خودسانسوزی و مطبوعات آزاد

سوم ماه می میلادی که مصادف است با سیزدهم ماه ثور خورشیدی، عنوان روز جهانی آزادی مطبوعات را به خود گرفته است؛ مناسبتیکه حاصل سعی و تلاشهای بی شائبه و دسترنج سالها ایثار و فداکاری از سوی بسیاری از انسانهایی است که در این مسیر قدم و قلم زده اند.

پیام روز جهانی آزادی مطبوعات به جوامع بشری این است که آزادی مطبوعات بر اثر مبارزات سخت و خستگی ناپذیر اندیشمندانی به وجود آمده که در قرون جدید با عشق و علاقه فراوان برای تأمین آزادی و رهایی از اسارت و درماندگی انسانها، تلاش ورزیده اند و چه بسا جان خود را در این راه از دست داده اند. لذا مسئولیت انسانی ما میطلبد که از این میراث گرانبها به خوبی پاسداری نموده، در راه کمال آن بکوشیم تا صاحبان اندیشه و قلم و بخصوص اصحاب رسانههای مکتوب در فضای آزاد و بدون خطر، بتوانند نقش مفید و سازندهی خود را در جامعه به نیکی ادا کنند.

مطبوعات که زبان سرخ منتقدان ملتها به حساب آمده و در کنار سایر رسانهها بلندگویی است که می‏توان دردهای جامعه را از طریق آن به گوش همگان رساند، یکی از ارکان اساسی دموکراسی و بازوی توانمندی است که از طریق آن میتوان به حقوق از دست رفتهی مردم دست یافته و ارزشهای اجتماعی را در آن نهادینه ساخت. این مناسبت و محتوای آن را که همانا آزادی مطبوعات است به هر قیمتی که باشد باید کمایی کرد و نهادینه ساخت. در صورت حصول آن، نباید چنین ارزشی را از دست داد و برای حفظ آن از هر ابزار معقولی استفاده نمود. زیرا در نبود مطبوعات آزاد و آزادی مطبوعات، رسیدن به جامعهی آرمانی و مطلوبات ارزشمند بشری ممکن نخواهد شد.

بدون شک، از وظایف مهم مطبوعات، اطلاع رسانی مفید و دقیق به جامعه است که از این طریق مردم را از تحوّلات و تغییرات دنیای اطراف آگاه میسازند و با تحلیل اوضاعِ ملّی و بین المللی، زمینههای قضاوت درست و تصمیم سنجیده را برای افراد فراهم میآورند. چرا که بشر در زندگی خود همواره تحت تأثیر اطلاعات بوده و از طریق آن در مورد حضور و نقش خود در آینده تصمیم می گرفته و آگاهی و معرفت خود را افزایش می داده است.

اما این مأمول زمانی برآورده خواهد شد که زمینهی مساعد برای دسترسی به اطلاعات موجود بوده و زمانه از زنجیرهای سیاسی – اجتماعی در جهت بستن و محدود ساختن آگاهی و معلومات فارغ شده و رهایی یافته باشد. متأسفانه که شرایط مناسب برای دستیابی به معلومات از طریق مطبوعات آزاد در بسا موارد و در بسیاری از جوامع مهیا نشده و آرزوی داشتن آزادی برای مطبوعات کماکان به مثابهی خیال و رویا باقی مانده است.

یکی از این بسترهای اجتماعی، افغانستان است که علاوه بر محدودیتهای فراوان در عرصههای مختلف حیات اجتماعی، با محدودیت آزادی مطبوعات نیز مواجه بوده و علیرغم ادعاهای موجود در این راستا، آزادی لازم در زمینهی مطبوعات وجود نداشته و چهارچوبهای جامع و قانونمندی برای فعالیت مطبوعات آزاد مهیا نگردیده است.

این محدودیت از یک سو با نبود زمینههای کافی برای فراگرفتن آموزههای مسلکی و حرفهای آمیخته شده و از جانب دیگر با سدهای مستحکمی مواجه است که مانع از رسیدن کارکنان مطبوعات به اطلاعات لازم و مفید میگردد. افزون برآن، مالکان مطبوعات در جامعهیما نیز چترهای محدود کننده و گریزناپذیری را روی سر مطبوعات و صاحبان آنها گسترانیده اند که گفتن و نوشتن بر خلاف سلیقه و علاقهی مالکان مطبوعات غیرممکن است. این موارد تنها زنجیرهایی نیستند که آزادی مطبوعات را در افغانستان محدود ساخته اند. بسیاری از عوامل اجتماعی دیگر نیز وجود دارند که نمیگذارند مطبوعات به اهداف انسانی خویش رسیده و حرف دل مردم دردمند را بگویند یا اینکه راهکارهایی را برای رهایی از چالشها پیشکش نمایند. در جامعهی بسته، سنتی و پر از ملاحظات اجتماعی که نمیتوان هر حقیقتی را گفت، چگونه ممکن است تا راهکاری را برای رهایی از چالشهای اجتماعی در بستر مطبوعاتی تبیین نموده و تشریح کرد؟ زیرا در این جامعه به این اصل اعتقاد راسخ وجود دارد که «جز راست نشاید گفت، هر راست نباید گفت.» اینگونه است که بسیاری از رازها و سخنهای راست ناگفته مانده و بسیاری از حقیقتهای ناشکافته باقی میمانند. فعالیت مطبوعات در چنین فضایی از یکسو دشوار مینماید و از جانب دیگر، آزادی در آن معنایی نداشته و به آسانی میسر نخواهد شد. لذا نازیدن به آزادی مطبوعات و داشتن مطبوعات آزاد که یگانه دستاورد مثبت سیزده سال اخیر دانسته میشود، ادعایی بیش نبوده و حقیقت این است که مطبوعات ما گرفتار زنجیرهایی اند که آزادی واقعی نداشته و دستیابی به این مطلوب، بسی دشوار بوده و نیازمند زمان زیاد، تلاش بیش از حد و فداکارهایهای فراوان میباشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده