رخوت حکومت و سطوت طالبان

در روزهای اخیر اوضاع امنیتی کشور به شدت بحرانی گردیده است. بیش از نیمی ولایت‌های کشور یا به طور کامل و یا نسبی در معرض تهاجم و کنترول مخالفین مسلح به‏‌خصوص طالبان قرار گرفته است. هرچند شرایط بدامنی سال‌ها است که زندگی مردم را تحت تاثیر قرارداده و هرنوع فعالیتی را محدود یا مانع گردیده است.

اما در یک ماه اخیر میزان ناامنی‌ها نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته است. طالبان و گروه‌های هراس‏افکنی با سازماندهی حملات گسترده بر تاسیسات دولتی و نیروهای امنیتی کشور و کشتار مردم غیرنظامی، موجی از رعب و وحشت را در بسیاری از ولایت‌های کشور به وجود آورده‏‌اند.

چنانچه ولایت‌های هلمند، کندوز، ننگرهار، تخار، فاریاب، هرات، نورستان و در روزهای اخیر به شدت درگیری‌های نظامی کشیده شده و ترورهای سلسله‌‏ای هم‏چنان ادامه دارد. بر اساس گزارش‌های دریافتی هرچند نیروهای امنیتی برای مقابله و سرکوب مخالفین تلاش‌های جدی را به خرج داده‏‌اند اما متاسفانه تاکنون نتیجه آن حداقلی بوده است.

در ارزیابی علل گسترش ناامنی‌های اخیر کشور عوامل متعددی دخالت دارد که مهمترین آن را موارد زیر می‌توان یاد کرد:

بی‌کفایتی و بی‌توجهی مطلق حکومت: شک نمی‌توان داشت که مسئولیت حکومت در تامین امنیت شهروندان و گسترش و تحکیم حاکمیت حکومت مرکزی بر کشور از وظایف بنیادی و نخستین آن به شمار می‌رود. اما با تأسف حکومت موجود از آغاز تاکنون به گونه‌ای غیرقابل توجیه نه تنها از مقابله با هراس‏‌افکن‌ها و مخالفین و به‏‌ویژه طالبان غفلت ورزیده و اقدام ننموده است بل به هر بهانه‏‌ای، خواسته یا نخواسته موجب تقویت روحیه و جبهه طالبان گردیده است. در این مورد کم از کم به دو مورد می‌توان اشاره داشت: نخست فرمانده اعلای قوای کشور استفاده از توپخانه و نیروهای هوایی را در سرکوب مخالفین به بهانه واهی پیشگیری از تلفات غیرنظامیان منع کرده است. مورد دوم رهایی فرماندهان و رهبران ارشد طالبان از زندان به بهانه تقویت روند صلح؛ به‏ گونه‏‌ای که بر بنیاد شواهد انکارناپذیر همان طالبان رها شده از زندان فورا فرماندهی و رهبری جبهه مخالفین را به عهده گرفته‏‌اند.

افزون بر این ‌که به خاطر برخی مسایل سیاسی و انتخاباتی و نیز وجود فساد گسترده اداری تمام امور کشورداری فلج بوده و برنامه‌ها و پروژه‌های کلان انکشافی متوقف می‏‌باشند.

در شرایط کنونی با قاطعیت میتوان گفت که حکومت، کشور و جامعه را با بی‏‌توجهی کامل به حال خود رها نموده و نسبت به هرگونه مسئولیت قانونی و ملی شانه خالی نموده است. در چنین حالتی بازهم حکومت سعی دارد که ناتوانی و ضعف خود را به پای نیروهای خارجی ختم نموده و با ایجاد تنش در مناسبات با جامعه جهانی، به چشم مردم خاک پاشیده و افکار عمومی را به انحراف بکشاند. هم اکنون در دنیا تنها حکومتی که کشور و مردم خود را غیرمسئولانه به کام بحران رها نموده و نسبت به سرنوشت شان بی‏تفاوت می‌باشد حکومت افغانستان است.

بن بست انتخاباتی: افزون بر بی‏‌کفایتی و بی‏‌توجهی مطلق حکومت در امر تامین امنیت و مقابله با مخالفین مسلح، بروز بن‏‌بست انتخاباتی عامل و زمینه‏‌ی دیگری بوده است که وضع عمومی کشور به‏‌خصوص در عرصه‏‌ی تامین امنیت را به چالش جدی و خطرناک کشانیده است.

در این مورد همه آگاهان سیاسی اتفاق نظردارند که تداوم بن‏‌بست سیاسی بر سر نتیجه انتخابات یکی از دلایل عمده افزایش ناامنی‌ها در کشور می‌باشد. همانطور که گفته شد هرچند هراس‏‌افکنی، تخریب و تشدید ناامنی از اهداف و برنامه‌های همیشگی مخالفین مسلح می‌باشد که در کنار آن بی‏‌کفایتی و ناتوانی حکومت نیز مزید برعلت گردیده است، اما بدون تردید تداوم بن‏‌بست سیاسی یکی از عوامل و انگیزه‏‌های اصلی تشدید این امر می‏‌باشد. حتا می‌توان به صراحت گفت که چنددستگی‌های انتخاباتی آشکارا در میان نیروهای امنیتی نیز مشاهده می‌شود. این امر تاثیرات منفی و پیامدهای خطرناکی را برای وضع امنیتی کشور در پی دارد. شاید تشدید ناامنی و جان گرفتن دوباره طالبان در برخی از نقاط به همین دلیل باشد. بنابراین اگر نخبگان سیاسی و مسئولین ستادهای انتخاباتی است با درک حساسیت و شرایط ویژه کشور و تهدیدهایی که منافع ملی و امنیت کشور را هدف گرفته است با از خودگذری و تمکین در برابر قانون و رعایت مصالح علیای کشور راهکاری را برای پایان بخشیدن به غائله و جنجال انتخاباتی در پیش گیرند که به طور قطع در کاهش ناامنی‌ها و نگرانی‌های کنونی موثر واقع شود.

عزم مخالفین برای به دست گرفتن قدرت: مخالفین مسلح با درک چنین وضعی و با استفاده از بی‏کفایتی حکومت و شکاف و تشتت در میان نخبگان سیاسی در تلاش بوده‏اند تا با تشدید ناامنی‌ها بر روند اوضاع مسلط شوند. البته در این زمینه حمایت و تشویق حامیان بیرونی از آن‏ها نیز تاثیر بسیار جدی داشته است.

آنان با درک ذهنیت خسته و پریشان مردم و بیزاری آن‌ها از جدال‌های ناتمام و بن‏‌بست خسته‏‌کننده انتخاباتی، خواهند توانست در افکار عمومی نفوذ نموده و فضای مناسب برای جولان دادن پیدا نمایند. روی آوردن طالبان به جنگ‌های جبه‌ه‏ای و پیدا کردن چنین جسارتی پس از سیزده سال استقرار حکومت مرکزی خود گویای بسیاری از مسایل و کاستی و بی‏‌کفایتی‌های حکومت شمرده می‌شود.

بنابراین تا هنگامی که کم از کم موجودیت موارد یاد شده بر فضای سیاسی کشور تنیده باشد جز بحرانی شدن بیش از پیش اوضاع و احتمالاً بازگشت کشور به سال‌های پیش از 2001 ، انتظاری بهتر برده نمی‌شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده