مستندساز مصوروقایع خونین افغانستان

واقعه‏‌نگاری، مستندسازی و بازتاب رویدادهای چند دهه پسین در افغانستان مثل گذشته تاریخی این کشور همچنان در غباری از ابهام و تحریف گنگ و ناپیداست.

انگشت‏‌شمار مستندسازانی را می‌توان یافت که وقایع جنگ و تحولات سیاسی اجتماعی افغانستان را بدون دستکاری ثبت کرده باشند.

کسانی که در این امر مشارکت داشتند، از زاویه‏‌های متفاوت به این رویدادها پرداخته‏‌اند. کسانی که در صحنه نبردهای خونین حضور داشتند تا رویدادهای جنگ را بازتاب دهند به نحوی وابستگی ایدیولوژیکی یا تباری با طرف‌های درگیر داشتند و این مسئله مانع نگارش بی‌طرفانه واقعه می‏شد.

گروه‌های مجاهدین، خود رسانه و بنگاه‌های خبرپراکنی داشتند و رویدادها را از زاویه دید خودشان منعکس می‌کردند. طرف‏‌های درگیر در جنگ افغانستان همواره برای کشتار مردم، ویرانی و خان‏مان‌سوزی بهانه‏‌ها و توجیهاتی داشتند تا آتش جنگ‌ها را شعله‌ور نگهدارند.

ثبت رویدادهای بی‌طرفانه جنگ افغانستان پس از کشته شدن داوودخان و تهاجم ارتش سرخ به این کشور، چگونگی تجهیز و تمویل جنگجویان افغان در زیر چتر حمایتی امریکا و عربستان سعودی، شکست شوروی، خونریزی داخلی بر سر تقسیم قدرت، ظهور طالبان، ادامه جنگ‌های شورشیان برای براندازی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و سیزده سال نبرد نیروهای جهانی علیه هراس‏افکنی به رهبری امریکا در افغانستان از جهات مختلف برای واقعه‏‌نگاران مهم و حیاتی است؛ امری که اگر درست واکاوی و ارزیابی نشود می‌تواند زمینه کج‏‌فهمی‌ها و تحریف‌ها را فراهم سازد و واقعیت‌ها و رخدادها در غبار تحریف وقایع نابود شوند.

با اینکه در افغانستان امکان نگارش و ثبت بی‏‌طرفانه اسناد مربوط به جنگ همواره با تهدیدها و خطرهایی مواجه بوده و کمتر اتفاق افتاده است که این رویدادها به صورت واقعی ثبت شده باشند، این نگرانی اکنون نیز وجود دارد که اسناد مربوط به رویدادهای دست کم سه دهه اخیر افغانستان به صورت درست نگهداری و طبقه‏‌بندی نشده و امکان دارد با گذشت زمان راویان رویدادها و حاملان این اسناد مهم جنگ دست‏‌نیافتنی شوند، از این جهت دولت افغانستان به‏‌ویژه وزارت اطلاعات و فرهنگ می‏تواند نقش مهمی در گردآوری، ثبت و نگهداری این اسناد داشته باشد تا نسل من و نسل‌های بعد بتوانند با مراجعه به این اسناد، خطی، تصویری و شنیداری، وقایع گذشته را آیینه عبرتی سازند برای آینده، وقایعی که از درس‌ها و پندهایش تا هنوز نیاموختیم.

«افغانستان یک جنگ در خاطره‌ها»*

چندی پیش، دوستی نسخه فارسی کتاب مصور«افغانستان یک جنگ در خاطره‌ها» اثر وزین رابرت نکلس‌برگ را به منظور ارزیابی به من داد. من با استفاده از این توفیق اجباری این کتاب را خواندم و به عکس‌ها و صحنه‌هایی که از میدان‌های جنگ در مقاطع مختلف بحران افغانستان در چهار دهه اخیر گرفته شده بود، خیره شدم.

دیدن این کتاب مصور برای من از این جهت با اهمیت است که رویدادهای خونین افغانستان به روایت تصویر با کمال امانت‏‌داری ثبت شده و دست‌های پنهانی که در این خشونت‌ها دست داشتند، آشکار شده‏‌اند.

رابرت نکلس‌برگ عکاس و روزنامه‏‌نگار مشهور امریکایی، حاصل 26 سال کار و فعالیت‏‌های روزنامه‏‌نگاری خود را در کتاب «افغانستان یک جنگ در خاطره‏‌ها» گردآورده است.

این عکاس و روزنامه‏‌نگار کارکشته و با تجربه‏‌ای است که لنز کمره‏اش با میله‌های توپ و تفنگ در صحنه‌های نبرد حضور داشته و در گرماگرم جنگ با شجاعت تمام رویدادها را به تصویر کشیده است.

او در این کتاب پیامدهای تکاندهنده جنگ، فقر، ستم و خشونت را در افغانستان به تصویر می‏کشد. این کتاب حاوی عکس‏‌هایی از سال 1988 سرآغاز نبرد جنگجویان افغان با نیروهای مسلح شوروی تا 2013 است.

در یکی از روزهای سال 1988 رابرت نکلسبرگ با گروهی از مجاهدان افغان از مرز پاکستان داخل افغانستان شد و عکس‌های باورنکردنی از میدان‌های نبرد گرفت.

او با مجله تایمز به عنوان عکاس قراردادی کار می‌کرد. محور اصلی سوژه‏‌های نکلسبرگ تغییرات سیاسی و فرهنگی در کشورهای در حال توسعه بود.

مجموعه مستند عکس‏‌های او از رسانه‏‌های دیداری مانند تایم، نیویارک تایمز، نیوزویک، وال استریت ژورنال، فایننشال تایمز، گاردین، پاریس مچ، شترن، سی‏ان‏ان و ان‏بی‏سی نشر شده است و او در نمایشگاه‏‌های چون موزیم هنری فیلادلفیا، مرکز عکاسی جهانی و بنیاد امریکای نو به نمایش گذاشته شده است.

عکس‏‌های نکلس‌برگ با مقالات و گزارش‌هایی از رویدادهای خونین افغانستان در مجله تایم و نیویارک تایمز منتشر شده است.

کتاب «افغانستان یک جنگ در خاطره‏‌ها» بیش از صد عکس رنگی، یادداشت‌ها و توضیحاتی از نکلس‌برگ را همراه دارد.

همچنین در این کتاب مقدمه ارزشمندی از جان لی اندرسن، روزنامه‏‌نگار و همکار مجله نیویارکر آمده است. جانلی اندرسن از 1980 میلادی به این طرف گزارشگر رویدادها و کشمکش‌ها در سراسر جهان برای روزنامه نیویارکر بوده و در اواخر دهه هشتاد میلادی گزارش‌هایی از افغانستان تهیه کرده است.

او در این پیشگفتار رویدادهای افغانستان، سیاست‌های شوروی سابق و بحران داخلی امریکا، تاثیرات پیامدهای جنگ سرد را در افغانستان توضیح می‏دهد.

جان لی اندرسن به نقل از رابرت نکلسبرگ می‌نویسد که چگونه جنگ در افغانستان برای ایالات متحده امریکا به یک جنگ در خاطره‌ها تبدیل شد و اهمیتش را از دست داد، اما فراموشی افغانستان و واگذاری جنگجویان به حال خود، زمینه را برای شکل‏‌گیری جریان‌های تندرو اسلام‌گرا، فراهم ساخت و لاجرم پای امریکا را دوباره به افغانستان کشاند، طولانی‌ترین و پرهزینه‏‌ترین جنگ در تاریخ امریکا که دستاوردی ملموس نداشت و شورشیان را نتوانست از پا درآورد.

در این کتاب تصویری، مقالات ارزشمندی چون «پایان جنگ سرد» از احمد نادر نادری، «یک سرزمین بدون قانون»، «جنگ‌سالاران، دسیسه‏‌گران- جاسوسان» از ستیوکال، «ظهور طالبان» از احمد رشید، «جنگ امریکا در افغانستان» از تم مک‌گرک و داستان «حجره» از مسعود خلیلی نیز گرد آمده است.

نکلسبرگ در پانوشت عکس‌های مستندی از جلال‏‌الدین حقانی در ماه می 1990 میلادی چشم‌دیدهایش را از اردوگاه‌های شورشیان در نزدیک مرز افغانستان این گونه می‌نگارد:

«داینامیک‏‌های سیاسی در جنوب آسیا بعد از خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی تغییر کرد. در هندوستان، جنگجویان کشمیری آهسته‏‌آهسته به اسلحه دسترسی پیدا کردند. شایعاتی مبنی بر اینکه عده‏‌ای از این جنگجویان کشمیری در اردوگاه‌های آموزشی جلال‏‌الدین حقانی، جنگ‌سالاری که مورد حمایت سازمان استخباراتی پاکستان، سعودی و اسامه بن لادن قرار داشت، آموزش دیده بودند. پاکستان کشمیری‏‌ها را بعد از ختم برنامه‏‌های آموزشی‏‌شان به هندوستان قاچاقی می‏‌فرستاد. انتنی دیوس، رحیم‏‌الله یوسفزی و من در ماه می 1990 به اردوگاه‌های نزدیک مرز افغانستان در وزیرستان شمالی سفر کردیم. حقانی تائید کرد که کشمیری‏‌ها در اینجا آموزش می‌بینند. البته او خود به صفی از کشمیری‏‌هایی اشاره کرد که تازه از آموزش برگشته بودند. در سفر دیگری که به محل داشتیم با اتباع سعودی برخوردیم که جهت تفریح به پیشاور و از پیشاور به افغانستان آمده بودند تا چند روزی را صرف گلوله‏‌باری به پادگان نظامی در خوست کنند. ما همچنان با اسلام‏‌گرایان افراطی از افریقای شمالی، شرق میانه و حتی چین صحبت کردیم. همه‏‌شان می‌خواستند با حکومت نجیب مبارزه کنند و سپس جنگ را به کشورهای‏شان انتقال بدهند. عده‏ زیادشان کشته شدند ولی صدها تن جان سالم به در بردند.» ( افغانستان یک جنگ در خاطره‌ها، ص 24)

در کل این‌ها، تنها یک نمونه از ریزبینی و ظرافت کارهای نکلسبرگ در ثبت زنده رخدادها در افغانستان و سیاست‏‌های پشت پرده کشورهای دخیل و سازمان‏‌های استخباراتی است.

یکی از عکس‏‌هایی را که نکلسبرگ در جریان جنگ گرفته، مجاهدی را نشان می‏دهد که موشک استنگر ساخت ایلات متحده امریکا را بر شانه‏‌اش حمل می‌کند. سازمان جاسوسی امریکا، سی‏‌آی‏‌ای صدها موشک استنگر ضدهواپیما را به پیکارجویان افغان داد که این موشک‌ها در پیروزی مجاهدان نقش مهم داشتند.

به بیان نکلس‌برگ، ناگهان مردانی که هنوز مفهوم هواپیما را نمی‌دانستند، مجهز با سلاحی شدند که فقط با یک ماشه، هواپیما را سقوط می‏دادند.

او در این کتاب می‏نویسد که پس از عقب‏‌نشینی ارتش سرخ، هر چیز ممکن به نظر می‌رسید. میزان اعتماد به نفس پیکارجویان افغان را می‌توان از این شعار فهمید که می‌گفتند:«اول کابل و بعد بخارا» بخارا از شهرهای کهن و تاریخی آسیای مرکزی (پنجمین شهر بزرگ ازبکستان) است. مجاهدان افغان تصمیم گرفته بودند که پس از فتح کابل بخارا را از سلطه شوروی آزاد سازند!

به بیان کوتاه می‌توان گفت که نکلس‌برگ مستندساز مصور رویدادهای خونین افغانستان است. عکس‌ها و یادداشت‌های او در این کتاب می‌تواند مرجع معتبری برای پژوهش‌گران و واقعه‏‌نگاران ملی و بین‌المللی باشد. این کتاب هم اکنون به زبان‏ه‌ای انگلیسی و فارسی در دسترس است.

* نسخه PDF این کتاب در وب سایت منابع معلوماتی افغانستان موجود است.

http://catalog.acku.edu.af/cgi-bin/koha/opac-detail.pl?biblionumber=29045

0 پیام برای این مطلب ثبت شده