هفته نامه اقتدار ملی

تازه ها: .

فرمان روای بدون تخت و تاج ( سیمای جامی هرویدر آثار هم‌عصرانش)

سه شنبه, ٠٥ ثور ١٣٩٦       رامیلا عزیزی/ مدومه/ بخش بخش دوم

نبوغ و جایگاه علمی و ادبی جامی

از کودکی نبوغ و استعداد در سیمایش هویدا بود؛ چنانکه وقتی مولانا فخرالدین لرستانی که یگانه مرشد روزگارش بود و از علم و دانش بهره‌ای تمام داشت زمانی ‌که در جام به خانۀ پدرش آمد، جامی چهار یا پنج سال بیش نداشت. مولانا لرستانی این کودک را نواخت و در کنارش نشاند. حروفی را در هوا ترسیم ‌می‌کرد و جامی از فحوای حرکات انگشت وی حروف را ‌می‌خواند. مولانا فخرالدین از دیدن چنین امری متعجب شد. ظرفیت و توانایی درک وی را ستود. (نوایی، 1381: 10) این قضیه که بیانگر استعداد و قریحه خدادادی او ‌می‌باشد نیز در آثار دیگری همچون نفحات الانس نیز ذکر شده است که آوردن آن در این پاره تکرار مکررات خواهد بودalt .

     او در ایام نوجوانی نخسین سفرش را برای کسب علم و دانش آغاز کرد همراه با پدر به قصد این امر هرات را که در آن زمان یکی از محورهای اساسی فرهنگ و ادب بود، برگزید و در نظامیه آن که استادان زبردست به تدریس مشغول بودند آموزش یافت. «درمدرسۀ نظامیه که زین العابدین ابوبکر تایبادی و مولانا سعدالدین تفتازانی در همان مدرسه بودند ساکن و مشغول تحصیل علوم شد. در اندک زمان گوی سبقت از امثال و اقران ربوده درعلم و فضل سرآمد تمام علمای متبحر زمانش گردید» (نوایی،1381: 11)

     در اکثریت این آثار که در مورد جامی حتی در حد چند سطر محدودی هم نوشته‌اند جامی را متفکر و اندیشمند متبحر با نبوغ عالی معرفی ‌می‌کنند و چنان با تکریم و حرمت از وی یاد ‌می‌کنند که حتی تنها ذکر نامش و درج چند بیت از اشعارش را زیب و زینت کتاب شان ‌می‌خوانند. « و چون دیوان و کلیات تصانیف او در میان عالمیان شهرتی تمام دارد احتیاج به ذکر شعر او نیست... و لیکن به جهت تبرک و تشریف و تزیین این رساله بعضی از اشعار او را ذکر کردم»:

گر از پیرهنــــت بویی به طرف گلســــــتان آید

زند گل جامــــه بر تن چاک و بلبل در فغان آید

دهانت غنچه عارض گل برت نسرین خطت سبزه

مــــبادا کین بهار حــــــسن را روزی خزان آید (نوایی، 1363: 229-230).

     زمانی که جامی در هرات مستقر شد ابتدا از محضر مولانا جنید که در عربی مهارت تام داشت و بعد از آن از مجلس درس خواجه علی سمرقندی که هر دو از بزرگان باریک‌اندیش روزگارشان بودند استفاده‌ها برد. کیفیت مطالعه و قوت مباحثه و غلبه او بر استادان و همسبقانش چنان بود که همه بر آن معترف اند.

     در جوانی به کسب علوم پرداخت و سرآمد فضلای زمان خود گردید. در زمان سلطان ابو سعید آوازۀ دانشمندی او به همه جا رسید و پادشاهان زمانش نهایت احترم را نسبت به وی مبذول ‌می‌داشتند. اوج مقبولی او در دوره سلطان میرزا بود و همچنین در نزد دیگر شهزاده گان نیز با اکرام و احترام ‌می‌زیست (صفوی ، 1314: 86).

   واصفی در بدایع الوقایع حکایتی را ‌می‌آورد بنام خمسه المتحیره در این حلقه از پنج شخصیت بزرگ نام ‌می‌برد که از افاضل و سرآمدان روزگار خویش بودند .سر آمد این پنج تن را مولانا جامی گفته است. و دیگرانی که در این خمسه شامل ‌می‌شدند مولانا کمال‌الدین شیخ حسین، مولانا شمس‌الدین صاحب کشف، مولانا داوود و دیگر مولانا معین تونی بودند. نویسنده مدعی است که این پنج شخصیت از نخبه گان و زبردستان دوران خویش بودند که ششمی را ‌می‌توان در جمع آن‌ها افزود.

همۀ این‌ها از جمله شاگردان مولانا محمد جاجر‌می‌بودند و درعلم و دانش و استدلال به مرتبه رسیده بودند که با قوت بحث و استدلال‌هایشان بر استاد خویش غالب آمده بودند. وقتی مولانا جاجرمی به توانایی و ظرفیت آن‌ها در دانش‌اندوزی و بحث و فحص پی ‌می‌برد. برای این که بتواند ظرفیت و گنجایی علمی یاید تا بر شاگردانش مستولی گردد به مدت چهل روز آن‌ها را به بهانه مریضی رخصتی ‌می‌دهد. شاگردان که علت غیرمنتظره‌ای رخصت شدن را دریافتند در این چهل روز فارغ ‌نمی‌شینند و بر بار علمی‌شان ‌می‌افزایند. وقتی به حضور استاد حاضر ‌می‌شوند و چون لب به سخن ‌می‌گشایند جاجرمی پی ‌می‌برد و آنان را از ربقۀ شاگردی ‌می‌رهاند و چنین ‌می‌گوید:«طبل پنهان چه زنم طشت من از بام افتاد» « هیچ احدی سبق شما را در هیچ علمی ‌می‌تواند گفت روید و در هرکجا که خواهید و هرچه خاطر شما خواهد درس گویید» وقتی از نزد استاد فارغ ‌می‌شوند مولانا جامی روی به طریقت ‌می‌نهد و در کنار عقل و منطق با بال عشق به سوی ذات واحد ذوالجلال روی ‌می‌آورد .(واصفی، 1350: 20)

او تنها پدرش را استاد مسلم خویش ‌می‌خواند. و نسبت استادی دیگران را بنا به محصور و محدود بودن علم شان که نمی‌توانستند عطش حقیت‌یابی و علم اندوزی وی را فرو نشانند از گردن ساقط ‌می‌نمود.« ما به حقیقت شاگرد پدر خودیم که زبان از وی آموختیم» صرف و نحو را از محضر پدر بزرگوارش فرا ‌می‌گیرد ولی در علوم عقلی و نقلی و معارف یقینی آنچنان که باید به دیگری به عنوان استاد نیاز نمی‌شد (لاری،1343 : 11).

   در رابطه به ظرفیت و استفاده از محضر مولانا جنید ‌می‌گوید :«وی در طریق مطالعه بی‌مثل بود اما قریب به چهل روز از وی توانستی مستغنی شد» (لاری، 1343: 11).

   محمد جاجرمی که از افاضل زمان خود بود چون با جامی به بحث ‌می‌پردازد جامی بر وی غالب ‌می‌شود و وی به سخن جامی معترف ‌می‌گردد. و چون به جلسه درس قاضی زاده رومی که در سمرقند است حضور ‌می‌یابد چنین ‌می‌گوید که «از وی دو سخن شنیدم».

     آثار زیادی از جامی باقی مانده او در تمامی علوم و فنون که در آن زمان متداول بود و علم اندوخت؛ از خویش اثری به جا گذاشته است. لاری در تکمله ‌می‌نگارد که همواره به مطالعه و تحقیق مصروف بود. زمانیکه به تصنیف کتابی مشغول ‌می‌شد در اندک فرصتی به اتمام ‌می‌رسانید( لاری، 1343: 39 ).

از مشهورترین کتاب‌های وی که مقبول طبع بزرگان قرار گرفت نفحات‌الانس در بیان حالات و مقامات اولیا، جواب چند نسخه منظوم نظامی مثل مخزن‌الاسرار، نسخه معما و چند کتاب در تصوف.( سمرقندی ،1382: 494). هر کدام از این کتاب‌ها چه در عرصۀ عرفان و تصوف و یا شعر و ادبیات و معما و یا علوم دینی از جمله غنایمی گران‌ارج در ادبیات و در دیگر علوم اند که نمی‌شود نادیده انگاشت. چون به عنوان روزنه‌ی روشن از آن زمان هستند که ‌می‌توانند از اجتماع ، سیاست، فرهنگ، دین و ادبیات آن روزگار تصویر روشنی در معرض دیدمان بگذارند.

سام میرزا صفوی نیز چنین ‌می‌نگارد: «جامی تمام عمرش را به تالیف و تصنیف گذراند». او با ذکر سی و هشت اثر، معرفی آن بزرگ را به پایان ‌می‌رساند (صفوی ، 1314: 86).

و با نمونه‌هایی از هر قالب شعری چون غزل، قطعه، رباعی و تک‌بیت که هنرنمایی کرده است از هر کدام مشت نمونه خروار ارائه ‌می‌کند:

خوشست قدر شناسی که چون خمیده سپهر

سهام حادثه را کرد عاقبت قوســـــــــــی

گذشت شوکت محمود در زمانه و مـــاند

همین قدر که ندانست قدر فردوســـــی

(صفوی، 1314: 88)              

جامی شاعر و متصوف

با تمام اشتغالی که نسبت به کسب علم داشت از پرداختن به این پدیده انفسی و اشراقی دست برنداشت. جامی همواره به شعر تعلق خاطر داشت. در اوایل حال و اوقات کمال به آن ‌می‌پرداخت و شعر جز حتمی زندگی او بود اما اندکی از اوقات را بدان مایه ‌می‌گذاشت(لاری، 1343: 7).

   خواندمیر در حبیب السیر مدعی است که وی در فن شعر به چنان مهارتی و مرتبه‌ای رسید که دیوان اشعار متقدمین و متاخرین را از درجه اعتبار ساقط گردانید.( خواندمیر، ص 2200)

دولتشاه سمرقندی چنین ‌می‌نگارد: «طوطیان شکرشکن هند را سواد دیوان و منشآتش خاموش ساخت و شیرین‌زبانان و فارسان میدان فارس تا شهد اشعارش نوشیدند، دیگر انگشت بر نمکدان کلام ملیح گویان نزدند» (سمرقندی، 1382: 483).

او شعر را نه تنها برای مدح و عاشقانه سرای و سایر مقاصد به کار برده است؛ بل در بسیاری از منظومه‌هایش شعر در خدمت عرفان و تصوف نیز گذاشته است و از این راه به نقد متصوفین و تصحیح مقاصد و افکار صوفیان پرداخته است.

از آنجایی که یافتن حقیقت مطلق، گمشده یی همه ره یافتگان است؛ جامی نیز به طلب این حقیقت، درویشانه زیستن را نیز تجربه کرد و در سلک فرقۀ نقشبندیه در آمد، ابتدا دست ارادت به پیشگاه سعدالدین کاشغری دراز کرد که وی از مریدان و خلفای خاندان خواجه بزرگ بهالدین نقشبند بود(سمرقندی، 1382: 484).

     از بزرگان این عرصه که مولانا با ایشان افتخار همصحبتی یافته و کسب فیض نموده است خواجه محمد پارسا، فخرالدین لورستانی، ابو نصر پارسا، بهاالدین نقشبند، شرف الدین علی یزدی، عبیدالله احرار و...‌هستند.

     بزرگان فرقه نقشبندیه نیز از حضور جامی از اینکه این بزرگ مرد همصحبتی با ایشان را برگزیده، این امر را سعادت والا برایشان ‌می‌دانستند؛ چنانچه بعد از اولین ملاقاتش با سعدالدین کاشغری، این مرشد برجسته سلسلۀ نقشبندیه در مورد جامی چنین اظهار ‌می‌دارد که : « شاهبازی به چنگ ما افتاده است»(لاری، 1343: 14) مولانا جامی بعد از آشنایی با این فرقه و دریافت اصول آن‌ها لحظه‌ای از ذکر و شغل باطنی فارغ نبود و «رجال لاتلهیم تجاره و لابیع عن ذکرالله» تعبیر حال و مقام وی بود. آثاری که درعرصۀ عرفان و تصوف به رشتۀ تحریر در‌می‌آورد؛ دربردارنده ی محتوای عالی و پر ارزش است؛ به‌خصوص در معرفی و شناخت این فرایند خدمتی بس بزرگ پنداشته ‌می‌شود. « انوار مصابیح کلامش مشکوت صدور عارفان را منور ساخته و منبع خاطر دریا مآثرش مشرع قلوب طالبان را از زلال حقایق مالامال گردانیده» (اسفزاری، 1388: 29)

نظر ها (0)

نام:
آدرس ايميل:
نظر شما:

سرمقاله

قرار است به زودی کاخ سفید راهبر جدید مبارزه با هراس‌افکنی در افغانستان را اعلان کند. شواهد نشان می‌دهند که محور اصلی این راهبرد افزایش نیرو و فرستادن سربازان بیشتر به افغانستان است. پرسشی که هم اکنون وجود دارد این است که آیا این راهبرد تاثیر قابل انتظاری برای از بین بردن فعالیت هراس‌افکنان در افغانستان دارد؟ گذشته نشان داده است که چنین راهبردی به تنهایی نمی‌تواند کارآیی لازم را ...

ادامه مطلب

بخش پشتو

کابل بيا په وینه لوبی کوی. کابليان خپل روژه ماتی د خپلی ورونو، دوستانو، پلارونو، ميندو او خويندو له وينو څخه وکړ.دا لوی غم او انسانی فاجعه ټولو متضررو کورنيو ته تسليت وايم او دا حيوانی کړنی په کلکه غندم. دولت د طالبانو د دی غير انسانی کړنی په هکله هيڅ کوم مشخص موقف نه درلوده او دوی طبق معمول فقط دا واقعه هم په شديد الفاظ محکوم کړل. حکومت بايد د دی فاجعی په اساس ځينی مهمی امنيتی کسان له ...

ادامه مطلب
mod_vvisit_counterامروز2888
mod_vvisit_counterدیروز4163
mod_vvisit_counterاین هفته2888
mod_vvisit_counterاین ماه102326
mod_vvisit_counterمجموع2266088

Visitors Counter

تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت برای هفته نامه اقتدار ملی محفوظ می باشد. 2017 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد.
ديزاين و اجرای وب سايت توسط ممتاز هاست