هفته نامه اقتدار ملی

تازه ها: .

بعد از شش سال جنگ؛دولت سوریه کجا ایستاده؟

چهارشنبه, ١٧ جوزا ١٣٩٦       سایت

بیش از شش سال از جنگ ویرانگر سوریه می‌گذرد و هیچکس به طور قطع نمی‌داند آینده این بحران پیچیده که چندین کشور و بیش از هزار گروه شبه‌نظامی با دسته بندی‌های مختلف در آن غوطه‌ور شده‌اند، به کجا ختم می‌شود؛ با این اوصاف اما تقریبا همه یک چیز را خوب می‌دانند و آن اینکه سوریه دیگر سوریه پیش از 2011 نخواهد شد. با تمام پیچیدگی‌های بحران سوریه و تنیده شدن جنگ و خشونت در تاروپود جامعه این کشور، در یک سال گذشته تحولات سوریه به سمتی رفته که امیدها برای توقف جنگ و نه پایان آن بیشتر شده است؛ مرحله‌ای که البته ایده‌آل مردم نیست و از بوی باروت خون که بگذریم، بیش از هر چیزی بوی تجزیه از آن به مشام می‌رسدalt.

با وجود عوامل تاثیرگذار متعدد در عرصه‌ی جنگ سوریه که البته هر روز تغییر می‌کنند، باید گفت وضعیت طرف‌های درگیر و نیز نقشه توزیع مناطق و منابع کشور که میان آن‌ها تقسیم شده است، تا حدود زیادی می‌تواند آینده جنگ در این کشور را تفسیر کند، به‌ویژه آن که اوضاع میدانی در مناطق درگیر عملا به جایی رسیده است که دیگر پیشروی‌های گسترده نظامی برای هیچ یک از طرف‌های درگیر ممکن نیست و یا به سختی قابل تحقق است. امضای توافقنامه مناطق کاهش تنش میان سه کشور تاثیرگذار بر معادلات سوریه یعنی روسیه، ایران و ترکیه شاید بهترین دلیلی است که سکون و بن‌بست راهکار نظامی در سوریه را بازگو می‌کند. اکنون بعد از 6 سال جنگ تقریبا همه به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه جنگ در سوریه دیگر ممکن نیست و با شرایط کنونی عملا 60 سال دیگر نیز نتیجه نخواهد داد.

برای روشن شدن این موضوع که آینده جنگ در سوریه چه خواهد شد و اصولا آیا می‌توان پایانی برای آن متصور شد یا خیر باید به نقشه درگیری‌ها در این کشور نگاهی بیندازیم؛ کشوری که اکنون میان چهار جریان متخاصم اصلی که هر کدام آن‌ها خود از چندین گروه تشکیل شده و از سوی چند کشور خارجی حمایت می‌شوند،‌تقسیم شده است.

گروه‌های تاثیرگذار در کارزار سوریه را به طور عمده می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد؛ دولت سوریه،‌کردها، مخالفان مسلح و داعش که هر یک مناطقی از خاک این کشور را در اختیار دارند و به جز داعش که همه گروه‌ها علیه آن بسیج شده‌اند و در حال از دست دادن مناطق تحت تصرف خود است، به نظر می‌رسد هرگونه تغییر در مناطق تحت نفوذ دیگر گروه‌ها ممکن نیست و یا در مقیاس‌های بسیار جزئی اتفاق می‌افتد.

دولت و ارتش سوریه اکنون بر مهمترین و استراتژیک‌ترین بخش سوریه که همان پایتخت، شهر حلب و مناطق ساحلی غرب این کشور است، سیطره دارند و همین موضوع آن‌ها را در موضع قدرتمندتری درمقایسه با دیگر گروه‌ها قرار داده است، البته به این موضع استراتژیک باید امکان بهره‌مندی قانونی دولت از کمک‌های نظامی و مالی خارجی به عنوان حاکم شرعی کشور را نیز اضافه کنیم که به دولت سوریه توان مانور بیشتری به‌ویژه در مقایسه با داعش داده است. با این وجود باید گفت اکنون از مجموع 14 ولایت سوریه، دولت تنها بر دو ولایت کوچک اما مهم لاذقیه و طرطوس در غرب این کشور به طور کامل سیطره دارد و البته در کنار آن بخش‌هایی از 10 ولایت دیگر از جمله دمشق پایتخت نیز با نسبت‌های مختلف در اختیار ارتش سوریه است. ولایت ادلب در شمال غرب سوریه نیز به طور کامل از کنترول دولت خارج است و شورشیان سوری بر آن سیطره دارند و رقه نیز در اشغال داعش است.

آزادسازی تمام خاک سوریه آن گونه که مسئولان دمشق می‌گویند نیازمند نیروی نظامی به مراتب قوی‌تر از ارتش کنونی بشار اسد است و در مقابل باید حمایت‌های خارجی از شورشیان سوری نیز برداشته شود.

در سال‌های اخیر مهمترین پیروزی نظامی ارتش سوریه در مقابل شورشیان کنترول بر شهر حلب به عنوان بزرگترین شهر این کشور بود که با حمایت گسترده روسیه و شبه‌نظامیان هم‌پیمان دولت دمشق محقق شد و البته باعث افزایش بی‌‍‍‍سابقه فشارهای غرب و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن‌ها بر روسیه نیز شد. همین فشارها که تاکنون نیز ادامه و داشته باعث شده که روسیه در حمایت نظامی گسترده از دولت دمشق در رویارویی با شورشیان در مناطق دیگری چون ادلب تردید کند.

نبود حمایت روسیه به‌ویژه پشتیبانی هوایی عملا به این معناست که پیشروی چشمگیر یا تحت کنترول درآوردن مناطق بیشتر همانند آنچه که در حلب روی داد عملا برای دولت میسر نخواهد بود به‌ویژه آنکه حمایت‌ها از شورشیان خصوصا در جنوب این کشور به شدت افزایش یافته و تهدیدی مستقیم برای شهر درعا ایجاد کرده‌است.

همانطور که گفته شد از بزرگترین نشانه‌ها برای اینکه وضعیت جنگ در سوریه و تقسیم‌بندی مناطق میان گروه‌های درگیر به نوعی به سکون و ثبات رسیده، امضای توافقنامه ایجاد «مناطق کاهش تنش» میان روسیه، ایران و ترکیه بود که نشان می‌دهد تقریبا همه از برتری نظامی به عنوان راهکار پایان جنگ ناامید شده‌اند. البته ناگفته نماند که پیشروی‌های محدود برای ارتش همانند آنچه که در هفته‌های اخیر در جنوب ادلب یا شرق ولایت سویدا شاهد بودیم، ممکن است، هرچند این احتمال را برای شورشیان سوری نیز نمی‌توان منتفی دانست.

درواقع تنها راهی که اکنون در مقابل ارتش سوریه برای پیشروی و به دست آوردن سرزمین‌های بیشتر وجود دارد، پیشروی در سرزمین‌های تحت تصرف داعش است که عمدتا بر مناطق بیابانی شرق و البته شهر استراتژیک رقه سیطره دارد و برای همان نیز باید با شورشیان سوری و کردها به رقابت بپردازد که به ترتیب در مناطق جنوبی و شمالی سوریه در حال گسترش سریع قلمرو خود و تصرف مناطق تحت نفوذ داعش هستند. کردها اما با ارتش ترکیه که مناطق وسیعی از شمال سوریه را اشغال کرده به هیچ وجه رابطه خوبی ندارند و تاکنون چند بار کار آن‌ها به درگیری‌های خونین کشیده و همین امر موجب شده پای نظامیان روسیه و امریکا نیز به منطقه باز شود و عملا منطقه حائلی میان کردها و ارتش ترکیه ایجاد کنند.

کانون فعال دیگر در نیمه شمالی سوریه که ارتش این کشور در ماه‌های اخیر پیشروی‌های خوبی نیز در آن داشته، نقاط تماس با داعش در شرق حلب است. در این مناطق که بیش از پنج سال است دولت کنترول خود را بر آن از دست داده و دست به دست میان شورشیان سوری چرخیده، ارتش سوریه پیشروی‌های خوبی داشته است.

اکنون نیروهای سوری تا کرانه غربی رود فرات پیش رفته‌اند و به تدریج در حال بسط سیطره خود بر مناطق جنوبی‌تر نیز هستند. همان طور که گفته شد پیشروی در مناطق تحت کنترول داعش بهترین و در واقع تنها راه برای ارتش سوریه است تا سرزمین‌های بیشتری را به کنترول خود درآورد و تاکنون نیز در نیل به این هدف چه در شرق حلب و چه در روزهای اخیر در مناطق صحرایی شرق حمص موفق بوده است.

نظر ها (0)

نام:
آدرس ايميل:
نظر شما:

سرمقاله

قرار است به زودی کاخ سفید راهبر جدید مبارزه با هراس‌افکنی در افغانستان را اعلان کند. شواهد نشان می‌دهند که محور اصلی این راهبرد افزایش نیرو و فرستادن سربازان بیشتر به افغانستان است. پرسشی که هم اکنون وجود دارد این است که آیا این راهبرد تاثیر قابل انتظاری برای از بین بردن فعالیت هراس‌افکنان در افغانستان دارد؟ گذشته نشان داده است که چنین راهبردی به تنهایی نمی‌تواند کارآیی لازم را ...

ادامه مطلب

بخش پشتو

کابل بيا په وینه لوبی کوی. کابليان خپل روژه ماتی د خپلی ورونو، دوستانو، پلارونو، ميندو او خويندو له وينو څخه وکړ.دا لوی غم او انسانی فاجعه ټولو متضررو کورنيو ته تسليت وايم او دا حيوانی کړنی په کلکه غندم. دولت د طالبانو د دی غير انسانی کړنی په هکله هيڅ کوم مشخص موقف نه درلوده او دوی طبق معمول فقط دا واقعه هم په شديد الفاظ محکوم کړل. حکومت بايد د دی فاجعی په اساس ځينی مهمی امنيتی کسان له ...

ادامه مطلب
mod_vvisit_counterامروز2857
mod_vvisit_counterدیروز4163
mod_vvisit_counterاین هفته2857
mod_vvisit_counterاین ماه102295
mod_vvisit_counterمجموع2266057

Visitors Counter

تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت برای هفته نامه اقتدار ملی محفوظ می باشد. 2017 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد.
ديزاين و اجرای وب سايت توسط ممتاز هاست