داعش در افغانستان از هیاهو تا واقعیت

طالبان در کشور از حمایت‏‌های مردمی برخوردارنیستند و مردم از گروهی به نام طالبان حمایت نکرده و نمی‏‌کنند.هرچند که تفکر طالبانی بسترهای وسیعی در تار و پود جامعه دارد، اما این حمایت عمق ندارد و این تفکردر بین مردم دیگر جایی قوی و نیرومند ندارد.

این گروه با حمایت‏‌های بیرونی که دریافت می‏کند دربیش از یک دهه گذشته به بزرگترین چالش دولت و ملت ما تبدیل شده است. تمام تلاش‏‌های خارجی و داخلی برای مهار این گروه که چندان دارای انسجام و یک‌پارچگی تجهیزاتی و تخنیکی و رهبری نیز نمی‏‌باشد، تقریبا ناکام مانده است.

اما تقریبا با خروج نیروهای خارجی از کشور سر وصداهای دیگری به گوش می‏رسد که چندان دور از تصور نبوده و زنگ خطرش به صدا درآمده است.

دیروز از ولایات جنوبی این آهنگ ناخوشایند و خطرناک به گوش می‏رسید و امروز از دروازه‏‌های کابل وسرپل در شمال کشور! مقام‏‌های امنیتی می‏‌گویند هنوز به طور قطع نمی‏‌توانند این خطر را تایید کنند چون هنوز درگیر مسایل تخنیکی و شناسایی و کشف و ردیابی هستند. و نگرانی این است که مبادا تا این نیروها مصروف شناسایی و تثبیت و کشف داعش در کشور باشند، این گروه هراس‏‌افکن فوق‏‌العاده خطر ناک تمام مرزهای ما را در نوردیده باشد.

مقام‏‌های امنیتی بر این ادعا اصرار دارند که شرایط کشور ما با شرایط عراق در سال‏‌های بعد از خروج امریکایی‏‌ها از این کشور قابل مقایسه نیست و نمی‏‌توان افغانستان را با عراق از نظر فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و گوناگونی قومی یکسان دانست. هر چند این گپ تا حدی با واقعیت مطابق است اما آنچه که باعث نگرانی اذهان عامه است شرایط خراب امنیتی و بسترهای مناسب رشد چنین گروه‌هایی در کشور است و این را نباید نادیده گرفت.

مردم ما از گروه‌های هراس‏‌افکن آسیب دیده‏‌اند و از این ناحیه با چالش‏‌های فراوانی دست و گریبان بوده‏‌اند و همواره قربانی‏‌های زیادی را داده‏‌اند و اکنون نیز در شرایط مطلوب امنیتی به سر نمی‏‌برند به‏‌خصوص از وقتی که پیمان امنیتی با امریکا و ناتو به امضا رسیده است ما شاهد اوج‏‌گیری حملات انتحاری و انفجاری خونباری در کشور بوده‏ایم و این برای مردم دیگر قابل تحمل نیست، اما چاره‏ای هم به نظر نمی‏‌آید.

آنچه که مقام‏‌های امنیتی در توضیح حضور داعش در کشور می‏‌گویند و آن را تغییر نام طالبان می‏‌پندارند در واقع پنداری بیش نیست و با وقعیت مطابق نیست و به نظر نوعی شانه خالی کردن از بار مسئولیت می‏‌باشد. هر چند که نیروهای امنیتی افغان برای حراست و پاسداری از حریم کشور در صف مقدم قرار دارند ومانند سربازان جان بر کف از ناموس وطن سوگند پاسبانی خورده‏‌اند، اما در چنین شرایطی این جان بر کف بودن جز قربانی دادن‏‌های بی‏‌ثمر فایده‏‌ای ندارد.

نیروهای امنیتی افغان باید با مدیریت لازم و شایسته و کارآمد و تجهیزات کافی پشتیبانی شوند. و از نظر دریافت معاش و امتیازهای تشویقی به حراست از کشور وفادار باقی بمانند. آیا چنین شرایط برای این نیروها جدا از جنبه‏‌های معنوی سرباز بودن مهیا است؟ آیا پول‏‌هایی که برای این نیرو‏ها می‏‌آید واقعا به جیب این افراد می‏رسد یا فقط به نام این نیروهاست و به کام دیگرانی که همیشه در سایه می‏‌نشینند و از آفتاب حقایق گریزانند، اما سودهای کلان را با سود بردن ازانوار آفتاب عالم‌تاب فساد اداری به جیب می‏زنند؟

داعش در کشور آمده و اگر هنوز طبق فرمایش مقام‏‌های امنیتی، طالبان تغییر نام داده هستند، این گروه با توجه به نوع تغذیه و تعالیمی که دریافت کرده و می‏کند به زودی افغانستان را نیز بستر مناسبی برای حضور قوی خود خواهد یافت و این بستر را مردم نه بل دولت و فسادی که در کشور وجود دارد به این گروه پیشکش خواهد کرد و مقام‏‌های امنیتی به جای کتمان حقایق و سهل‏‌انگاری در امور استخباراتی بهتر است هرچه زودتر دست به کار شوند و ریشه این گروه خطر ناک را بخشکانند و مردم را از نگرانی‏‌های مضاعف ایجاد شده از حضور این گروه در کشور نجات دهند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده