بهار خونرنگ مردم افغانستان

گویید به نوروز که امسال نیاید/ در کشور خونین‏‌کفنان ره نگشاید. این بیت از سرودههای استاد خلیلالله خلیلی است که شاید سالها پیش و در زمانی سروده بود که خونهای زیادی توسط اشغال‌گران خارجی در کشور ریخته میشد.

در آن زمان تصور بر این بود که با رفتن عناصر اشغال‌گر و اخراج یا خروج کشورهای متجاوز از خاک افغانستان،‌حدیث خونین و روایت کشتار در افغانستان خاتمه یافته و بار دیگر کسی از جنگ نخواهد سرود و داستانی با رنگ خون نوشته نخواهد شد. اما سوگ‌مندانه که با گذشت سالها از فتح جنگ علیه اشغال‌گران و رخدادی که نام آن پیروزی مردم افغانستان گذاشته شد، حدیث جنگ کماکان روایت اصلی زندگی مردم افغانستان بوده و رنگ سرخ، یکی از رنگهای اصلی در کتاب زندگانی مردم است که فصلهای مختلف آن را مینویسد.

آن چه مسلم است اینکه در هرجایی از دنیا بهار نام زیبا و ذهن آشنايي است كه با آغاز سال خورشيدي سراسرگيتي را روشن ساخته و از روزنه‏ي آن شعلههاي اميد به آينده را ميتوان روشن نمود. بهار نغمه‏‌ي زندگي را از گلوی طبیعت در هرجا مينوازد و آواز دل‌نواز نوشدن به جان آدمي روح و روان تازه ميبخشد. پيام زندگي نشاط‌‏آور و صلح‏‌آميز از درون اين روز خجسته در تمام دنيا بلند شده و پژواك آن گستره‏‌ي جهاني را در نورديده است.

اين پيام اما در كشور ما سالهاست که تصوير ديگري را به خود گرفته است. دو دهه‏‌ي خونين تجاوز و جنگهاي داخلي باعث شد تا بيش از بيست بهار در زندگي مردم افغانستان، سرخ‏رنگ ترسيم شود. وقتي سیزده سال پيش فضاي سياسي در كشور با تحول اميدواركننده‌‏ا‏ي رقم خورد، انتظار مي‏رفت كه بار ديگر جشن نوروز در كشور ما با ميله‌‏ي جنده بالا، سرفرازي را به بار آورده و جشن گل سرخ آن با ريختن خون مردم خراب و مكدر نگردد.

امسال نیز با آغاز فصل بهار، گلهای فصلی شاهد رنگهای سرخ و ناگواری بودند که تازگی و طراوت را از سرزمین رویش آنان باز ستانده و به جای بالندگی و سرزندگی در افغانستان، درد و رنج و الم و آفت را به بار آورد. فصل بهار در حالی با ناامنیها همراه شده و اقتدار دولت را زیر سوال میبرد که ناهماهنگی در اداره امور دولتی میان رئیسجمهور و رئیس اجرائیه، ناامنیهای روانی را نیز افزایش داده و مردم را بیشتر از پیش تحت فشار قرار داده است.

اميدواري‏‌ها این بود كه با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی و امضای پیمانهای مهم امنیتی با همکاران غربی آن، استراتژي دولت و همكاران بين‌‏المللي در راستاي تأمين امنيت بهبود يافته و سال 1394 تصوير بهتري نسبت به سالیان پیشین داشته باشد، ولي دردمندانه كه چنين نبوده و چشم‏‌انداز سال جاری با رنگ خون ترسيم گردید.

با این حال، پرسش اين است كه با وجود هزينههاي هنگفت در بخش امنيت و اعلام حمایت و پشتیبانی خارجي، افزون بر چندين هزار نيروي امنيتي داخلي چرا در فصل بهار و سال جاری زندگي سبزي براي مردم بلاكشيده‏‌ي اين سرزمين رقم زده نشد؟

پاسخ اين پرسش را تنها ميتوان از يك جهت توجيه نمود و آن اينكه عزم راسخ و انگيزه‏‌ي قوي براي نابود كردن ريشههاي هراس‏‌افکنی و ناامني وجود ندارد. سياست كج‏دار و مريز حكومت در قبال مذاكره و امتيازدهي به مخالفان مسلح باعث گرديده تا آنان با گذشت هر روز جسورتر از پيش ظاهر شوند.

نرمش و مدارا در برابر كسانيكه خون‏‌آشامي پيشه‏‌شان شده، آنان را براي خون‏‌آشامي مصممتر ميسازد. اين گونه برخورد، چنين تلقي را به آنان ميدهد كه اين گروهها اكنون به يك طرف توانمند معادلات سياسي مبدل شده و سماجت بيشتر بر شورش‌‏آفريني، باعث پيشرفت جايگاه‏‌شان خواهد شد.

نوع نگاه حكومت در پاليسي صلح و مذاكره و ناتواني آنان در پيشرفت اين روند، جامعه جهاني را نيز نسبت به اين امر بي‌‏باور ساخته است. به همين دليل مذاكره با مخالفان مسلح دولت با جديت از جانب آنان حمايت نميگردد؛ چرا كه اصرار برمذاكره با وجود شرايط سختي كه از جانب طالبان براي آمادگي به اين موضوع وضع ميگردد، بسان آب كوفتن در هاون است كه حاصل آن هيچ خواهد بود.

بنابراین‌مي‏‌طلبد تا دولت‌مردان كشور بار ديگر در امر آوردن صلح و ثبات در كشور تعمق نموده و با مسايل استراتژيك، فارغ از منافع فردي، قومي و سمتي برخورد نمايند. آفرينش يك ديدگاه واحد ملي و برخاسته از مصالح مهم عمومي مي‏تواند گرههاي كور قضيه را گشوده و در تعامل كلان كشوري كارساز واقع شود. در صورتي كه يك ديدگاه واحد در برابر موضوع‌‏هاي مهم ملي وجود داشته باشد، اعتماد مردم نسبت به سياست‌مردان بيشتر شده و نگاه جامعه جهاني نيز به دولت و ساختارسياسي قدرت عوض خواهد شد. بدون شك در نبود چنين ديدگاهی، هركدام از شركاي سياسي در سطح جهاني و منطقه‌‏ای كماكان به بهره‏‌كشيهاي هميشگي‏‌شان از بستر آشوب‏‌زده‏‌ي افغانستان ادامه خواهند داد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده