هفته نامه اقتدار ملی

تازه ها: .

آیا شود بهار که لبخندمان زند؟

شنبه, ٢٨ حوت ١٣٩٥       کاظم‌ حمیدی رسا

با شکسته شدن یخ‌های زمستانی، بوی بهار از راه می‌رسد. زمین از گرمای آفتاب جان می‌گیرد و گل و گیاه سر از خاک بر می‌کشند. پرنده‌های تبعیدی برمی‌گردند. دهقانان برای کشت‌وکار آماده می‌شوند. شور و حال تازه در فصل رستاخیز طبیعت آغازیدن می‌گیردalt.

در عصر باستان، روزهای سرد برفی، شب‌های توفانی و تاریک زمستان برای مردم کابوس بود؛ ترس از طولانی شدن زمستان، نگرانی از تمام شدن آذوقه و مواد مورد نیاز زندگی یکی از دغدغه‌های مهم انسان باستان بود. پایان زمستان و وزیدن نسیم بهاری، زندگی دوباره را برای مردم نوید می‌داد.

برخیز که می‌رود زمستان

بگشای دری سرای و بوستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

سعدی

وقتی خورشید از پشت ابرهای تیره چهره می‌گشود، زمینیان با ولع تمام از گرمای زندگی‌بخش آفتاب انرژی می گرفتند.

برای فصل‌های طولانی کشت‌وکار آماده می‌شد تا چرخ زندگی را با کار و بهره‌برداری از منابع طبیعی به گردش درآورند.

در گذشته‌های دور، بازگشت بهار احساس نشاط و امید را همراه داشت و این امیدها و خوشی‌ها با اسطوره‌ها و باورهای بومی مردم در آمیخته در ادبیات شفاهی و مکتوب بازتاب می‌یافت. بهاریه‌ها و شعرهای امیدبخش شاعران سلف بیانگر امید و آرزوهای مردم در فصل بهار بوده است. رویکرد ابوعبدالله جعفر رودکی نسبت به بهار، رویکرد طرب‌انگیز و شادی‌آفرین بود؛ شاعری که در سده‌ی چهارم هجری می‌زیست.

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طيب

با صد هزار زينت و آرايش عجيب

شايد كه مرد پير بدين گه جوان شود

گیتی بدیل یافت، شباب از پی مشیب

( رودکی)

 

عنصری بلخی از شاعران پارسی‌گوی دربار سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی از شکوفه‌ی درخت سخن می‌کند و نوروز را خالق این زیبایی می‌داند.

نوروزی همی در بوستان بتگر شود

تا زصنعش هر درختی لعبتی ديگر شود

( عنصری بلخی)

چند سده بعد از رودکی و عنصری بلخی، شعرهای امیر خسرودهلوی نیز سرشار از وصف طبعیت، شور و نشاط نوروزی است.

چو بوستان تازه گشت از باد نوروز

جهان بستد بهارعالم‌افروز

زآسیب صبا در جلوه شد باغ

به غارت داد بلبل خانه زاغ

هوا کرد از گل آشوب خزان دور

به مشک تر به دل شد گرد کافور

برای منوچهری، شاعر پارسی‌گوی سده‌ی پنجم، بهار منشا شادی و خرمی است، بهاری که شادی و طراوت آدمی را به دنبال دارد.

آمد بهار خرم و آورد خرمى

وز فر نوبهار شد آراسته زمى

خرم بود همیشه بدین فصل آدمى

با بانگ زیر و بم بود و قحف در غمى

بهار در شعر شاعران معاصر افغانستان

بهار اما برای شاعران افغانستان دیگر آن خاطره‌ی خوش باستانی را ندارد. تنها نوستالژی تجلیل از جشن‌های نوروزی در ذهن مردم باقی مانده است. در این سال‌ها آغازبهار، آغاز دوره تازه‌ای از بدبختی و ویرانی است. شورشیان از خوابگاه‌های زمستانی‌شان برمی‌گردند. میله‌های تفنگ، انبوه باروت نفرت و جهالت شان را به سوی مردم نشانه می‌روند. تجربه‌ی نشاط‌بخش بهار را برای ساکنان این مرز و بوم به غم و اندوه تبدیل می‌کنند.

وضعیت در این سا‌ل‌های خون و خیانت تغییر کرده است. منازعات و جنگ‌های فرسایشی امید و آرزو را از مردم گرفته و نگاه و رویکرد شاعران نیز نسبت به این تحول طبیعی تغییر کرده است.

باز هم بهار شد پرنده‌ها

با خبر که باز جنگ می‌شود

کوه‌ها و دشت‌های دهکده

باز لانه تفنگ می‌شود

(محبوبه ابراهیمی)

شاعر با تردید وهراس از آمدن بهار خبر می‌دهد و در آرزوی تابش خورشید همدلی و مهرورزی است. بهاری که عاری از خون و خشونت باشد.

آیا شود بهار كه لبخندمان زند؟

از ما گذشت، جانب فرزندمان زند

                               ( محمدکاظم کاظمی)

آرزوی محال

وضعیت شکننده‌ی امنیتی در شعر شاعران معاصر بازتاب و بسامد زیاد دارد. بهاریه‌های شاعران معاصر کشور، راویت‌ اندوه، جنایت‌ها و بی‌عدالتی‌هاست که بر مردم می‌رود و تن خسته‌ی‌ این خاک، بار سنگین آن را بردوش می‌کشد.

گرچه، مصیبت و فاجعه، بهار و زمستان نمی‌شناسد، هرروز روز غم است و هرسال سالِ‌ رنج، امسال بسیاری از خوبانی که سال پار زنده بودند، امیدها و آرزوهای‌شان را جشن می‌گرفتند، دیگر نیستند.

عفریت انتحاری و جنایتکاران پشت صحنه، چونان طاعون کشنده به جان و مال مردم اخته شده و هرروز قربانی می‌گیرند. بازماندگان با یادآوری خاطره رفتگان، آرزوی محال شان را مویه می‌کنند.

کاش می‌بودی، بهار امسال هم جان می‌گرفت

زند‌گی را بوی عطرِ خاک‌ و باران می‌گرفت

کاش می‌بودی کنارم؛ ای سپیدارِ بلند!

بازوانِ سبزِ ما را عشقه‌پیچان می‌گرفت

کاش می‌بودی به دستورِ لبت گُل می‌شگُفت

از نفس‌هایت نسیمِ صبح فرمان می‌گرفت

باز هم جفتی پرستوهای عاشق، لانه‌‌ای؛

زیرِسقفِ عشق ما ـ ای نوبهاران! ـ می‌گرفت

کاش می‌بودی که با هم لاله‌های دشت را

دسته می‌کردیم و از ما دستِ توفان می‌گرفت

کاش می‌بودی لبِ دریای آمو، روی ریگ

آفتاب از حسِ ما یک عکسِ سوزان می‌گرفت

صادق عصیان

دغدغه‌ی راه خانه

تجلیل از خوشی‌های بهار در جغرافیایی که هر لحظه‌اش گواه خشونت و رویدادهای ناگوار وطن‌فروشان و سرسپردگان دستگاه‌های جاسوسی بیگانگان است، ساده نیست. بازگشت به خانه و دور هم جمع شدن یکی از شادی‌های جشن‌های نوروزی است. آرزوی هر مسافری است که در روزهای خوش سال‌ نو کنار خانواده خود باشد. آرزوی هر خانواده مسافردار این است که مسافرش خوش‌قدم باشد و به‌خانه برگردد. خانه آمدن اکنون دغدغه روزانه مردم است.

گفتم بهار نیست، بهارانه آمدی

شکرخدا، مسافر من! خانه آمدی

عادی نبود رفتن تو- گفته بودمت-

دیوانه گشته دیدن دیوانه آمدی

آن بار بار دوش خودم ساختی مرا

این بار نازبو شده بر شانه آمدی

دیگر نبود گریه‌ی تلخ تو در گلو

خندیده با نگاه صمیمانه آمدی

ترمیم می‌شود دل من با حضور تو

ای جمع‌وجوش جشن! به ویرانه آمدی

آغوش یخ گرفته‌ی من باغ‌باغ شد

مثل هزار پنجره پروانه آمدی

شکر خدا، مسافر من! خانه آمدی

(عبدالسمیع حامد)

بیزاری از خشونت

بیزاری از خشونت، خستگی از جنگ و نفرت در شعرهای بسیاری از شاعران معاصر موج می‌زند. آن جا که از نمادها و عناصر بهاری در شعر کار گرفته می‌شود. شاعر با لحن کنایی از مزرعه و باران می‌خواهد که با کودکان و مردم مهربان باشند. تاکید شاعر بر استفاده از منابع طبیعی برای شادی ونشاط است نه برای جنگ و بربادی.

ای مزرعه، ای مزرعه مردم نوازی کن!

باران بیا با کودکان قریه بازی کن

ای ابر، دست از دسته‌های بیل برداری!

از راه چوپان‌های تنها سیل برداری

آتش، بیا با تاک‌ها بیگانگی کن!

انگورهایش را شراب خانگی کن

وقتی شکوهِ کوه را تاراج می‌کردند

از چاه‌هایش کفتر استخراج می‌کردند

گفتم «الف»، «با» یش مرا بست و لبم دوخت

بابای نادانی بسوزد، مکتبم سوخت

باران، بیا از قطره‌های ریزه‌ات ممنون

از بچه‌های شاد و باانگیزه‌ات ممنون!

آتش بیا با تاک‌ها بیگانگی کن

انگورهایش را شراب خانگی کن!

                                           (ابراهیم امینی)

ناامیدی از بهار

ادامه آوارگی و بی خانمانی شهروندان کشور، روزنه‌های امید را به روی مردم می‌بندد. شاعر دیگر چشم امید به بهار ندارد. بهاری که فصل ناامیدی است. دهقانی که زمینش را برای دیگران کشت می‌کند، فرجامش گرسنگی خود و سرمستی بیگان است. زندگی در «جغرافیای هول» و «جنگل عقیم» با آمدن بهار تغییری نمی‌کند. آن روزهای آیینگی- خرد و فرزانگی برنمی‌گردند.

دگر نه چشم به راه بهار آينه‌ام

که سنگ‌خورده‌ترين يادگار آينه‌ام

مرا کتيبه خوانای روزگار مخوان

خطوط مبهم لوح مزار آينه‌ام

شناسنامه جغرافيای هول کجاست؟

که آشکار شود کز ديار آينه‌ام

سترد هر که رخ آراست، نقش نام مرا

درين حريم تو گويی غبار آينه‌ام

به بخت خويشتن ای جنگل عقيم ببال

که آذرخش نيم من شرار آينه‌ام

چه سال‌ها که سفالينه زيستم افسوس

به اين گمان غلط کرتبار آينه‌ام  

(واصف باختری)

یا

بسی بهار گذشت و هنوز خانه به دوشیم

بهار می‌رسد از راه و ما بهار نداریم

 

                                       ( لطیف ناظمی)

تحریم نوروز

مصیبت مردم، یکی دوتا نیست. غم نان و امنیت، خیانت و خشونت به امر معمول تبدیل شد‌ه‌اند؛ انگار اندوه این مردم را پایانی نیست. ابتذال-بلاهت و سفاهت هروز چهره‌ی زشت خودش را به گونه‌های مختلف نشان می‌دهد، شماری با دهان‌های آلوده، مغزهای پوسیده و گندیده درپی ‌خراب کردن روزهای خوش مردم هستند، زبان به مزمت زلال‌ترین روزهای خدا می‌گشایند و نوروز را تحریم می‌کنند.

تندروان مذهبی به جان و مال توده‌ی فلاکت‌زده اخته شدند، با صدور فتوای کشتن، بستن و امتناع از خرمی و شادی کوچکترین روزنه‌های امید را نیز به‌روی مردم بسته‌اند.

چه مردمان بی‌کفایتی

بهار را که فصل با طراوتی است

سنگ می‌زنند

                         (خالده فروغ)

حال خوش جهان

جشن‌های باستانی و نکوداشت از پدیده‌های فرهنگی بهانه‌ی خوبی برای شادی و خرمی است، جشن سال نو میلادی، سال نو خورشیدی، جشن رنگ ( Holi) و دیگر مناسبت‌های آیینی در جهان، منبع شادی هستند.

احترام به طبیعت، حفاظت از محیط زیست و پیوند ناگسستنی آدمی با منابع طبیعی، نسبت حال خوش ما را با جهان تعیین می‌کند. در جایی که این پیوندها با طبیعت دچار گسست می‌شوند، خوشحالی و نشاط نیز رخت می‌بندند. افغانستان جغرافیای گسست پیوندهای آدمی با طبعیت است؛ در چنین جایی، خوشی‌های طبیعی برای مردم معنا ندارد.

جهان حال خوشی دارد به نوروز

دریغا به حال خلق مانده در بند

شکسته مردمی کز دیرسال است

به روی خود ندیده یک شکرخند

   (ابوطالب مظفری)

نظر ها (0)

نام:
آدرس ايميل:
نظر شما:

سرمقاله

قرار است به زودی کاخ سفید راهبر جدید مبارزه با هراس‌افکنی در افغانستان را اعلان کند. شواهد نشان می‌دهند که محور اصلی این راهبرد افزایش نیرو و فرستادن سربازان بیشتر به افغانستان است. پرسشی که هم اکنون وجود دارد این است که آیا این راهبرد تاثیر قابل انتظاری برای از بین بردن فعالیت هراس‌افکنان در افغانستان دارد؟ گذشته نشان داده است که چنین راهبردی به تنهایی نمی‌تواند کارآیی لازم را ...

ادامه مطلب

بخش پشتو

کابل بيا په وینه لوبی کوی. کابليان خپل روژه ماتی د خپلی ورونو، دوستانو، پلارونو، ميندو او خويندو له وينو څخه وکړ.دا لوی غم او انسانی فاجعه ټولو متضررو کورنيو ته تسليت وايم او دا حيوانی کړنی په کلکه غندم. دولت د طالبانو د دی غير انسانی کړنی په هکله هيڅ کوم مشخص موقف نه درلوده او دوی طبق معمول فقط دا واقعه هم په شديد الفاظ محکوم کړل. حکومت بايد د دی فاجعی په اساس ځينی مهمی امنيتی کسان له ...

ادامه مطلب
mod_vvisit_counterامروز2862
mod_vvisit_counterدیروز4163
mod_vvisit_counterاین هفته2862
mod_vvisit_counterاین ماه102300
mod_vvisit_counterمجموع2266062

Visitors Counter

تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت برای هفته نامه اقتدار ملی محفوظ می باشد. 2017 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد.
ديزاين و اجرای وب سايت توسط ممتاز هاست