افغانستان، میدان نبرد پاکستان
درز اطلاعات امنیتی و نظامی در مورد جنگ افغانستان به رسانه های جمعی غرب در هفته گذشته و ادعاهای مطرح شده در آن ها در باره ی حمایت پاکستان از طالبان در این اسناد اگرچه چیز جدیدی نیستند؛ اما این امر باعث شده تا سلسله یی دیگر از بحث ها و جدل ها در مورد نقش پاکستان در افغانستان و در مبارزه با تروریزم در میان حلقات سیاسی و مطبوعاتی در بگیرد.
نویسنده ی مطلب زیر سلیم شهزاد؛ کوشیده تا از دریچه یی تازه به مساله ی دخالت پاکستان در افغانستان بنگرد و بر آن است که درز اطلاعات امنیتی جدید ممکن است بر همکاری های کنونی پاکستان با ایالات متحده در افغانستان تاثیر منفی گذارده و این کشور را یک بار دیگر به سمت همکاری با گروههای دهشت افکن سوق دهد.
نویسنده در ابتدای این مقاله با اشاره به حمایت آشکار پاکستان از طالبان در سال های 1996 تا 2001 و سقوط این گروه در نتیجه ی هجوم به رهبری امریکا بر آن است که حتا بعد از آن هم پاکستان حقیقتا همواره در اندیشه ی منافع راهبردی خود بعد از خروج تدریجی نیروهای امریکایی از افغانستان بوده است و اگرچه پیش از این انتظار می رفت که خروج نیروهای امریکایی ظرف پنج سال پس از اشغال صورت بگیرد؛ اما اکنون این امر به سال 2003 واگذار شده است.
به نوشته ی روزنامه، از آن زمان ارتش پاکستان، به طور کلی رویکردهای عملی را برای بازحفظ روابط سیاسی خود با پشتون ها که بعد از خروج نیروهای خارجی، نقش عمده یی را بازی می کنند روی دست گرفته است. طرح عملی اولیه، شامل حفظ تماس با طالبان بدون تماس با رهبر این گروه ملاعمر و القاعده بود.
امریکایی ها، به خوبی طی سال ها از این قضیه خبر داشتند و مرتبا در دوران ریاست جمهوری مشرف در مورد آن به پاکستانی ها شکایت می کردند.
از منظر یک چنین دیدگاهی بود که امریکا به تدریج عملیات جنگی خود در افغانستان و پاکستان را گسترش بخشید و پاکستان را به عنوان یکی از راه حل های مهم برای حل قضیه ی افغانستان در نظر گرفت؛ بویژه آن که شبه نظامیان از اراضی قبایلی پاکستان همچون پایگاهی برای راه انداختن شورش ها در افغانستان استفاده می کردند.
به نوشته ی روزنامه، واشنگتن در همین راستا، به صورت فعالی، ظهور یک ایتلاف غیرنظامی، برای حکومت بر اسلام آباد را ترغیب کرد؛ حکومتی که طرفدار جنگ امریکا باشد. در همین حال جنرال اشفق پرویز کیانی؛ رییس ارتش پاکستان؛ روابط نزدیکی را با امریکا گسترش داد. به همین منظور دوره ی ماموریت کیانی که دو هفته پیش به پایان رسید و قرار بود بازنشسته شود تا سه سال دیگر تمدید شد؛ حرکتی که قلبا مورد پشتیبانی امریکا بود. دوره ی ماموریت سفیر امریکا در پاکستان هم تا سال 2013 تمدید شد.
به باور نویسنده، افشاگری کنونی در مقطعی به میان می آید که در پاکستان، خطوط فاصله بین شبه نظامیان و ارتش این کشور به صورت مشخصی نمایان شده و هر نوع سوی تفاهمی بین اسلام آباد و واشنگتن تنها به نفع شورشیان خواهد بود.
نویسنده در بخش دیگر این مطلب با عنوان مانور آی اس آی، تاریخ را ورق زده و به چگونگی فعالیت های پاکستان، برای تامین اهداف خود در افغانستان از طریق ایجاد گروهی از طالبان به اصطلاح میانه رو و قضیه ی استفاده ی آی اس آی از ارسلا جمال؛ سناتور حال حاضر افغانستان که وی را لینک اصلی ارتباطی در گفت و گوها میان نیروهای بریتانیایی و امریکایی می خواند اشاره می کند و می نویسد وی که قبل از طالبان و در دوره ی این گروه، پست های معاونت وزارت را کار کرده بود پس از سقوط این رژیم به اسلام آباد آمده و به کار تجارت مصروف بود که دیری نگذشت آی اس آی، وی را مجبور کرد به پیشاور؛ مرکز ولایت فعلی خیبر پشتون خواه بکوچد و در آن جا همراه برخی دیگر از وزرای رده پایین طالبان، ملاعمر و القاعده را محکوم کرده و آغاز به کار تشکل جمعیت الخدام القرآن را اعلام کند.
به باور نویسنده، از طریق این تشکل که در آن مقام های اداری سابق طالبان و ملاها شامل بودند، و طالبان میانه رو شمرده می شدند، پاکستان قصد داشتند که نفوذ خود را در افغانستان باز به دست آورند.
به زعم نویسنده، در ابتدا امریکایی ها هم زیاد نگران این تشکل نبودند چرا که دسته یی از ملاهای نه چندان مهم در آن شامل بودند. با آن هم وقتی که اقدامات امریکا در افغانستان به مشکل برخورد، واشنگتن با کمک آی اس آی، پذیرفتن ایده ی طالبان “خوب” را که می توانستند به دولت رییس جمهور حامد کرزی در کابل بپیوندند شروع کرد.
پاکستان پیش از این، جلال الدین حقانی را به اسلام آباد فراخوانده و از وی خواسته بود تا ملاعمر را ترک کند. به وی قول داده شده بود در صورتی که از امریکایی ها حمایت کند
به مقام اجرایی افغانستان خواهد رسید. شبکه ی حقانی یکی از پیش برندگان اصلی شورش های به رهبری طالبان در افغانستان اند. حقانی که عضویت طالبان را نداشت، وقتی که آن ها به قدرت رسیدند. وی خود را به دامان آن ها انداخت اگرچه وی همچنان از طالبان ناخشنود ماند چرا که از زمانی که به این گروه پیوسته، هرگز هیچ پست فرماندهی مهمی به وی داده نشده است.
با آن هم حقانی می دانست، زمانی که ملاعمر را ترک کند هیچ نوع اتوریته یی نخواهد داشت. وی از پاکستان معذرت خواست و گفت که وی ملاعمر را در این زمان سخت ترک نمی کند.
ارتش پاکستان و آی اس آی این مساله را درک کردند و آن ها هرگز حقانی را ترک نکردند.
به نوشته ی روزنامه، شبیه مورد حقانی، دیگر جنگ سالاران افغان و سیاستمدارانی هم شان گلبدین حکمتیار و اعضای حزب اسلامی، توسط آی اس آی گردآورده شده و از آن ها خواسته شد؛ تا دفترهای شان را در شهر بندری کراچی، پیشاور و کویته باز کنند.
همچنین از آن ها خواسته شد به کابل رفته و در سیاست افغانستان دخیل شوند یا به هر ترتیبی تحت این تمهیدات، پاکستان را ترک کنند. چند سال قبل قطب الدین هلال، رهبر حزب اسلامی به کابل رفت تا با رییس جمهور کرزی ملاقات کند. کرزی با احترام از هیات حزب اسلامی استقبال کرد؛ اما مقام های امریکایی آن ها را تحقیر کرده و تاکید کردند که آن ها به عنوان تروریست باید محکوم شوند.
در همین حال، پاکستان تلاش کرد تا با دستگیری صدها تن از اعضای القاعده، واشنگتن را تحت تاثیر قرار دهد؛ اما تردیدها در مورد ارتباط این کشور با طالبان به جای خود باقی ماند. این مساله منجر به گفت و گو میان واشنگتن و اسلام آباد و به تدریج طرح این پیشنهاد از سوی پاکستان شد که این کشور خواهان دولتی با اکثریت پشتون ها و طرفدار اسلام آباد در کابل است. توافق شد که این دولت، میانه رو باشد و هم پاکستان و هم امریکا پذیرفتند تا فضا را برای طالبان میانه رو مهیا کنند.
از کسانی مثل رحمانی، عبدالوکیل متوکل؛ وزیر خارجه ی طالبان و دیگران هم در کابل استقبال شد. اعضای حزب اسلامی اجازه یافتند که در انتخابات شرکت کنند و دفاترخود را بگشایند.
در حالی که این اقدامات جریان داشت، القاعده در مناطق قبایلی پاکستان برای یارگیری از میان شبه نظامیان فعال بود که این مساله تمام نقشه های امریکایی ها و پاکستانی ها را خراب کرد. گروههای؛ مانند جیش المسلمین و گروههای مشابهی که تشکیل شدند به زودی با طالبان یک جا شدند.
دستگاههای استخباراتی غربی این روند را خیانتی از سوی پاکستان دیدند. سال 2007 القاعده شورش ها را از مناطق قبایلی به شهرهای پاکستان برد و به تدریج کنترول بسیاری از عوامل جهادی آی آس آی را از چنگ آن ها به در آورد. در نتیجه جنگ میان نیروهای دولتی پاکستان و عناصر تندرو به راه افتاد.
در سال 2005 هم انکشاف مهمی به میان آمد و گروههای با تجربه ی شبه نظامی کشمیری با طالبان و القاعده یک جا شدند و این ها همراه با پسر حقانی یعنی سراج الدین، حملاتی را در افغانستان سازماندهی کردند. همین اتحاد موجب شکاف میان حقانی و پاکستان شد. برای مثال، در اوایل سال 2009، نسیم الدین حقانی یکی از برادران سراج الدین حقانی توسط نیروهای امنیتی پاکستان دستگیر شد و بیت الله محسود؛ رهبر طالبان، وی را در تبادل با اسرای ارتش پاکستان آزاد کرد. همین طور وقتی که ارتش پاکستان شروع به عملیات در وزیرستان جنوبی کرد، سراج الدین حقانی برای اعضای طالبان پاکستانی پناه داد.
به باور نویسنده، افشاگری های جدید، یک بار دیگر پاکستان را در نقطه ی توجه افکار عمومی قرار داد؛ کشوری که در عین حال که ارتباطات دور و درازی با طالبان و شبه نظامیان دارد، در آستانه ی یک برخورد بی سابقه با شبه نظامیان و سازمان های آن ها قرار دارد.
در واکنش به اقدامات پاکستان، به نظر می آید که جریان هایی از شبه نظامیان در وزیرستان شمالی در حال یارگیری باشند؛ پاکستان در یک تقاطع مهم قرار دارد و یک حرکت اشتباه توسط خود و یا متحدش امریکا، می تواند که آن را در دامن نیروهای تندرو بیندازد.
هشدار وزیر دفاع فرانسه:
تعیین زمان خروج پیامدهای منفی در پی دارد
درست چند روز پس از برگزاری نشست بین المللی کابل و مطرح شدن مساله واگذاری امنیت به نهادهای امنیتی افغانستان تا سال 2014 میلادی از سوی حکومت افغانستان، وزیر دفاع فرانسه در گفت وگو با روزنامهی لاکروکس، هشدار داده است که سخن گفتن از خروج قوتهای خارجی از افغانستان، پیامدهای منفی در پی خواهد داشت.
هیرف مورین؛ گفته است که تلاش صورت گیرد تا برای مردم افغانستان ذهنیت «بی فایده» بودن فعالیت قوتهای خارجی ایجاد نگردد و نیروهای خارجی، تا زمان تامین امنیت و ثبات به گونهی موثر در افغانستان، باید به ماموریت خود ادامه دهند.
وزیر دفاع فرانسه در حالی از تعیین تاریخ خروج سربازان خارجی از افغانستان هشدار میدهد که کشورهای ایالات متحده و انگلستان، تاریخ خروج سربازان شان را مشخص کردهاند.
پیشتر، اندرس فوگ راسموسن؛ دبیر کل پیمان دفاعی اتلانتیک شمالی یا ناتو، نیز تاکید کرده بود که خروج قوتهای خارجی از افغانستان، باید وابسته به شرایط و وضع سیاسی – امنیتی این کشور برنامه ریزی گردد و این سازمان، هرگز اجازه نخواهد داد تا برای بار دیگر، افغانستان به پناهگاه امن شبکه تروریستی القاعده بدل گردد و طالبان حقوق زنان را نقض کنند و آنان را مورد خشونت قرار دهند.
همچنان، سناتور جان مکین و شماری دیگر از سناتورهای جمهوری خواه، پس از سفر به افغانستان به رسانه ها گفته بودند که خروج نظامیان ایالات متحده پیش از استقرار یک دولت قدرتمند با نهادهای امنیتی کاملا خود گردان در افغانستان، نگران کننده است و اعلام تاریخ مشخص برای خروج سربازان امریکایی از افغانستان، پیام نگران کنندهیی می فرستد.
گفتنی است که برداشتهای دوگانه از تعیین زمان خروج سربازان خارجی از افغانستان در حالی صورت می گیرد که حکومت افغانستان، از چندی بدین سو در تلاش است تا با طالبان، به ویژه با شبکه سراج الدین حقانی که به باور برخی، زیر نظر سازمان استخبارات نظامی پاکستان فعالیت می کند، به هر ترتیبی که باشد، به مصالحه دست یابد و به زعم خود، برنامه صلح را به کار ببندد؛ اما کاربست این طرح، نگرانیهایی را در سطح افغانستان، منطقه و جهان در پی داشته است.
واشنگتن و سئول تهدید به جنگ هستهای شدند
کوریای شمالی سرانجام هشدارهای خود به آمریکا و کوریای جنوبی را با تهدید به جنگ هستهیی به اوج خود رساند. در حالی که قرار است رزمایش مشترک واشنگتن و سئول آغاز شود کوریای شمالی تهدید کرد هر زمان که لازم بداند «جنگی مقدس» را با استفاده از قدرت هستهیی بازدارنده خود در واکنش به این رزمایش علیه آمریکا و کوریای جنوبی آغاز خواهد کرد.
کمیسیون دفاع ملی کوریای شمالی که ریاست آن را کیم جونگ ایل، رهبر این کشور بر عهده دارد در بیانیهیی اعلام کرد که هدف از این تمرینهای جنگی نوعی تحریک نظامی علیه کوریای شمالی است و ارتش و مردم جمهوری خلق دموکراتیک کوریا در هر زمانی که لازم باشد، جنگی مقدس و تلافیجویانه مبتنی بر توانمندی هستهیی خود را آغاز میکنند. مقامهای پیونگیانگ اعلام کردهاند که این رزمایش مشترک را به عنوان تمرینی برای حمله به این کشور تلقی میکنند.
امریکا و کوریای جنوبی در حالی قصد برگزاری رزمایش مشترک دریایی و هوایی خود را دارند که تنشها در شبه جزیره کوریا به دنبال غرق شدن ناو چئونان متعلق به کوریای جنوبی به اوج خود رسیده است. گزارشها نشان میدهد که در این رزمایش گسترده 10 کشتی امریکایی، 8 ناو کوریای جنوبی، چند زیردریایی، حداقل 200 هواپیما و جنگنده و بیش از 8 هزار نیروی نظامی از 2 کشور شرکت میکنند. امریکا برای شرکت در این رزمایش ناو هستهیی یواساس جورج واشنگتن، بزرگترین ناو هواپیمابر خود را به منطقه اعزام کرده است. مقامهای امریکا هدف از اعزام این ناو را ارسال پیامی صریح به کوریای شمالی اعلام کردهاند.
یک هیات بینالمللی اعلام کرده است که ناو کوریای جنوبی در ماه مارچ به وسیله اژدری متعلق به یک زیردریایی کوریای شمالی غرق شده است. کوریای شمالی تاکنون هر نوع دخالت در این حادثه که باعث کشته شدن 46 ملوان کوریای جنوبی شده را رد کرده است.
به تازگی سخنگوی هیات کوریای شمالی در مجمع منطقهیی آسهآن در هانوی هم بار دیگر هر نوع ایفای نقش پیونگیانگ در حادثه غرق شدن کشتی کوریای جنوبی را رد و تصریح کرد که مانور نظامی مشترک آمریکا – کوریای جنوبی نقض تمامیت ارضی کوریای شمالی است.
وی گفت: این مانور بار دیگر نشان میدهد که سیاستهای خصمانه علیه کوریای شمالی وجود دارد. در همین راستا کوریای شمالی قصد دارد پاسخ فیزیکی به این تهدید نظامی امریکا بدهد.
این رزمایش مشترک در حالی قرار است امروز آغاز شود که هفته گذشته هلاری کلینتون و رابرت گیتس، وزرای امور خارجه و دفاع امریکا برای نشان دادن حمایت صریح خود از دولت سئول در سفری کم سابقه به طور همزمان به این کشور رفتند و از منطقه مرزی غیرنظامی شده میان دو کوریا (DMZ) بازدید کردند. در این سفر هلاری کلینتون از وضع تحریمهای جدید علیه کوریای شمالی برای جلوگیری از خرید و فروش جنگ افزارها و معاملههای غیرقانونی خبر داد. اتحادیه اروپا هم اعلام کرده است که در فکر تحریمهای جدید علیه پیونگیانگ است. این برای نخستینبار نیست که کوریای شمالی در زمان رزمایشهای مشترک واشنگتن و سئول نسبت به واکنش به این مساله هشدار میدهد. کاخ سفید پس از تهدید جدید کوریای شمالی اعلام کرد که تمایلی ندارد با این کشور به «جنگ لفظی» وارد شود. فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد که واشنگتن خواستار اقدامهای سازنده بیشتر کوریای شمالی به جای سخنان تحریک آمیز است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، وزارت دفاع کوریای جنوبی هم اعلام کرده که هیچ تحرک غیرمعمول نظامی در کوریای شمالی گزارش نشده است. درحالیکه به نظر میرسد کوریای جنوبی و امریکا تهدیدهای کوریای شمالی را جدی نگرفتهاند برخی اعتقاد دارند که تنشها در شبه جزیره کوریا به سرعت در حال افزایش است. چین که متحد مهم کوریای شمالی به حساب میآید هم نسبت به برگزاری این رزمایش هشدار داده و اعلام کرده است که این مساله میتواند باعث بحرانی شدن شرایط در منطقه شود. با وجود این جاپان چهار ناظر نظامی خود را به این رزمایش اعزام کرده است که بسیاری آن را نوعی تایید اقدام آمریکا و کوریایجنوبی تلقی میکنند.جنگ میان دو کوریاکه 60 سال پیش آغاز شد هیچ وقت بهطور رسمی با امضای یک توافق نامه صلح میان دو طرف به پایان نرسیده است و تحلیل گران اعتقاد دارند که دامن زدن به اختلافها در این منطقه میتواند بار دیگر شعله این جنگ را روشن کند.
نخست وزیر بریتانیا، برای تقویت تجارت به هند رفت
نخست وزیر بریتانیا، به منظور تشویق هند این غول آسیا به منظور توسعه ی داد وستد تجارتی به هند سفر کرد.
به نوشته ی الجزیره، دیوید کامرون در راس یک هیات بزرگ 90 نفری، شامل شش وزیر و همین طور روسای شرکت های بزرگ به هند سفر کرده است.
کامرون، پیش از این سفر در مطلبی در روزنامه هندو نوشت:«من به هند می روم با یک هدف کاملا واضح؛ برای بازگشایی یک رابطه ی قوی تر، وسیع تر و عمیق تر بین هند و بریتانیا».
وی سفر خود را از شهر جنوبی بنگلور آغاز کرد؛ جایی که وی از تجارت های محلی دیدن کرد.
این هیات، سپس قصد حرکت به سمت دهلی نو را دارد که در آن جا، کامرون، گفتگوها با سینگ؛ همتای هندی خود را برگزار خواهد کرد.
هند که یک مستعمره ی پیشین بریتانیا است، همراه چین، برازیل و روسیه به گروه “بریک”؛ گروهی متشکل از اقتصادهای سریع در حال رشد تعلق دارد.
راهبرد درازمدت
هدف از دیدار کامرون، امضای هیچ گونه قرارداد فوری بین دو دولت نیست؛ اما فراتر از آن شروع یک راهبرد درازمدت با هدف تمرکز بر روابط با هند برای تعاملات اقتصادی است.
ناریانا ماداوان؛ یکی از کمک سردبیران روزنامه هندوستان تایمز می گوید که هند با اقتصاد شکوفانش در جستجو و اعطای فرصت های متقابل است و باید افزود که شاید انگلستان بیش از هند به این کشور نیاز دارد. به گفته ی ماداوان، صادرات انگلستان به هند در سال گذشته کاهش یافته که به نظر می آید کامرون در جستجوی تقویت تجارت است.
روزنامه های هندی هم به نزدیک بودن خرید شماری از جنگنده جت ها و شمار قابل توجه ی نمایندگان همراه کامرون که شامل وزیران مالیه، دفاع و خارجه است بحث های خود را متوجه کرده اند.
این هیات همچنین شامل تعدادی از مدیران صنایع انگلیسی اند که برخی از آن ها امیدوار بازگشت به انگلستان با عقد قراردادهایی با هند هستند.
به طور مشخص، گروه دفاعی” بی آ ای سیستمز”، گفته است که این شرکت درشرف دستیابی به معامله یی به ارزش 775 ملیون دالر، برای تهیه 57 جت آموزشی هاوک به نیروی هوایی هند است.
دولت کامرون گفته است که تجارت خصوصی باید موتور رشد باشد و یکی از راهبردهای آن، تلاش های دیپلماتیک متمرکز روی بازارهای در حال رشد سریع برای تقویت تجارت است.
کامرون در مسیر راه خود به هند، از ترکیه دیدار کرد و پس از هند هم قرار است به چین سفر کند.
وی در مطلبی در روزنامه هندو نوشت:« در بریتانیا، ما در حال چشم گشودن به واقعیت جدیدی هستیم.»
به گفته ی وی،:«قدرت اقتصادی در حال جابجایی بویژه در آسیاست- بنابراین بریتانیا مجبور است که برای مخارج خود سخت تر از پیش در جهان کار کند. من شرمم نمی آید که بگویم که این یکی از دلایل سفر من به هند است.»















