از زیر پل سوخته تا اردوگاه فینکس

کمتر از نیمی‏‏‌از کابینه‏‌ی دولت در پل سوخته کابل جمع شده‏‌اند. از صبح زود وزارت داخله با حضور پُررنگ خود ساحه را به حالت نظامی‏‏‌درآورده است. عبور و مرور مردم عادی با قیودات نه چندان زیاد صورت می‏گیرد.

آمبولانس‏‌های وزارت صحت در قطاری روی پل سوخته منظم شده‏‌اند. داکتران سفیدپوش و ماسک‏‌زده در کنار آمبولانس‏‌ها حضور دارند. مردم عادی که از روی این پل می‏‏‌گذرند، می‏‏دانند که باز یکی از برنامه‏‌های جمع‏‌آوری معتادین است. پولیس به هیچ کس در زیر پل اجازه بیرون آمدن نمی‏‏دهد.

افرادی شیک و جوان و به ظاهر رو به راه هم به چشم می‏‏آید. اما تعداد افرادی که ژنده و ژولیده هستند، از صدها نفر بیشتر است. لباس‏‌هایی که این افراد به تن دارند شاید ماه‌ها روی آب را به خود ندیده باشند. دست و روی شان چرک است و سیاه و دودزده به نظر می‏‏‌آیند. همه آمادگی‏‌ها گرفته شده تا مسئولیت کمیسیون جمع‏‌آوری معتادین کلید بخورد. دوربین رسانه‏‌ها آماده شکار رویدادی و یا لحظه‏‌ای است که خبرساز است. عکاس‏‌ها نیز آمده‏‌اند. با دوربین‏‌هایی که هر لحظه با گرفتن عکسی توجه را جلب می‏‏کنند، هوا آلوده است. برخلاف دیگر روزها که ماسک‏‌فروش‏‌های زیادی را در هرچند قدمی‏‏‌می‏‏دیدم، اما نیازی به خرید آن احساس نمی‏‏‌کردم آن روزاحساس نیاز به ماسک پیدا کردم ولی ماسکی پیدا نکردم.

وضعیت بسیار رقت‏باری به وجود آمده بود. گویا آسمان نیز تاب تحمل چنین وضع رقت‏‌باری را نداشت و ابرآلود بود. فضا، فضای ترحم نبود. باید مسئولیت‏‌ها به انجام می‏‏‌رسید. زمان جمع‏‌آروی آغاز شد. آمبولانس‏‌ها با اشاره پولیس صداکنان پیش آمدند. پولیس یکی یکی معتادین را از زیرپل پولیس بیرون می‏‏‌آورد و دست گرفته آن‏ها را به سمت آمبولانس‏‌ها هدایت می‏‏کرد و گاهی یکی از آن‏ها با مقاومتی حق به جانب خواهان رهایی می‏‏شد، اما پولیس اجازه نمی‏‏داد و او را یا با زور و یا کلمات به داخل آمبولانس‏‌ها می‏‏‌بردند.

برخی از آن‏ها با تمام توانی که داشتند فریاد می‏‏‌زدند و می‏‏‌گفتند: «رهایم کنید»، «رهایم کنید» و خود را به زمین می‏‏‌انداختند. به نظر می‏‏‌آمد که آن‏ها در حال از دست دادن بهترین و عزیزترین چیز و یا کس خود هستند. آزادی از آن‏ها سلب می‏‏شد تا درمان دریافت کنند اما آن‏ها این را قبول نداشتند. اعتیاد همه چیز آن‏ها شده بود.در بین معتادین یک نوع همگرایی خاصی نیز وجود داشت. به همدیگر کمک می‏‏کردند حتی یکی از آن‏ها یک دوست خود را که در وضع بسیار خراب و خماری قرار داشت به پشت خود گرفته بود و از زیر پل بیرون آورد. دوربین رسانه‏‌ها از این صحنه عکس‏‌های زیادی را گرفتند. و من فکر می‏‏کردم که این نمایش آیا به نفع او تمام خواهد شد؟

طبق آماری که چندی پیش از سوی دولت اعلام شد در حدود سه میلیون معتاد در سنین مختلف در کشور وجود دارد. اکنون کمیسیونی از چندین وزارتخانه شکل گرفته است تا به معضل معتادین رسیدگی شود. در این کمیسیون وزارت اقتصاد، امورداخله، صحت عامه، کار و امور اجتماعی، مبارزه با موادمخدر و دفتر بانوی اول اشتراک دارند. در راس این کمیسیون وزارت اقتصاد قرار دارد.

این کمیسیون کارش را با ضربتی شروع کرد. تمام اعضای این کمیسیون در یکی از روزهای هفته‏‌ی گذشته با حضور در پل سوخته با جمع‏‌آوری 4 صد معتاد شروع کردند.

عبدالستار مراد، وزیر اقتصاد در این محل گفت ما همه این جا جمع شده‏‌ایم تا از این نقطه کار خود را شروع کنیم و دیگر شاهد این نباشیم که جوانان ما در هوای سرد و روی جاده‏‌ها و زیر پل‏‌ها به سر ببرند و از سرما یخ بزنند.

فیروزالدین فیروز، وزیر صحت عامه که مسئولیت جمع‏‌آوری معتادین را به عهده دارد، گفت تا 15 جدی این پیکار ادامه خواهد داشت و در حدود هزار معتاد جمع‏‌آوری می‏‏گردد.

آمبولانس‏‌ها یکی بعد دیگری حتی خارج از ظرفیت آن‏ها از معتادین پر می‏‏شدند. من از یکی از مامورین جمع‏‌آوری این پرسش را در میان گذاشتم که چرا از موترهای ملی‏‌بس‏‌های عادی برای انتقال معتادین استفاده نشده است؟ او گفت:«نمی‏‏دانم من هم همین را می‏‏گویم. استفاده از آمبولانس‏‌ها یک نمایش بیشتر نبوده.» اما به نظر می‏‏‌آید این بار اجرای یک نمایش کار چندان بی‏هوده‏‌ای نبوده باشد، با این کار سیاست کشور در قبال معتادین به نمایش درآمد این که معتاد یک مجرم نیست، یک بیماراست و باید درمان شود. این معتادین برای درمان برده می‏‏شوند، اما باید دید که چند درصد این افراد تحت درمان واقعی قرار خواهند گرفت. و کمپ فینکس با امکاناتی که دارد تا چه حد می‏‏تواند موثر واقع می‏‏گردد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده