شده اند که هردو ظاهرن داراي هدف واحدي اند، ولي ترفندهاي شان در تناقض با همديگر قرار دارد.
و”طالبان – صلح ؛ بز کشی روسیه و آمریکا” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
امریکایی‌ها بارها با طالبان دیدارهایی داشته‌اند و در آخرین مورد گفته شده که هر دو طرف به تفاهماتی رسیده‌اند. هنوز چگونگی این تفاهمات مشخص نیست؛ اما بحث خروج نیروهای امریکایی به عنوان مهم‌ترین اصل توافقات خوانده شده است.
در چنین حالتی، مسکو زمینه‌یی را برای رو در رو ساختنِ طالبان با برخی جریان‌های سیاسی افغاستان مساعد کرده است؛ چیزی که به نظر می‌رسد از یک طرف ریشه در رقابت امریکا و مسکو دارد و از جانب دیگر، برخی از سیاست‌گران در داخل افغانستان سعی دارند که از نشست مسکو به عنوان یک تختۀ خیز استفاده کنند. اما مهم این است که حالا کشورهای کلان از بحث صلح افغانستان در تنظیم رقابت‌های‌شان استفاده می‌کنند و این برای افغانستان به‌شدت خطرناک است؛ چنان‌که جنگ افغانستان دهه‌هاست که میدان تقابل قدرت‌های کلان بوده است.
در پایان ماندگار می افزاید :
کشورهای جهان به‌خصوص امریکا و روسیه در صورتی که مایل به ایجاد صلح در افغانستان اند، باید در تعامل با دولتِ مشروع برآمده از انتخابات، در یک تشریک مساعی به حل معضلِ افغانستان بپردازند. در آن صورت، ما به یک صلح پایدار می‌رسیم؛ اما در صورتی که بر سرِ طالبان و بر سرِ گفت‌وگوهای صلح میان کشورهای کلان بزکشی صورت بگیرد، آنگاه گوساله توته و پارچه می‌شود و قدرت‌ها با توته و پارچه‌های دست‌داشتۀشان باز در این میدان و در دور دایرۀ حلالِ خویش می‌چرخند و می‌تازند و افغانستان زیر سُمِ آنان شدیدتر خواهد شد.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل 15 دلو 1357

“طالبان به دنبال صلح مسلح”،”چرا طالبان با دولت گفتگو نمی کنند؟” و “دوبرابر شدن جمعیت و ته کشیدن منابع و فرصت ها” عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.

“طالبان به دنبال صلح مسلح” عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

صلح مسلح اصطلاحی است در علوم سیاسی که بر حالت آرامش بین دو جنگ اطلاق می گردد. گفته شده است که صلح مسلح زمانی به وجود می آید که یا دو طرف از جنگ خسته شده باشند و ناگزیر تن به صلح اجباری دهند و یا زمانی که دو طرف جنگ دوران صلح را عامدانه و صرفا برای تجدید قوا و آمادگی های بیشتر برای جنگ به وجود آورند. این اصطلاح به دوران ماقبل جنگ جهانی اول استعمال شده استدر آن زمان نوعی آرامش قبل از طوفان بر اروپا حاکم بود
اکنون طالبان نیز به دنبال چنین صلحی هستند. کنفرانس مسکو در راستای مشروعیت بخشی به طالبان و نیز با هدف نوعی زمینه سازی برای احیای مجدد نظام طالبانی است. سخنگویان و مذاکره کنندگان طالبان به طور واضح خواستار انحلال اردوی ملی و نیز از بین بردن نهادهای امنیتی شده اند.

نویسنده می افزاید : 

برای روسیه حمایت از طالبان اصلا یک هدف نهایی و استراتژیک نیست. بلکه مهم این است که چگونه می تواند نقش گذشته این امپراتوری را در عرصه های بین المللی احیا کند. مقابله با طرح های آمریکایی در منطقه و گسترش قلمرو کشور در عرصه ها و مناطق مختلف از مهم ترین اهداف روسیه است. پوتین رییس جمهور این کشور از سال ها پیش خواب احیای یک امپراتوری شرقی در برابر آمریکا را می بیند؛ اما اکنون احساس می کند که زمان این کار فرا رسیده است.

روزنامه ی انصار نیز در سرمقاله ای تحت عنوان “چرا طالبان با دولت گفتگو نمی کنند؟” چنین نوشته است:

عباس استانکزی؛ رئیس پیشین دفتر سیاسی طالبان در قطر اخیرا در گفتگویی رسانه‌ای با “وبسایت نن تکی آسیا” گفته است که این گروه با حکومت افغانستان گفتگو نمی‌کند؛ اما با مردمـ افغانستان مثل سیاسیون، احزاب سیاسی، بزرگان مذهبی و قومی گفتگو می‌‌کند.

منطق مقاومت طالبان در برابر هرگونه گفتگوی مستقیمـ میان نمایندگان آن گروه و دولت افغانستان، هرگز قابل درک نیست. طالبان برای زیر سؤال بردن استقلـال دولت کابل، ابتدا باید استقلـال خود را به اثبات برسانند؛ گروهی که رهبران، پایگاه‌هـا و اردوگاه‌هـای آن در پاکستان قرار دارد و دفتر سیاسی آن از سوی یک کشور عربی، میزبانی میشود، چگونه میتواند از استقلـال حرف بزند و استقلـال دولت رسمی افغانستان را زیر سؤال ببرد؟

انصار می افزاید:

طالبان همچنین خواستار حذف نام رهبران شان از لیست سیاه سازمان‌هـای بین المللی هستند. آنها اگر برای سازمان‌هـای بین المللی، اعتبار و مشروعیت و وجاهت حقوقی قایل هستند، پس باید با دولت افغانستان نیز که از سوی همان سازمان‌هـا، به عنوان نماینده مشروع و قانونی مردم افغانستان، به رسمیت شناخته شده، وارد مذاکره شوند و استقلال و حاکمیت ملی آن را زیر سؤال نبرند.اگر مبنای عدم مذاکره طالبان با دولت، خصومت‌هـا و خونریزی‌هـای ۱۸ ساله اخیر است، پس منطق آن گروه برای گفتگو با گروه‌هـای سیاسی و جهادی که پیش از این با آن گروه جنگیده اند، چیست؟

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که در سرمقاله ای تحت عنوان “دوبرابر شدن جمعیت و ته کشیدن منابع و فرصت ها” چنین نوشته است:

وزارت صحت عامه، از دوبرابرشدنِ جمعیتِ افغانستان تا ده سالِ دیگر خبر داده استاین پیش‌بینی که بر اساس نرخ رشدِ جمعیت صورت گرفته، می‌گوید: در سال ۲۰۳۰ جمعیت افغانستان به ۶۰ میلیون نفر می‌رسد. این گزارۀ ظاهراً کوچک، خبر از حادثه‌یی بسیار بزرگ و وحشتناک در آینده‌یی نزدیک می‌دهد؛ از این‌رو می‌سِزد پرداختن به آن را بر هر موضوعِ دیگری ترجیح دهیم و با یادآوریِ تبعاتِ رشد بی‌رویۀ نفوس، هشدار دهیم که پیروزی در جنگ‌وصلح و سازنده‌گی، همه به مدیریتِ منابع و نیروهای انسانیِ ماهر و مجربی‌ وابسته است که نه‌تنها کارگزارانِ امروزِ جامعه باشند، بل بتوانند به فرداها و نسل‌های آینده و نیازهایِ‌ِ حتمی و احتمالی‌شان بیندیشند.

در پایان ماندگار می افزاید :  

بخش بزرگی از جمعیتِ سی‌میلیونی افغانستان چنان در غمِ جان و نان گرفتارند که آینده را فراموش‌ کرده‌اند. در این حالت، اگر ده سال بعد این جمعیتِ ضعیف و آسیب‌پذیر دوبرابر شود، معنای دوبرابر شدنِ مشکلاتِ افغانستان در تمام عرصه‌ها را درحالی می‌دهد که اولاً منابع طبیعی فرسوده و شرایط اقلیمی بسیار دشوار شده؛ ثانیاً جامعۀ جهانی توانایی و علاقۀ کمتری به حمایت از افغانستان دارد و ثالثاً ماشینِ جنگ راحت‌تر از گذشته، از لشکر شصت‌میلیونیِ گرسنه‌گان سربازگیری می‌کند.
اگر مجموعۀ دولتِ افغانستان گزارش وزارت صحتِ عامه را جدی بگیرد، دست‌کم کاری که می‌توان برای جلوگیری از این حادثه صورت داد، تقویتِ برنامه‌های آگاهی‎‌‌دهی و تبلیغات در جهت کنترلِ موالید در پهلوی بسته‌های تشویقی و تنبیهیِ کم‌هزینه است.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل ۱۴ دلو ۱۳۹۷

“اجلاس مسکو ؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به طالبان” ، “بازی روسیه و نابخردی سیاستمداران” و” امریکا و پاکستان از پروژه ی طالبان بهره برداری می کنند ” ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

اجلاس مسکو ؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به طالبان عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان مااست که در آن چنین آمده است :

بر اساس برخی گزارش ها، سومین نشست صلح افغانستان با میزبانی روسیه در مسکو، با حضور طالبان و نمایندگان برخی از کشورهای منطقه و برخی از احزاب سیاسی و رهبران جهادی افغانستان به زودی برگزار می شود. ظاهرا در این نشست فقط از برخی از رهبران احزاب جهادی و شخصیت های سیاسی دعوت شده است، اما از دولت افغانستان یا دعوت نشده و یا انگیزه ای برای اشتراک در این نشست در درون حکومت وجود ندارد. به همین خاطر ظاهرا بدون حضور دولت افغانستان صورت خواهدد گرفت. 
در نشست اول مسکو نیز دولت افغانستان قصد اشتراک نداشت. ولی با تماسی که از سوی رییس جمهور روسیه با رییس جمهور افغانستان صورت گرفت، هیاتی از سوی وزارت خارجه در سطح پایین دراین نشست اشتراک ورزید. در دومین نشست نیز از سوی دولت افغانستان کسی در این نشست شرکت نکرد.
اینک به نظر می رسد که علاقمندی زیادی به خصوص در بین سیاسیون و جناح های سیاسی افغانستان وجود دارد که در سومین نشست بر سر یک میز با طالبان مذاکره کنند. جدا از این که آجندای مسکو و طالبان در این نشست چه خواهد بود، اگر استقبال بیشتری از داخل افغانستان از سوی رهبران احزاب سیاسی در این نشست صورت گیرد، این نشست پیامدهای ناگواری برای افغانستان خواهد داشت.

نویسنده می افزاید :

اجلاس مسکو اگر بدون حضور دولت افغانستان به عنوان یک شخصیت حقوقی و مستقل و با حضور تعدادی از سران جهادی و یا شخصیت های سیاسی برگزار شود، یک گام مهم و خطرناک در راستای انارشیک شدن وضعیت افغانستان خواهد بود. تا کنون تمام تاکیدات بر سر این موضوع بوده است که پروسه صلح تحت رهبری و مالکیت افغان ها به پیش رود. اکنون اگر پای دولت در میان نباشد هر کسی از هر گوشه ای افغانستان نقش نماینده افغانستان را بازی خواهند کرد. این موضوع می تواند یک پیامد منفی و غیر  قابل قبول برای افغانستان باشد.

و بازی روسیه و نابخردی سیاستمداران عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :

روسیه با آغاز روند پس از بن سیاست معقول در قبال افغانستان اتخاذ کرد. مسکو از روند دولت‌سازی حمایت کرد و به حضور جامعه‌ی جهانی در افغانستان برای بازسازی و دولت‌سازی در شورای امنیت سازمان ملل متحد رای مثبت داد. سیاست‌مداران وطنی از جمله کرزی باید اشتباهات روسیه را به مسکو یادآوری می‌کردند و از این کشور می‌خواستند که به حمایت از دولت افغانستان ادامه دهد. حمایت دولت افغانستان چیزی است که نه روسیه از آن زیان می‌کند و نه مردم افغانستان از آن آسیب می‌بینند.

هشت صبح می افزاید :

تردیدی نیست که پایان جنگ یک ضرورت است. صلح با طالبان هم امری است که همه آن را می‌پذیرند. اما طالبان باید با نهاد دولت وارد مذاکره شوند و نقشه‌ی راه خود را با حکومت در میان بگذارند نه با گروه‌ها. روسیه هم باید زمینه‌ی مذاکره دولت افغانستان و طالبان را فراهم کند

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی آرمان ملی که درسرمقاله ای تحت عنوان  امریکا و پاکستان از پروژه ی طالبان بهره برداری می کنند چنین نوشته است :

بازهم مذاکرات صلح با طالبان و چگونگی پیوستن آنها در نظام سیاسی کشور از بحث های داغ رسانه ها و محافل سیاسی شده است.
در حالی که زلمی خلیل زاد نماینده امریکا در مذاکرات صلح با گفت و گویی که با چند رسانه انجام داد در رابطه به چگونگی مذاکرات با طالبان و خواسته های شان وضاحت داد و گفت که طالبان با حکومت اشرف غنی روی آمدن صلح در افغانستان مذاکره نمی کنند ولی با آن‌هم از چگونگی مذاکره با طالبان و توافق پشت پرده امریکایی ها آن گونه که لازم است مردم اطلاع ندارند و بیشترخانواده ها نگران اند که طالبان چگونه بر می گردند و سرنوشت مردم و آینده کشور چه خواهد شد.
این که امریکا از به قدرت رساندن دوباره طالبان که همه این گروه را، گروه تروریستی تلقی می کنند چه است؟ و این کشور بزرگ که همه روز بانگ حقوق بشر و دموکراسی را سر می دهد، از تروریستان چه می خواهد، چندان روشن نیست، اما یک مسأله وضاحت دارد که امریکایی ها که زیر نام مبارزه با هراس افگنان وارد افغانستان شدند نخواستند که گروه طالبان منحل شوند و با بازی موش و پشک، سبب زنده شدن دوباره این مارهای افعی گردیدند.

در پایان آرمان ملی می افزاید :
اگر طالبان به عنوان یک گروه سیاسی که باور به انتخابات داشته باشند، به نظام بپیوندند هیچ اشکالی نخواهد داشت و همه از آن استقبال می کنند. اما اگر طالبان با شلاق های شان برگردند و پاکستان مقدرات مردم افغانستان را به دست گیرد و امریکا از این رخداد بهره برداری خودش را کند در آن صورت مقاومت در برابر این توطیه، مسوولیت هر افغانستانی است و باید تا آخر در برابر دسیسه امریکا و پاکستان ایستادگی صورت گیرد.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل 10 دلو 1397

کلید صلح هم در داخل و هم در بیرون است، اگرچه باید به داخل ارجحیت داده شود. به این معنا که برای تحقق صلحِ پایداری که مورد توافقِ بیرونی‌ها و مورد حمایتِ جامعۀ افغانستان باشد، می‌باید از پیچیده‌گی‌های صلح در هر دو محیط (بیرونی و داخلی) یک مخرج مشترک بیرون ساخت و ساختمانِ صلح را بر آن بنا نمود. آن‌چه تا کنون آقای خلیل‌زاد انجام داده، تمرکز روی محیط بیرونی بوده و جامعۀ متکثرِ افغانستان را نادیده یا کم‌اهمیت انگاشته است.

صلح پایدار و بایسته های آن عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

آقای خلیل‌زاد در مقام نمایندۀ صلحِ امریکا صرفاً از پیچیده‌گیِ منطقه‌ییِ صلح و نقش کشورهای همسایه و منطقه در قضایای افغانستان یاد می‌کند و می‌گوید باید برای این پیچیده‌گی‌ها مخرجِ مشترکی یافت. اما او گویا فراموش کرده که جامعۀ افغانستان نیز پیچیده و متکثر است و دیدگاهِ همۀ جریان‌های اجتماعی ـ سیاسی نسبت به صلح با طالبان نیز باید در کنار دیدگاهِ کشورهای منطقه و احتمالاً حامی طالبان، مخرج مشترکی بیابد تا صلح را از شبحی موهوم، به صلحی ملی و پایدار تبدیل کند.
اما تحققِ صلحِ ملی و پایدار با حرف و شعار محقق نمی‌گردد؛ چرا که جامعۀ افغانستان به‌دلیل عملکردهای نادرستِ حکومت موجود، بیش از گذشته قطب‌بندی شده و هرکدام از اقوام از زاویۀ خاصی به صلح با طالبان و جایگاهِ خود در افغانستانِ پساصلح می‌نگرند

ماندگار می افزاید :

کلید صلح هم در داخل و هم در بیرون است، اگرچه باید به داخل ارجحیت داده شود. به این معنا که برای تحقق صلحِ پایداری که مورد توافقِ بیرونی‌ها و مورد حمایتِ جامعۀ افغانستان باشد، می‌باید از پیچیده‌گی‌های صلح در هر دو محیط (بیرونی و داخلی) یک مخرج مشترک بیرون ساخت و ساختمانِ صلح را بر آن بنا نمود. آن‌چه تا کنون آقای خلیل‌زاد انجام داده، تمرکز روی محیط بیرونی بوده و جامعۀ متکثرِ افغانستان را نادیده یا کم‌اهمیت انگاشته است.

و موارد غیر قابل مذاکره در صلح عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :

 این روزها با تلاشهایی که با محوریت ایالات متحده و نماینده خاص آن کشور صورت میگیرد، به نظر میرسد که روند صلح در کشور ما شتاب بیشتری گرفته است. گاهی حتی خبرهایی مبنی بر توافقات مهم و اساسی میان دو طرف به نشر میرسد. این روند از یک جهت مایه خوشحالی و مسرت شهروندان کشور گردیده است. زیرا هیچ کسی در این کشور نیست که طعم تلخ جنگ، خشونت، برادرکشی و آوارگی را ندیده باشد. حتی کودکان این سرزمین نخستین آرزوی شان این است که در کشور ما روزی صلح فراگیر و پایدار برقرار گردد و ما دیگر شاهد منازعات خونین در کشور خود نباشیم. در این موضوع هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و هیچکسی مخالف صلح نیست

نویسنده می افزاید :

مهمترین بحث در مذاکرات صلح حتی از ارزشهای مندرج در قانون اساسی، بحث عدالت است. کسانی که با بدترین شیوههای ممکن دست به آدم کشی و نسل کشی زده اند، باید در برابر مردم افغانستان و بازماندگان شهدا و تاریخ این سرزمین پاسخگو باشند. هیچکسی نمیتواند خون بهترین جوانان را که یک هفته قبل در یک مرکز نظامی در میدان وردک به شهادت رسیدند، فراموش کند. حس کودکانی که حسرت بازگشت پدر از جنگ را تا آخر عمر بر شانههای خود حمل میکنند، هرگز قابل فراموشی نیست. بحث تقدم عدالت بر صلح و یا صلح بر عدالت به همان اندازه که به لحاظ نظری مهم و پیچیده است، در عالم واقع نیز پیچیده است

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان لزوم رسیدن به اجماع سیاسی  چنین نوشته است:

واقعیت تلخ این است که صنف سیاسی کابل، اجماع جدی در مورد روند آشتی و مذاکره با طالبان ندارند. طالبان ظاهراً به نماینده‌گان ایالات متحده گفته‌اند که حاضر به مذاکره با حکومت افغانستان به عنوان دولت نیستند، ‌اما می‌خواهد با گروه‌ها و نیروهای سیاسی مذاکره کنند. دیروز نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان هم گفت که طالبان نمی‌خواهند با حکومت افغانستان مذاکره کنند و فکر می‌کنند که مذاکره با دولت افغانستان به اعتبار یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری می‌افزاید. به نظر می‌رسد که برای طالبان و حامیان خارجی‌شان مذاکره با گروه‌ها و توافق روی یک اداره‌ی موقت و یک نقشه‌ی راه برای آینده، ‌امری مطلوب است. سخنگویان غیر رسمی طالبان و مقام‌های سابق حکومت آنان هم در گفت‌وگو با رسانه‌ها پیوسته تأکید می‌کنند که این گروه حاضر به مذاکره با احزاب سیاسی است نه با حکومت افغانستان.

در پایان نویسنده می افزاید :

باید منافع سیاسی و انتخاباتی کنار گذاشته شود و روی موضوع جدی مذاکره با طالبان و آشتی به یک اجماع در صنف سیاسی کابل برسیم.

رییس‌جمهور مسوولیت دارد که باب گفت‌وگو را با همه‌ی سیاست‌مداران باز کند. وقت رقابت‌های سیاسی نیست و باید هرچه زودتر مجموع صنف سیاسی کابل به یک موضع مشترک برسند.

منبع: پارس تودی

بررسی مطبوعات چاپ کابل 9 دلو 1397

3″آمریکا و رساندن صلح به جای باریک” ، “به اجماع صنف سیاسی ضرورت است ” و ” چرا مردم از روند صلح چیزی نمی دانند”،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

آمریکا و رساندن صلح به جای باریک عنوان سر مقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

ایالات متحده داستانِ صلحِ افغانستان را ـ نظر به خبرهای انتشاریافته از دیدار نمایندگانِ امریکا و طالبان در قطر و واکنش‌های حُزن‌آلودِ ارگ ریاست‌جمهوری نسبت به آن ـ به جای باریک رسانده است.
خبرهای رسمی و غیررسمی به گونۀ خلاصه حکایت از این دارند که به‌دلیلِ شتاب‌زدگی امریکا در روند صلح و اشتیاق مفرط به نهایی‌سازی آن، همه چیز در میز صلح قابلِ معامله‌ شده و افغانستان قویاً در پرتگاهِ سقوط به گذشته قرار گرفته است؛ همان چیزی که مردم از آن می‌هراسند و در صورت وقوع، در برابرِ آن خواهند ایستاد.

ماندگار می افزاید :

امریکا به دلایلِ گوناگون برای صلح با طالبان در سایۀ تأمین امنیتِ ملیِ خود عجله دارد و صلح با این گروه را صرفاً در گروِ رفعِ دغدغه‌های امنیتیِ شهروندانش از ناحیۀ افغانستان قرار داده است. این‌که با ادغام طالبان در نظام سیاسی و یا تشکیل حکومتِ موقت با حضور طالبان ممکن است چه حوادثی برای افغانستان و مردمش بیفتد و پای چه دولت‌هایِ حریصی در افغانستان باز شود، برای آن مهم نیست. این کشور فقط از طالبان و کشورهای حامی آن، تضمینِ محکمی مبنی بر مصونیتِ منافعِ ملیِ خود می‌خواهد.

و روزنامه ی هشت صبح در سرمقاله ای تحت عنوان به اجماع صنف سیاسی ضرورت است چنین نوشته است:

به نظر می‌رسد که اختلاف‌های جدی بین ارگ و واشنگتن در مورد چگونه‌گی پایان جنگ و مذاکره با طالبان بروز کرده است. در سال ۲۰۱۳ در زمان حکومت حامد کرزی هم اختلاف‌های واشنگتن و کابل جدی شده بود. این اختلاف‌ها در آن زمان سبب شد که مذاکره‌ی حکومت اوباما با طالبان به بن‌بست بخورد و متوقف شود. حال صحبت‌های رییس‌جمهور غنی نشان می‌دهد که اختلاف‌های جدی بین جانب کابل و واشنگتن در مورد نحوه‌ی مذاکره با طالبان وجود دارد. برای کابل اصطلاح دیالوگ بین‌الافغانی زیاد واضح نیست. ارگ می‌خواهد که طالبان با حکومت افغانستان به عنوان دولت گفت‌وگو کنند و طرح تعدیل قانون اساسی را مطرح کنند تا در مورد آن مذاکره شود. اما طالبان و برخی از کشورها روی دیالوگ بین‌الافغانی تاکید دارند که ظاهراً معنای آن مذاکره‌ی گروه‌ها با هم‌دیگر روی آینده‌ی سیاسی افغانستان است.

هشت صبح می افزاید :

ایالات متحده عجله دارد تا هرچه زودتر به مأموریتش در افغانستان به نحوی خاتمه دهد، اما کابل نگرانی‌های جدی دارد. تردیدی نیست که برخی از رهبران حکومت از جمله رییس‌جمهور نگران آینده‌ی سیاسی خود هم هستند. آنان نمی‌خواهند به طرح صلحی تن دهند که برآیند آن اداره‌ی موقت باشد. در این هم هیچ تردیدی نیست که صنف سیاسی کابل در شرایط کنونی متحد نیست. در صنف سیاسی کابل اختلاف‌های جدی وجود دارد و همه، هم‌نظر رییس‌جمهور غنی نیستند. بیش‌تر سیاست‌مداران در انتخابات ریاست جمهوری خودشان را نامزد کرده‌اند نیز با رییس‌جمهور غنی توافق نظر ندارند. در درون حکومت هم شاید همه‌ی وزیران با رییس‌جمهور غنی صد در صد هم‌نظر نباشند. ولی برای حل مشکل لازم است تا صنف سیاسی کابل بر مبنای منافع افغانستان به یک اجماع برسند. وقتی صنف سیاسی کابل در مجموع به اجماع برسند، ‌روشن است که منافع کشور تامین می‌شود.

و به سراغ روزنامه ی آرمان ملی می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان چرا مردم از روند صلح چیزی نمی دانند چنین نوشته است:

تلاش ها براي برقراري صلح در افغانستان از سوي ايالات متحده امريکا ميان نماينده وزارت امور خارجه آن کشور – زلمي خليل‌زاد و طالبان روز يک شنبه هفته گذشته در دوحه آغاز شد و تا روز شنبه ادامه يافت. اين مذاکرات پشت در هاي بسته ادامه يافته و تا کنون گزارش هاي ضد و نقيضي از نتايج اين مذاکرات به بيرون درز کرده است که تا هنوز درستي و دروغ آن روشن نشده است.

درپایان آرمان ملی می افزاید:

مردم باور دارند که اين گونه مذاکرات شايد پيامد ناخوشايندي داشته باشد و براي ما نويد دهنده نباشد، زيرا آنگونه که مشهود است در اين روند نظريات و ديدگاه هاي مردم و حکومت افغانستان مدنظر گرفته نشده است و شايد نتايج آن بر شانه هاي مردم ما تحميل گردد.
از ياد نبريم که بخش عظيمي از مردم ما امروز در مخالفت با طالبان قرار دارند و در اين دوره و در دوره حکومت طالبان با آنها جنگيده اند. اين مردم حق دارند که در گفت و گو ها نظريات آنان مطرح گردد.

منبع: پارس تودی