صلح، گروگان آدرس یا اراده سیاسی؟

پس از بسته شدن دفتر طالبان درقطر، تلاش‏‌ها برای گشایش دفتری دوباره برای این گروه آغاز شد. در هفته‏‌های اخیر از وزارت خارجه پاکستان نقل قول شد که احتمالاً قطر این بار نیز میزبان گروه طالبان خواهد بود اما وزارت خارجه افغانستان ضمن ابراز بی‏‌اطلاعی از این اظهارات، در هفته گذشته اعلام کرد که کابل علاقمند است تا دفتر طالبان دریکی از کشورهای اسلامی و مشخصاً عربستان سعودی یا ترکیه گشایش یابد.

در ضرورت اینکه مکانی برای مراجعه به گروه طالبان وجود داشته باشد، شکی نیست و می‏‌طلبد تا آدرس مشخصی که ازانظار بین‏‌المللی نیز دور نباشد، برای پیدا کردن این گروه و دست یافتن به نمایندگان واقعی آنان، باید وجود داشته باشد، زیرا در فقدان چنین مکانی و مراجعه افرادی به نام نمایندگان این گروه به حکومت افغانستان یا شورای عالی صلح ممکن است حوادث تلخ گذشته را برای چندمین بار تکرار نماید: حوادثی همچون معرفی بقال و دکاندار شهر کویته به عنوان نماینده این گروه و بردن صدها هزار دالر از خزانه ارگ ریاست‏‌جمهوری و یا هم حضور هراس‏افکنی درلباس نماینده‏‌ی مصلح طالب و ازبین بردن مقام‏‌های عالی همچون استاد برهان‏الدین ربانی و …!!

از این منظر، بسیار بعید است که فرد یا گروهی مخالف بازشدن دفتر طالبان باشد اما اینکه این دفترچگونه و در کجا باز گردد، می‏تواند حرف و حدیث‏‌های زیادی را به دنبال داشته باشد. دیدگاه حکومت، طالبان، حلقات سیاسی و اپوزیسیون دراین باره مهم است اما به نظر می‏رسد که پیشنهاد کابل مبنی بر بازشدن این دفتر در ترکیه و یا عربستان سعودی مورد پذیرش طالبان و یا قبول حلقات سیاسی درکابل قرار گیرد!

طالبان، به دلیل حضور نیروهای نظامی ترکیه درچوکات نیروهای ناتو در افغانستان که از نظر این گروه افغانستان دراشغال خارجی‏‌ها قرار دارد، اصولاً نمی‏تواند این کشور را برای دفترسیاسی خود انتخاب کند و با عربستان سعودی نیز از سال 2001 به اینسو، چندان رابطه‏‌ی دوستانه ندارد تا مایه دل‌گرمی این گروه برای انتخاب آدرس سیاسی در این کشور باشد.

حلقات سیاسی در داخل کشور نیز رابطه پاکستان با ترکیه و عربستان را بهتر و بالاتر از رابط پاکستان با کشور قطر می‏داند و احتمال می‏دهند که پاکستان برای تأمین خواسته‏‌های خود زمینه‏‌های بیشتر از قطر را در این دو کشور داشته باشد و لذا گشایش دفتر طالبان در یکی از این دو کشور تاثیرگذاری پاکستان بر روند صلح را در راستای سودجویی این کشور مساعدتر خواهد نمود.

براساس این برداشت، گروه‏‌های خارج از حکومت در کابل، چندان موافق با بازشدن دفتر این گروه در یکی از دو کشور یادشده نیستند.

نکته مهم‌تری که در مورد عربستان سعودی وجود دارد این است که این کشور با دید ایدئولوژیک به قضایای سیاسی افغانستان می‏‌بیند.

این کشور، به جای تلاش برای توسعه سیاسی درافغانستان، بیشتر می‏‌کوشد تا با نگاه متصلبانه، قشری‏گرا و غیردموکراتیک به مولفه‏‌های حکومت‏‌داری و نظام سیاسی کشور، دیدگاه‏‌های منحصربه فرد خود را در حاکمیت سیاسی آینده افغانستان تحمیل کند که به هیچ وجه نه به صلاح مردم افغانستان است و نه به بهبود وضعیت امنیتی، سیاسی و اجتماعی افغانستان کمک خواهد کرد.

بنابرآنچه گفته شد، برای بازگشایی دفتر طالبان باید مکان سومی را جستجو کرد که نه پاکستان قادر به نفوذ و تاثیرگزاری در آن باشد و نه افغانستان و طالبان با آن مشکلی را احساس کنند.

اما آنچه مهم‌تر از مکان مذاکرات می‏باشد، پیدایش اراده سیاسی برای جمع شدن دور یک میز است. متأسفانه تاکنون گروه طالبان، حکومت کابل را به عنوان یک حکومت مشروع، ملی و مستقل به رسمیت نمی‏‌شناسد تا با آن وارد مذاکره گردد. حتا این گروه دفتر قطر را برای گفت‏‌وگو با امریکا گشوده بود و نه برای مذاکرات صلح با کابل!

با این وجود، اولین گام برای آغاز صلح، اراده و تصمیم سیاسی برای حضور در اطراف یک میز است. دومین گام بیرون آمدن از ابزاری‏‌شدن گروه طالبان و قرار گرفتن در دام سیاسی بیگانگان بخصوص اهداف سیاسی پاکستان درافغانستان است که اگر این مهم برآورده شود، محل گشایش دفتر طالبان، موضوعیت نخواهد داشت. سومین گام، مبارزه سرسختانه با پدیده خشونت و ترور با هر گروه و در هر لباس و هر شیوه و حضور قدرت‌مندانه افغانستان در اطراف میز مذاکرات است.

و چهارمین گام، پاسخ درست و برگرفته از عقلانیت سیاسی به نگرانی‏‌های پاکستان در عرصه‏‌های مختلف از جمله خطوط مرزی، عدم تهدیدهای هند علیه پاکستان از خاک افغانستان و تأمنین منافع این کشور مطابق با چارچوب‏‌های متعارف کشورهاست!

مجموعه آنچه تذکار رفت، احتمالاً بتواند که برای رسیدن به صلح درافغانستان مفید واقع گردد در غیرآن، بنظر نمی‏‌رسد که تغییرمکان گفت‏‌وگو، کمک موثری در این روند نماید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده